Lilypie Second Birthday tickers
یک عاشقانه آرام

پسرکم خوابید و دیدم من ظهر خوابیدم و الان حالم خوبه. تندی تا روی مود هستم بیام بنویسم از اون فرآیند پاکسازی. محصولاتی که خانم خ نمایندگی اش رو داره محصولات CE هستند که پایه گیاهی دارند و قیمتشون به نسبت کارایی اش به نظرم بسیار مناسبه. این خانم توی کلینیک خودش از همین محصولات برای مشتری ها استفاده میکنه. من هم گرفتم و استفاده کردم و واقعا حس خوبی نسبت بهش داشتم.

خوب اول از همه همونطور که قبلا هم گفتم از بیرون که اومدید باید آرایشتونو سریع پاک کنید. هر چی کمتر آرایش روی پوست بمونه بهتره. برای پاک کردن آرایش میتونید از لوسیون ها، شیرپاک کن ها و محلول های موجود در بازار استفاده کنید. شیرپاک کن اگه روش نوشته باشه که مخصوص صورت و زیر چشم هست میتونه به زیرچشم هم زده بشه در غیر این صورت باید یه محصول خاص زیرچشم برای پاک کردن آرایش داشته باشید. چون پوست زیر چشم خیلی حساسه و زود صدمه می بینه.

بعد از پاک کردن آرایش حتما حتما باید از فیس واش استفاده کرد. شیرپاک کن آرایش شما رو به صورت محلول در میاره و کاملا آرایش از روی پوست پاک نمیشه و حتما باید شسته بشه. فیس واش رو بسته به مشکل پوستی که دارید می تونید انتخاب کنید. مثلا اگر کسی جوش داره فیس واش جوش، اگر منافذش بازه فیس واش مخصوص منافذ، اگر تیرگی و کدری داره خاص همون مشکل. بعد از زدن فیس واش صورت رو باهاش ماساژ میدیم و می شوریم. خوب حالا فکر میکنیم صورتمون تمیز شده، در صورتیکه هنوز مقداری آرایش روی پوست مونده. از طرفی منافذ صورت در این مرحله باز شده پس نیاز داریم که تونر بزنیم تا منافذ رو ببندیم و پ هاش پوست رو نرمال کنیم. تونر رو من مدت هاست سینره استفاده میکنم و منافذم خیلی خیلی بهتر شده. اما باز بسته به سلیقه میتونین هر چی که فکر میکنید برای پوستتون مناسبه استفاده کنید.

تونر رو با پنبه روی صورت می زنیم و توجه میکنیم که زیر چشم نزنیم. تونر در ضمن نیاز به آبکشی هم نداره.

بعد از اون کرم شبی که استفاده میکنید و کرم دور چشم رو بزنید. من در حال حاضر یه کرم که دکتر توسلیان بهم داده استفاده میکنم که خیلی هم ازش راضیم. کرمش دست سازه. حالا تو یه پست در مورد دکتر توسلیان هم به صورت مشروح خواهم گفت.

این روندی هست که هر شب باید داشته باشید. هر روز صبح هم صورتتون رو با فیس واش میشورید و حتما حتما تونر میزنید. بعدش روش یه ضدآفتاب بیرنگ میزنید. من خودم الاروی کرم پودری رو استفاده کردم و راضی بودم ازش اما خانم خ میگفت در درازمدت ضدآفتاب های کرم پودری هم منافذ رو باز میکنن و هم کدری پوست میارن. این شد که مصرفش رو خیلی خیلی کم کردم تا همین که دارم تموم بشه و بعدش یه دونه بیرنگ بگیرم. در ضمن ایشون بسیار تاکید داشتند که اگه ضدافتاب میزنید و در معرض آفتاب هستید، حتما هر دو ساعت یه بار باید تمدیدش کنید وگرنه هیچ فایده ای نداره و نزنید حتی بهتره.

من خودم خیلی اهل آرایش نیستم و سعی میکنم ملایم آرایش کنم. خانم خ هم تاکید داشتند که آرایش رو به حداقل برسونید و بذارید پوستتان نفس بکشه.

چند تا از خطاهای پوستی:

1- طرف جوش داره میره داروخانه بهش صابون میدن، صابون رو میزنه پوستش میشه مث سنگ پا از خشکی و کلی باید مرطوب کننده بزنه تا خشکی برطرف بشه. بعد یه مدت جوشاش بدتر از قبل میشه و اصلا فاتحه پوستش خونده میشه.

2- شبا با آرایش میخوابن خیلی ها و روز بعد روی همون آرایش تمدید میکنن. این باعث میشه کلی جوش زیر پوستی تولید بشه.

3- پوستشون رو نمیشناسن و محصول اشتباهی مصرف میکنن

4- با بوتاکس و ژل و تزریق سعی میکنن مشکلات پوستیشونو به صورت موقت حل کنن.

5- زیرچشم ضدآفتاب یا کرم پودر میزنن(زیر چشم اگه نیاز به کرم داره فقط باید کانسیلر زد)

مراحل ویتامینه کردن پوست هم با هر محصولی که در دسترس دارید به شرح زیره:

1- پاک کردن آرایش با شیرپاک کن صورت و چشم

2-شستن صورت با فیس واش

3- تونر

4- اسکراب و لایه برداری از پوست

5- تونر

6- ماسک صورت( من یه کرم میزنم که حالت ماد داره و خیلی عالیه برای روشن سازی پوسته و تاثیر شگرفی داره)

7- تونر

8- مرطوب کننده، کرم ویتامین سی، آب رسان و ...( بسته به اینکه دلتون میخواد چه نتیجه ای بگیرید یکی از اینها رو انتخاب میکنید)

بعد از هر بار اسکراب، فیس واش و ماسک حتما باید تونر زده بشه که منافذ صورت بسته بشه و پ هاش پوست متعادل بشه.

