Lilypie Second Birthday tickers
یک عاشقانه آرام

شنبه وقت دکتر داشتم. جینگولکم دیگه کامل شکل یه آدم شده بود و همه چیز داشت. دست و پاهاش قشنگ معلوم بود. شیطون بود اساسیییییییی. طوری که اصلا به خانوم دکتر اجازه نمیداد صدای قلبش رو بشنوه. همش اینور و اونور میرفت. آخرش با زحمت تونستیم صدای قلبش رو بشنویم. جالب بود توی 11 هفته و 5 روزگی خانوم دکتر جنسیتش رو با صد در صد اطمینان گفت. بلهههههههههههههههههههه ما داریم صاحب یک گل پسر قند عسل میشیم. برام خیلی جالب بود که از روز اول با اطمینان کامل به همسر می گفتم که مطمئنم نی نی پسره. اون روز با دیدن همه جنب و جوش هاش و اخبار خوش دکتر مبنی بر سلامتش کلییییییی ذوق کردیم. بعدش یک دو جین سوالات جور و واجورم رو از خانوم دکتر پرسیدم و طبق معمول ایشون با مهربونی جواب دادند.

امروز هم وقت سونوی ان تی داشتم. همه کلی مهربون بودند و همه چیز روی نظم و ترتیب بود. تمام جزییات بدنش رو چک کردند و گفتند خدا رو شکر همه چیز خوب و مرتبه. واییییییییی اگه بدونید یه دماغ داشت کوچولو و ناز. دست و پاشو که دیگه نگو بلوریییییییییییی. بعدش خانومی که داشت برام توضیح میداد روی نتایج سونو و آزمایش خون گفت نی نی کلیییییییییی قد بلنده. بهم گفت قدش اندازه یه نی نی 13 هفته و 4 5 روزه است. فکر کنم مثل باباش نی نی میخواد قد بلند بشه. دیگه شمع و چراغی توی دلم روشن شده بود بیا و ببین. دیگه این بار هم دوباره بهم گفتند که نی نی پسرهههههه.

دیگه از موقعی که جنسیت رو فهمیدم داریم روی اسم کار می کنیم. فعلا 8 تا اسم رو انتخاب کردیم و داریم روش کار می کنیم. هر روز یکیشو صدا می زنیم ببینیم کدوم یکی بیشتر به دلمون میشینه.

چهارشنبه سوری هم رفتیم صحرا. خیلییییییییییییییی عالی بود. آسمون پر ستاره. سکوت صحرا و یه جمع خیلی عالی کلی به من و همسری چسبید.

سال 90 هم بدو بدو داره تموم میشه و ما هم داریم برای رفتن به تعطیلات آماده میشیم. امیدوارم سال 91 برای همه سال خیلی خیلی خوبی باشه. لبخند

پ.ن: فیلم albert nobb رو دیدم و دوستش داشتم. کلا یه موضوع جدید داشت.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٥ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

سال 90 رو با همه خوبی ها و بدی هاش خیلی دوست داشتم. توی این سال زندگی در غربت برام خیلی آسون تر شد. چرا که دوستانی پیدا کردم که الان جزئی از وجودم شدند و مثل همه عزیزانم توی ایران برام عزیزند. دوستی های اینجا ارزشمندند چون حلقه دوستان بهت کمک میکنه نبودن در کنار خانواده رو تاب بیاری. توی اون پست آدم های تاثیرگذار حتما راجع به این عزیزان صحبت خواهم کرد.

سال 90 به غیر از یه هدف خیلی پررنگ به بقیه اهدافم تا حد خیلی زیادی رسیدم. محیط های کاری اینجا رو خیلی دوست نداشتم و خیلی زیاد با روحیاتم سازگار نبود و نشد که اون کاری که دوست داشتم رو بتونم واردش بشم. البته برای یه مدت کوتاه توی یک شرکت که خیلی خیلی دوستش داشتم مشغول شدم که مصادف شد با اومدن نی نی و از ادامه کار صرفنظر کردم. با خودم فکر کردم در آینده فرصت های زیادی در انتظارم خواهد بود و الان بیشتر دوست دارم با جینگولکم در آرامش باشم.

سال 90 فهمیدم که می تونم معلم خوبی باشم. از تجربه درس دادنم خیلی راضی ام. شاید یه روزی  خیلی خیلی جدی تر به این مقوله فکر کردم. از اینکه خودم و شاگردم از کلاسمون لذت می بریم خیلی راضیم و امیدوارم یه روزی برسه که مایا فارسی رو خیلی خیلی خوب بتونه صحبت کنه.

سال 90 به اهداف زبانم صد در صد رسیدم. الان خیلی خیلی از پیشرفتم راضی هستم و امیدوارم بتونم باز هم این راه رو ادامه بدم.

سال 90 تونستم تا حد خیلی زیادی به اهداف خانوادگی ام برسم. سعی کردم عاشقانه مون رو همونطور زنده نگه دارم و به همسرم عشق بورزم. از حساسیت هام کمتر کنم و سعی کنم نیمه پر لیوان رو ببینم.

سال 90 تونستم توی دوره ای که ثبت نام کرده بودم موفق باشم و هر سه واحد رو پاس کنم. از اینکه تصمیم گرفتم توی این دوره ثبت نام کنم خیلی خوشحالم. کلی چیز از این دوره یاد گرفتم و امیدوارم بتونم در آینده ازش استفاده کنم.

و از همه مهمتر سال 90 یه کوچولوی نازنین در درونم شکل گرفت. شاید این زیباترین و شیرین تر واقعه سال 90 برام بود. خوشحالم که خدای مهربون من و همسری رو لایق پدر و مادر شدن دید و باعث شد یه شور و هیجان دیگری به زندگیمون داده بشه.

خداوندا از همه نعمت هایی که بهمون دادی سپاسگزارم. امیدوارم در آستانه این سال جدید باز هم الطافت رو از ما دریغ نکنی. امیدوارم همه عزیزانم و همه کسانی که دوستشون دارم به آرزوهاشون برسند و هر سال لیست آرزوهاشون رو بذارن جلوشون و با خوشحالی جلوی همش تیک بزنند که محقق شده. 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٦ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

++ روی صفحه موبایل میاد که امروز ده هفته شدی. بی اختیار لبخند میزنم و از اینکه سن جینگولم داره میره بالا دلم غنج میره. این روزها به تمام معنی تغییراتم رو حس میکنم از تغییرات فیزیکی گرفته تا تغییرات روحی و درونی. البته هنوز اگر کسی ندونه که بیبی دارم خیلی شاید نفهمه اما هفته پیش در کمال ناباوری با وجودیکه لباسی که پوشیده بودم اصلا نشون نمیداد که ممکنه حامله باشم یکی از دخترای هندی با لبخند اومد پیشم و گفت تو داری بچه دار میشی!!!!! وای قیافه من دیدنی بود. بهش گفتم از شکمم فهمیدی؟؟ میگه نه شکمت که معلوم نیست. از صورتت فهمید