در ضمن ایشون میگفتند مثلا طرف خیار رو برمیداره شروع میکنه پوستش رو مالیدن روی صورتش. میگفت این خیارها شما مطمئنید که آلوده نیستند؟ میگفت در صورتی که از ارگانیک بودنش مطمئنید این کار رو بکنید. وگرنه انواع و اقسام ماسک های کرمی و نقابی با بهترین قیمت توی بازار هستند که میتونید اونها رو تهیه کنید.

ویتامینه کردن در ماه اول باید هر هفته انجام بشه. ماه دوم هر دو هفته یک بار و از ماه سوم ماهی یکبار باید انجام بشه.

خوب امیدوارم که این چیزا که گفتم به دردتون بخوره و یه کم وقت بیشتری برای پوست خودتون علی الخصوص پوست صورت بگذارید و بازتابش رو در کوتاه مدت در آینه ببینید. بانوهای زیبا شما لایق بهترین ها هستید، شک نکنید.

دوستتون دارم خیلی زیاد. قلب

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ توسط لبخند نظرات ()

همه چیز از یک روز بعدازظهر شروع شد که مشغول گشت و گذار در سایت تخفیفان بودم. آگهی در مورد یک دوره پاکسازی پوست می گفت. من هم که عاشق و شیفته این مباحث. یک ساعتی بالا و پایین کردم و بالاخره خریدمش. فقط 18 هزار تومان. با خودم فکر کردم حتی اگر چیز جالبی توی کلاس نگن بازم من چیز زیادی از دست نداده ام. دوره دو جلسه 4 ساعته بود در یکی از سرای محله های شرق تهران که از قضا خیلی هم اکتیو و پرکار بودند برگزار میشد. مدرس خانم محجبه ای بود که حتی یک رژ خشک و خالی نداشت. صورتش عاری از هر آرایشی بود و پوستش خیلی شفاف و بدون مشکل به نظر می رسید. توی کلاس 15 نفر خانم ثبت نام کرده بودند که هر یکی به نوعی با مشکلات پوستی دست به گریبان بودند. خانم خ (مدرس دوره) صحبت هاشو با شرح و توصیف انواع و اقسام پوست ها شروع کرد. چیزهایی که میگفت رو تا حدی می دونستم اما در برنامه روزانه ای که برای پوستم داشتم یکی دو نکته رو رعایت نمیکردم اما وضعم از همه بچه هایی که توی کلاس بودند بهتر بود. یکی میگفت من شب با آرایش میخوابم، یکی میگفت من با صابون گوگردی صورتم رو میشورم. یکی میگفت با شامپو بچه و ...

خانم خ در مورد خطاهای رایج پوستی گفت، در مورد چیزهایی که الان خیلی خانوم ها دنبالشن و خلاصه نفهمیدم 4 ساعت چطور گذشت. آخرش هم یه نفر رو آورد وسط و گفت بگید مشکلات پوستیش چیه؟ خلاصه جلسه اول خیلی عالی بود. جلسه بعدی هفته بعدش بود و یه سری محصولات رو معرفی کرد و روند ویتامینه کردن پوست و اسکین کر که هر شب و روز باید داشته باشیم.

جلوی چشم هممون یه نفر رو فیشیال کرد و روندی که گفته بود رو به صورت عملی انجام داد. این دوره 8 ساعته یکی از بهترین دوره هایی بود که تا حالا داشتم و کلی چیز یاد گرفتم. آخر جلسه هم همه کرم هایی که برای ویتامینه کردن لازم داشتم رو از خودش خریدم و اومدم خونه. اول روی خودم انجام دادم کار رو. بعدش روی خواهرها و دختر عمه. روز بعدشم روی خواهر شوهر و مادرشوهر. تا الان روی 10 نفر این کار رو انجام دادم و وقتی پروسه تموم میشه و می بینم پوستهاشون چه برقی میزنه کیف میکنم و واقعا لذت می برم.

یه پست قبلا گذاشته بودم راجع به نکات پوستی اون روند فقط ی چیز کم داره و اون استفاده از فیس واش هست. خانم خ گفت استفاده از صابون دیگه منقرض شده و صابون کلی به مشکلات پوستی اضافه میکنه. بعد از پاک کردن آرایش با شیرپاک کن و پاک کردن زیر چشم با شیرپاک کن مخصوص چشم، باید صورت رو با فیس واش شست. بعدش چون منافذ پوست کاملا باز میشه باید تونر زد که من همونطور که گفتم از محصول سینره استفاده میکردم که خیلی خوب و عالی هستش و راضی هستم. بعد از تونر هم شب ها کرم شب و روزها کرم روز. کرم دور چشم هم که از 30 سال به بالا جز واجباته.

به جرات میتونم بگم توی همین ده روز خیلی از جوش های صورتم کمتر شده و خیلی خیلی روشن تر و شفاف تر شده.

خلاصه که امروز خانم خ رو ازش خواهش کردم بیاد خونه مامان اینا، چون بهم گفت ظهر شرق تهران تولد دعوته. با خواهری و برادر رفتیم دنبالش و آوردیمش خونه مامان اینا و خواهرها، دخترعمه، خواهر شوهر، برادر و شوهر خواهر رو ویزیت کرد ومشکلات پوستیشون رو گفت و قرار شد شروع کنن به مراقبت بیشتر از پوستشون و اسکین کر رو توی برنامه روزانه اشون بگنجونند. درسته که ایشون این وسط کرم هاشو میفروشه اما به نظرم اونقدر خالصانه برای همه وقت گذاشت که حلالش باشه هر پولی که می گیره.

بانوهای محترم، شماها که از صبح تا شب غرق کار و روزمرگی ها هستید. روزی 20 دقیقه برای خودتون وقت بذارید و به پوست نازنینتون برسید. شما لایق بهترین ها هستید. شما لازم ندارید برید بوتاکس کنید یا ژل و چربی تزریق کنید. من به شدت با این چیزا مخالفم. همون روزی 20 دقیقه کار خودشو خواهد کرد. روزی 10 لیوان آب بخورید. حتما حتما میوه بخورید. از مغزهای پسته و بادام هر روز بخورید. روغن زیتون روی سالاداتون فراموش نشه.

 

پ.ن 1: بالاخره قرار وبلاگی رو گذاشتم. بیش از 20 نفر پیغام داده بودند که دوس دارن بیان سر قرار و شماره گذاشته بودند. از این 20 نفر، 10 نفر تایید کردند که میان سر قرار و در اخر در پنجشنبه روزی در پارک آب و آتش فقط من بودم و الهه و عطیه عزیزم. اما روز بسیار بسیار خوبی بود و در کنار این دو عزیز کلی لحظات خوبی داشتم. ممنون که اومدید و حیف که نشد بقیه رو ببینم. برای همتون بهترین ها رو آرزومندم.

جالب اینجا بود که همون روز توی پاساژ نزدیک خونه مادر شوهر مستانه و علی رو دیدم. یهویی دیدم یه خانومی با من سلام و علیک کرد. من نشناختمش. و بعد گفت من مستانه هستم. اینقدر هیجان زده شده بودم که حد و حساب نداشت. بعد دیدم پایین پاش علی وایساده. علی همش سه روز از نیکان بزرگتره. بعد بهش گفتم منو از کجا شناختی؟؟ گفت از روی نیکان. وای که از خنده داشتم میمردم که نیکان چقدر توی ذهن ها میمونه و با وجود اینکه اون زیر میرا داشت با لاک ها ور میرفت ولی مستانه شناخته بودش. همون چند دقیقه خیلی خیلی خوب بود و یه حس خوشی که اصلا نمیتونم توصیفش کنم داشتم. دیدن دوستان مجازی همیشه برای من پر از هیجانه همیشه و این بار هم باز کلییییییی شاد شدم.

پ.ن 2: کمتر از یک ماه دیگه من و نیکان گلی به همسرم در دانمارک ملحق خواهیم شد. این مدت منتظر ویزای پسری بودیم که شکر خدا بالاخره هفته پیش اوکی شد و پاسپورتامون به دستمون رسید. هیجان دارم خیلی زیاد.

 منتظر پست های بعدی من در اولین فرصت باشید.

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ توسط لبخند نظرات ()

انگار سال هاست که ننوشتم. انگار که کلمات توی ذهنم خشک شده اند. منکه وقتی شروع میکردم دیگر کسی جلودارم نبود حالا باید کلی زور بزنم تا بنویسم. همیشه نوشتن آرامم میکند. برای همین تصمیم گرفته ام دوباره بنویسم. نه برای اینکه کسی بخواند نوشته های من را. فقط و فقط برای خودم و برای اینکه دوباره آرام شوم.

16 بهمن 93 برای همیشه کوله بارمون رو از دبی بستیم و با فروش وسایل چوبی خونه، وسایل باقیمونده شد 40 جعبه که رفتند تا با کشتی برن به مقصد دانمارک. از ابتدای سال 93 داشتیم روی این برنامه کار میکردیم تا اینکه همه چیز دست به دست هم داد تا این اتفاق بیافته. دل کندن از دبی به معنای واقعی کلمه کار سختی بود. من بهترین سال های زندگیم رو توی این شهر گذروندم. نیکان توی دبی به دنیا اومد و توی محیط سرسبز گرینز راه رفتن رو یاد گرفت. دوستانی داشتیم بی نظیر و مهربان که با تک تک اونها خاطراتی به یاد ماندنی داشتیم. دبی بخشی از زندگی ما بود که هرگز فراموشش نخواهیم کرد و من هنوز هیچی نشده دلم برای این شهر تنگ شده. اینکه چرا این تصمیم رو گرفتیم یک داستان شخصی است که دلم نمیخواد بازش کنم اما موضوع مهم اینه که دلیل نمیشه چون دیگه دبی نیستم بگم اون شهر فلان بود و بهمان بود و خوب بود یا خوب نبود. 5 سالی که توی این شهر بودیم بهترین اتفاقات زندگیمون برامون افتاد و من عمیقا وقتی داشتم این شهر رو ترک میکردم بغض داشتم.

همسرم ده روز در تهران با ما بود و بعد برای شروع به کارش راهی دانمارک شد. من و نیکان اما همچنان در تهران به سر می بریم و منتظریم که وسایل به مقصد برسه تا هر چه زودتر به همسر بپیوندیم.

اما بگم از روزهای پایانی سال و ابتدای سال 94 که به نظر خودم کاملا افسرده و بی انرژی بودم. روزهای آخر سال یاد پدرم یک لحظه هم من رو رها نمیکرد. پدرم همه جا با من بود. اصلا همش بغض داشتم. شب ها یواشکی گریه میکردم. اما دلم اروم نمیشد. روز اول عید که خونه غلغله مهمان بود راه و بیراه گریه ام می گرفت. جای پدرم به شدت خالی بود. انگار یک چیزی کم بود توی خونه. هفته اول عید خیلی سرحال نبودم و اصلا از اون مود رخوت در نمی امدم. به خودم آمدم دیدم شده ام یک مادر افسرده که نه حوصله خودش را دارد نه بچه اش و نه هیچکس دیگر. هفته دوم اما خیلی اوضاع بهتر بود. تصمیم گرفتم بهتر از آن باشم که هستم. دوباره انگار خون جاری شده بود توی رگهایم. سعی کردم بیشتر بیرون از خانه باشم و هر طور شده تلاش کنم تا خوش بگذرانم. الان که اینجا نشستم و تایپ میکنم روحیه ام زمین تا آسمان با یک ماه پیش فرق میکند و تصمیم گرفته ام مدت زمان باقیمانده اقامتم کاملا مفید و بی نظیر باشد.

از این به بعد بیشتر اینجا خواهم نوشت از همه چیز. از پسرکم که این روزها بزرگ شده و مثل بلبل برایم سخنرانی میکند، از همه تجربیات کوچک و بزرگی که در این مدت داشتم و از همه چیزهای خوبی که شادم میکند.

راستی سال نو همگی مبارک من آمده ام که شروعی دوباره داشته باشم. منتظر پست های بعدی من باشید.

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/٢٢ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ توسط لبخند نظرات ()

اینقدر اینجا گرد و خاک گرفته که نمیدونم باید چی بگم. از همه کسانی که توی این مدت همراهم بودند، حالم رو پرسیدند و توی وبلاگ هاشون با من همدردی کردند واقعا سپاسگزارم. من خدا رو شکر خوبم. هنوزم هم خیلی وقت ها یاد پدرم میافتم اشک از چشام سرازیر میشه. یادش و خاطراتش همیشه با من هست. اما خوب زندگی جاریه و نمیشه با سوگواری دایم زندگی رو به خودم و اطرافیان زهر کنم. تلاش کردم و میکنم که روحیه ام رو حفظ کنم و برای آرامش پدرم دعا کنم. این روزها بسیار سرم شلوغه. فصل جدیدی از زندگیمون داره شروع میشه که سر فرصت در موردش خواهم نوشت. همتون رو دوست دارم و ممنونم که هستید. ماچ

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٠/۱٤ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط لبخند نظرات ()

اینها رو به تو میگم آرزو که حال دلم رو میدونی این روزها. شاید هیچکس اندازه تو نمیفهمه توی دلم چه غوغاییه. وقتی خبر فوت مادر نازنینت رو فهمیدم، یهویی انگار یه چیزی توی دلم لرزید، دلم هری ریخت پایین و بی اختیار اشکهام سرازیر شد. اشک هایی که انگار خیال تموم شدن نداشتند. آرزو وقتی خبر فوت ناگهانی پدرم رو بهم دادند دوست داشتم کنارم بودی و های های توی بغلت گریه میکردم. لحظات خیلی سختی بود آرزو. من تا صبح جون دادم. تا صبح که بالاخره سوار هواپیما بشم و برم پیش خانواده ام.

پدر نازنینم روز 15 مهر برای همیشه از پیش ما رفت. حالا من مانده ام یه قاب عکس و یه دنیا خاطره. توی خونه ای که از دیشب تا حالا بیشتر از همیشه عمق تنهایی ام رو بهم یادآوری میکنه.

باورم نمیشه همین یک ماه پیش بود که پدرم سالم و سلامت توی تولد نیکان حضور داشت. خیلی زود بود واسه رفتن نازنین پدرم و تو چه خوب بودی، چه ساده و بی آلایش و چه محبوب خدا که اینقدر با آرامش و بدون درد رفتی. روحت شاد نازنینم. جای تو برای همیشه در گوشه ای از قلبم خالی است.

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٢٩ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

وقتی خبر رو توی اف بی خوندم تا چند لحظه به چشمام اعتماد نداشتم. شوکه شده بودم و تا چند ساعتی همین جور در بهت و حیرت بودم. آرزوی عزیزم خدا مامانی ثریای دوست داشتنی رو بیامرزه. من که زیارتشون نکرده بودم اما توی عکس ها انرژی مثبتشون رو میگرفتم. هنوز تصویر پستی که در اف بی گذاشته بودی در کنار پدر و مادر نازنینت از جلوی چشام محو نمیشه. امیدوارم خداوند در تحمل این غم بزرگ بهت صبر بده. من رو هم در غم خودت شریک بدون دوست خوبم.

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٩ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

این پست رو در حالی دارم مینوسم که یه عالم کار نیمه تمام دارم اما هم به خاطر خودم و به هم به خاطر کمک بقیه دوست دارم این پست نیمه تمام رو تا آخر بنویسم.

خوب این چیزهایی که میخوام بگم تجربیات خود من هستش و سلیقه شخصی من. اول پست پیش هم گفتم که بهتره بدونید که نوع پوستتون چی هست و بر طبق اون کرم هاتون رو انتخاب کنید. من توی ناحیه پیشونی و بینی ام یه مقدار چرب هستش و پوست بقیه صورتم تقریبا نرمال هست.

++اولین کاری که دو ماه پیش برای شروع شفاف سازی صورتم کردم این بود که یه وقت فیشیال حرفه ای گرفتم و هر چی جوش توی صورتم بود پاکسازی شد و حسابی لایه برداری شد از پوست صورتم و وقتی از سالن اومدم بیرون کلی احساس سبکبالی داشتم.

++بعد از اون همون طور که گفتم خوردن 8 لیوان آب یا تقریبا معادل 2 لیتر آب رو شروع کردم. اگر آب خالی رو دوست ندارید می تونید بهش یه کم لیمو اضافه کنید اگر مشکل معده ندارید. آب رو هم توی قوطی های کوچیک بریزید که زود تموم بشه و کلی بهتون انگیزه بده برای خوردن 8 لیوان در روز. حتی الامکان آب رو جلوی دستتون بذارید که ببینیدش و هی یادتون بیاد باید بخوریدش. چای یا قهوه ای که در طی روز میخورید شامل اون 8 لیوان نخواهند شد.

الان من به جای ترنجبین و خاکشیر صبح ناشتا یه قاشق چایخوری سبوس برنج رو توی آب حل میکنم و میخورم. سنی عزیز البته بهم پیشنهاد داد خاکشیر و کاسنی بخورم که خیلی هم خنک هستند و روی پوست تاثیرگذار. خلاصه که به نظرم منفعت خوردنشون بیشتر از ضررشون هست.

++هر روز صبح اول وقت صورتم رو با آب ولرم و خیلی آروم میشورم. نیازی نیست صورتتون رو خیلی سفت با حوله خشک کنید همین که با حوله نم صورت رو بگیرید کافیه. و اینکه لزومی نداره هر روز صبح صورت رو با صابون شست. مصرف صابون به دلیل داشتن قلیایی زیاد باید به حداقل برسه. بعد از اون من کرم روز رو میزنم. خیلی ها به جای کرم روز از آبرسان یا مرطوب کننده استفاده میکنند. من خودم تا چند وقت پیش مرطوب کننده بایودرما رو استفاده میکردم که خیلی هم خوب بود. اما چند وقتی هست که استفاده از کرم شب و روز رو شروع کردم و واقعا تاثیراتش رو دارم می بینم. کرم روزی که استفاده میکنم رو از داروخانه Boots توی دبی گرفتم. کلا من عاشق بوتس هستم چون همه چیز توش پیدا میشه و آفرهای خوبی هم داره. این کرم روز من هستش که مارکش N7 هست. نمیدونم توی ایران هستش یا نه. اما به نظرم کرم روز و شب رو یه مارک خوب بگیرید که تاثیراتش رو بتونید ببینید.

این کرم هم مرطوب کننده هست و هم یه ضد آفتاب خفیف داره با اس پی اف 15. البته به دلیل آفتاب تند دبی من هر وقت میرم بیرون ضدآفتاب قوی میزنم روی این کرم. قبلا ضد آفتاب بایودرما استفاده میکردم که خیلی نرم و لطیف بود. مشکلش فقط تعرق بالا بود و صورتم خیس میشد وقتی گرم میشد. ایران که بودم ضد آفتابم تموم شد و من این مارک رو از داروخانه گرفتم و بسیار ازش راضیم. هم کرم پودر هستش هم ضدآفتاب رنگش هم کاملا طبیعیه.

من البته خریدمش 35 هزار تومن اما قیمتش جاهای مختلف فرق میکرد و روی 40 تا 45 تومن بود. شاید چون از داروخانه دولتی خریدم قیمتش مناسب تر بود. به هر حال به نسبت قیمتش کیفیتش بسیار مناسبه و اصلا روی صورت نمیماسه و خیلی سبک و راحت هستش.

اینم بگم اول که من کرم روز رو میزدم حس میکردم اصلا چیز خوبی نخریدم. بعدتر متوجه شدم که چون کرم ویتامین سی زیرش استفاده میکنم یهویی پوستم شروع میکنه به جوش زدن، واسه همین مصرف اون کرم رو متوقف کردم و دیدم بله مشکل همون بود و الان خیلی خیلی از این کرم راضی ام. اگر دبی اومدین حتما حتما از داروخانه بوتس یه بازدیدی بکنید که خیلی خریدهای خوبی میتونید توش بکنید از لوازم آرایش گرفته تا کرم های مختلف و متنوع و اغلب موارد هم آفر تری فور تو داره که سه تا میخرید و پول دو تا رو میدید. مثلا همین کرم ویتامین سی من مجانی بود که عملا به هیچ دردی نخورد البته اما میتونستم یه کرم دیگه به جاش بخرم که خوب من اشتباه کردم و این رو خریدم.

++میرسیم به بحث جدل برانگیز سیاهی زیرچشم. خیلی ها معتقدند که این سیاهی ارثی هستش و برای برطرف کردنش هیچ راه حلی نیست. من اعتقاد دارم نمیشه صد در صد این مشکل رو حل کرد اما میشه سیاهی زیر چشم رو کاهش داد. من دو ماه پیش که دکتر بودم و ازش درخواست کمک کردم به من کرم لیراک رو تجویز کرد. قبل از اون کرم سینره رو میزدم که اصلا و ابدا هیچ تاثیری نداشت و اصلا راضی نبودم ازش. البته کرم لیراک هم چندان تاثیری نداشت. با توجه به سایز خیلی کوچیکش و قیمت نسبتا بالاش( من 140 درهم خریدمش) به نظرم خیلی کاربردی نبود. اما فک میکنم ممکنه در دراز مدت تاثیر بذاره. به هر حال فعلا دارم استفاده اش میکنم.

توی سرچ هایی که داشتم رسیدم به وب سایت یه دختر اماراتی که از در حوزه های مختلف اعم از پوست و مو و آرایش و فشن و این چیزها مطلب مینوسه. یکی از مطالبش توی عنوان DIY یا do it yourself بود که یه سری کارها رو آموزش میداد که خودمون میشه انجام بدیم و یه سری چیزها رو توی خونه درست کنیم.

دو تا مطلب خیلی خیلی خوب توی وبش خوندم که دوس دارم با شما به اشتراک بذارم. اولیش یه ترفند بود برای پنهان کردن سیاهی زیر چشم و یا لکه ها و جوش های توی صورت. توی اون مطلب یادآوری کرد که رنگ مکمل بنفش نارنجی هستش و کسانی که زیر چشم سیاه یا به عبارتی کبود دارند می تونند از یه رژ مایع یا جامد نارنجی ملایم استفاده کنند. اول این رژ رو بزنن روی سیاهی ها و بعدش روش کانسیلر بزنن و روی اون کرم پودر. من این کار رو انجام دادم و واقعا معجزه کرد. البته خیلی کم اینکارو میکنم چون ممکنه اگه همیشه انجام بشه به پوست آسیب برسونه اما برای مهمونی ها خیلی خیلی به گرفتن تیرگی کمک میکنه.

دومین مطلبش در مورد یه مخلوط بود که درست کرد برای سیاهی زیر چشم. یه قاشق مرباخوری چای سبز پودر شده رو با یه قاشق وازلین مخلوط کرد و بعدش بهش روغن بادام شیرین اضافه کرد. اینها رو خوب با هم مخلوط کرد و قرار داد داخل یخچال یه کم بمونه. بعد از چند ساعت این معجون قابل استفاده است. من خودم چای سبز و نعناع رو پودر کردم و بهش وازلین و روغن بادام اضافه کردم و هر شب به زیر چشمام میزنم و واقعا احساس میکنم سیاهی زیر چشمم خیلی خیلی کمتر شده. البته هنوز اون تیرگی هست اما خوب خیلی ملایم تر شده. این مخلوط رو خیلی ملایم به سر انگشتتون میزنید با ضربه های ملایم زیر چشمتون میزنید. اینم مخلوطی که درست کردم:

++ برای لکه های روی صورتم یه مدت صابون روشن کننده میزدم که اصلا افاقه نکرد. یه مدت هم کرم روشن کننده سینره که اون هم اصلا خوب نبود. واسه همین شروع کردم درمان خانگی کردن. از مطالبی که اینور و اونور خونده بودم فهمیده بودم که مخلوط عسل و لیمو یه مخلوط روشن کننده است. هفته ای یکبار مخلوط عسل و لیمو رو به صورتم زدم. و واقعا این مخلوط معجزه کرد. البته لکه ها کامل نرفته اما خیلی ملایم تر شده. حالا سه هفته پیش توی داروخانه یه نفر کرم Vichy  رو معرفی کرد و کلی هم ازش تعریف کرد. هنوز اون رو امتحان نکردم اما تو ذهنم هست که برم بگیرمش امتحان کنم. البته ماسک های دیگه هم هست که اونو توی یه پست جداگانه با عنوان ماسک ها خواهم گذاشت.

++ خوب میرسیم به شب و کرم های مورد استفاده. شب ها اغلب موارد من صورتم رو با شیرپاک کن صورت و محلول زیر چشم تمیز میکنم. هر دو مارکشون گارنیر هست که به صورت من میسازه. باز هم نمیدونم توی ایران هستش یا نه اما یه محصول معمولی رو بگیرید و امتحان کنید. لازم نیست کلی پول پای محصولاتی که اسم و رسم دارند بدین. اینم پاک کننده های گارنیر:

اونی که شفافه برای زیر چشم هستش و اون یکی برای صورت.

گاهی اوقات که خیلی آرایشم زیاد باشه با ژل شستشو اون هم مارک گارنیر صورتم رو میشورم:

بعد از اینکه کامل صورتم رو با شیرپاک کن یا ژل پاک کردم و صورتم رو با آب شستم، لوسیون پاک کننده صورت میزنم. این رو سنی عزیز بهم هدیه داد و انصافا یکی از بهترین محصولات سینره بود که تا حالا استفاده کرده بودم. روش زده Cleansing toner و پشتش توضیح داده مکمل فرایند پاکسازی، کوچک کننده منافذ، آرامش دهنده و التیام بخش، ایجاد شادابی. عطر بابونه و اسطوخودوس خیلی به من آرامش میده و واقعا احساس میکنم صورتم داره نفس میکشه. تقریبا همه داروخانه ها این محصول رو دارند و قیمتش هم فقط 7500 تومانه!!!

در انتها هم کرم شبم رو میزنه که همون محصول N7 هستش و صورت رو خیلی نرم و لطیف میکنه:

++توی ایران که بودم واسه تولد نیکان دو تا جوش قلمبه یهویی روی صورتم زد که رفته بود روی اعصابم. با کلی سرچ فهمیدم که با زدن خمیر دندون میشه جوش رو در نطفه خفه کرد. من هم دو شب روی جوش ها خمیردندون زدم و باورتون نمیشه که بگم خشک شدن جوشها توی همین دو شب و من از خوشحالی شلنگ تخته می انداختم دیگه.

پ.ن 1: دوستان عزیزم محصولاتی که معرفی کردم چیزهایی هست که من اغلب از دبی خریدم و ازشون راضی بودم. ممکنه توی ایران نشه پیداشون کرد بنابراین با مشورت با یک پزشک پوست خوب اون رو جایگزین نمونه های موجود در بازار ایران بکنید.

پ.ن 2: ورزش رو حتی اگر شده روزی نیم ساعت پیاده روی، توی برنامه روزانه تون بگنجونید که واقعا میتونه روی سلامت و زیبایی تاثیر به سزایی داشته باشه. من سعی میکنم روزی نیم ساعت توی خونه پیلاتس کار کنم. ورزش های سبک و راحت که خیلی آسون میشه توی خونه انجامشون داد.

پ.ن 3: ممنون میشم اگر کسی تجربه ای داره که بهش کمک کرده پوستش بهتر بشه با من و بقیه خوانندگان اون رو به اشتراک بذاره. مطمئن باشید جای دوری نمیره و همه کلی دعاتون میکنند.

پ.ن 4: هنوز این سلسله پست ها تموم نشده. اگه وقت کنم توی پست بعدی در مورد ماسک ها خواهم نوشت.

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٢ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

همه چیز از اونجا شروع شد که بعد از مدت ها 5 6 نفر از دوستان دوره لیسانس دور هم جمع شدیم و قرار بود دیداری تازه کنیم. میم آخر از همه به جمع دوستان اضافه شد و به محض ورود زل زل توی صورتم نگاه کرد و گفت واییییییی چرا تو اینقدر لاغر شدی، وای خط لبخندت چرا چروک شده، پیشونیتم که چروک داره، وای صورتت خیلی تو رفته؟ بسه دیگه چقدر رژیم میگیری!! حالا از من انکار که بابا من رژِیم نگرفتم خود به خود اینقدر لاغر شدم و از اون اصرار که نه تو اصلا هیچی نخوردی اینجوری شدی و از این حرفا. تمام مدت اون مهمونی زل زده بود به من و هی میگفت چقدر زشت شدی، چقدر لاغر شدی. بیا برو پیش خواهر من ب و ت ا ک س کن اونقدر این حرفا رو تکرار کرد که واقعا دلم میخواست از همه خداحافظی کنم و بیام بیرون. توی اون مهمونی اصلا به من خوش نگذشت، با قیافه ای درب و داغون رفتم خونه خواهری و موضوع رو بهش گفتم. خواهری گفت بابا اون میخواسته تبلیغ خواهرش رو بکنه که بری پیشش ب وت اک س کنی و ژل بزنی وگرنه صورت تو خیلی هم خوبه. فردا صبح میم بهم اس ام اس داد و ازم بابت همه حرف هایی که زده بود عذرخواهی کرد. اما موضوع این بود که حرفهاش به من تلنگری زده بود که یه مقدار عمیق تر به خودم توی آینه نگاه کنم. کم خوابی های دو سال اخیر زیر چشمم رو سیاه کرده بود، توجه کافی به پوستم نداشتم و به امان خدا رهاش کرده بودم. از فردای اون روز شروع کردم به سرچ کردن که برای داشتن پوستی با طراوت چه کارها میشه کرد. چیزهایی که میخوام توی این پست بگم حاصل سرچ هایی هست که کردم و سنی عزیزم هم کلی از تجربیات خودش برام گفت و بهم راهنمایی کرد.البته به نظر من هیچ موقع نسخه واحدی وجود نداره برای همه آدم ها، اما من تقریبا بعد از 2 ماه نتیجه کارهایی که کردم رو دیدم و دلم خواست با همه مامان هایی که از خودشون غافل شدند تجربه ام رو در میون بذارم.

1. اولین نکته توی مراقبت از پوست این هست که بدونید نوع پوستتون چی هست، خشک، نرمال یا چرب و بعد بر اساس اون تریتمنت های مناسب رو انتخاب کنید.

2. قبل از هر چیز بگم که داشتن پوست سالم و باطراوات فقط با مصرف کردن کرم های گران قیمت به دست نمی آید و اول از همه باید درون درست باشه تا ظاهر هم خوب و باطراوت باشه.

3. مشکلاتی که پوست من داشت عبارت بود از: خسته بودن پوست، کدر شدن پوست، سیاهی زیرچشم، لکه های روی گونه که از دوران بارداری به ارث رسیده بود ،چروک های روی پیشونی و تک و توکی جوش توی صورت

4. توی سرچ هایی که داشتم خیلی ها گفته بودند که صورتشون جوش داشته و با خوردن ترنجین و خاکشیر با هم هر روز به صورت ناشتا قبل از صبحانه نتایج خوبی گرفتند. من هم از تقریبا 2 ماه پیش این کار رو شروع کردم و هر روز قبل از صبحانه یک قاشق چایخوری ترنجین رو توی خاکشیر حل کردم و لاجرعه سرکشیدم.

5. یک بطری کوچولوی 300 میلی لیتری رو روی اپن گذاشتم و مداوم توش آب می ریختم. روی تخته آشپزخونه شروع کردم تیک زدن به اینکه روزی چند تا بطری آب میخورم. هدفم روزی 2 لیتر آب بود و هر جور شده خودم رو به این هدف میرسوندم. جالبه تنها بعد از یک هفته آب خوردن مداوم اثرانش رو به عینه توی پوستم می دیدم.جالبه که بدونید یه آدم نرمال روزانه حداقل نیاز به 8 لیوان آب داره و کمترش باعث دهیره شدن بدن میشه.

6. توی رژیم غذایی ام تا دلتون بخواد میوه و سبزیجات گنجوندم، سعی کردم هر روز یه مقداری مغز اعم از پسته، گردو و بادوم رو توی سبد غذایی ام بذارم.

7. روغن کنجد و روغن زیتون رو جایگزین روغن مایع و کره کردم.

8. شب ها حتی الامکان یک غذای سبک میخوردیم و سعی میکردم اون غذا هم یه چیزی تو مایه های سالاد باشه.

9. قرص های مکمل اعم از مولتی ویتامین و قرص آهن رو توی رژیم غذایی ام گنجوندم.

10. لااقل هفته ای سه بار از ماسک های صورت استفاده کردم.

11. حواستون باشه که بهتره میزان شستن صورت با صابون یا ژل شستشو حداقل باشه. من شب ها اول زیر چشمم رو با محلول مخصوص زیر چشم پاک میکنم، بعد همه صورتم رو با شیرپاکن پاک میکنمف بعدش با کلینینگ تونر همه صورتم رو پاک میکنم. البته قبل از این صورتم رو با آب میشورم. در انتها کرم زیر چشم و کرم شبم رو میزنم. کرم های شب بیشتر خاصیت آبرسانی و تقویت پوست دارند و از چروک شدن پوست تا حد امکان پیشگیری میکنند. کرم های روز بیشتر حالت ضد آفتاب و مرطوب کننده دارند.

12. به صورت خیلی تصادفی یه بروشور جلوی در خونه خواهری دیدم که در مورد سبوس برنج توش نوشته بود. بروشور رو برداشتم و خوندم و واقعا اون نوشته ها من رو جذب کرد. روز بعدش زنگ زدم به شرکتشون و یه بسته پودر سبوس برنج برای خودم و دو بسته برای خانواده همسر سفارش دادم. الان دو روزی هست خوردنش رو شروع کردم. هم نرم هستش هم خوشمزه و خوش عطر. من که از خوردنش خیلی حس خوبی دارم. سبوس برنج سرشار از ویتامین ب هستش، منبع غنی فیبر هست و از ریزش مو جلوگیری میکنه. تازه به لاغر شدن هم کمک میکنه. جالب اینجاست که همزمان با خرید این محصول از جیره کتاب یه کتاب دریافت کردم به نام اعجاز خوراکی ها که کلی توش از سبوس برنج خوب نوشته بود. خلاصه که این سبوس رو می تونید توی همه غذاها استفاده کنید و از مزه اش لذت ببرید.

12. جادوی اینترنت رو توی تحقیقاتتون دست کم نگیرید. الان با تنها چند ساعت پرسه زدن توی فروم ها میشه کلی اطلاعات به دست آورد. البته که نباید به همشون اعتماد کرد اما آدم میتونه ایده کلی بگیره.

سعی میکنم توی پست بعد اسم محصولاتی که استفاده میکنم رو اگر شد با شکلشون اینجا بذارم. پس به امید آن روز

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۳٠ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

دو سال پیش در چنین روز خدا موهبت مادر شدن رو به من عطا کرد. تک تک روزهای بارداری برای من سرشار از عشق و محبت بود. با تمام وجودم از اون دوران لذت بردم و یکی از زیباترین تجربه های زندگیم رو پشت سر گذاشتم. و حالا به همین سرعت پسرکم دو ساله شد. دو سالی که توش پر بود از اولین ها، قهقهه های مستانه گل پسری و کارهای شیرین و بامزه اش. نیکان من دو ساله شد در حالیکه این روزها چندین برابر خوشمزه و شیرین شده.

جشن تولدش رو توی ایران برگزار کردیم. هر چند میشد تولدش رو توی دبی با حضور دوستان بگیریم اما من دلم حمایت خانواده ام رو میخواست و حضور پر رنگشون توی جشن تولد پسرکم رو. بی اغراق میتونم بگم از یک ماه و نیم قبل از تولدش برنامه ریزی ها شروع شد. اینکه کجا حشن رو بگیریم، مهمون ها کی باشن، کیکش چی باشه و هزار یک خرده کاری دیگه. روز 28 شهریور 3 روز مونده به تولد واقعی نیکان جشنش رو در منزل مادر همسر گرفتیم و الحق اگر همکاری ها و کمک های هر دو خانواده نبود فقط خستگی این جشن به تنم می موند.

دوست عزیزم مریم زحمت کیک نیکان رو کشید و واقعا هم کار بی نظیری تحویلمون داد که وقتی کیک رو دیدم چشمام از خوشحالی برق زد. قبلا گفته بودم که من ادم همین شادی های کوچکم. وقتی برای پسرکم ریسه تولدت مبارک درست کردم یه نصفه روز قند توی دلم آب میشد. وقتی روی تیشرتش عکس پوکویو رو چاپ کردم دل تو دلم نبود که عکس رو برای همسر بفرستم تا اون هم ذوق کنه. وقتی دو تا تی شرت با عکس خندان نیکان برای خودم و همسر چاپ زدم هر دومون تا یکی دو روز مست و ملنگ عکس پسری روی تی شرت بودیم. خلاصه که تولد امسال پسرکم هم واقعا به یاد ماندنی شد و کلی بهمون خوش گذشت.

اونقدر حرف نگفته برای زدن دارم که واقعا نمی دونم باید از کدوماش بگم. این روزها سرم به شدت شلوغه و حتی وقت برای انجام کارهای روزمره هم کم میارم. این پست رو امشب به اصرار همسر گذاشتم که بهم گفت: برای دل خودت بنویس، برای اینکه اینها یادگاری بشه برای خودت و پسرمون، اصلا به این فکر نکن که کی کامنت میذاره و یا نمیذاره. هر چند من همیشه مشتاق رابطه دو طرفه بودم اما دیدم راست میگه خیلی وقته اینجا سوت و کور مونده و هیچی ننوشتم. احتمالا به زودی با پست های پر و پیمون باز خواهم گشت، پس تا اون موقع stay with me

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۳٠ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

عکس ها رو در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/٩ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()


Design By : Pichak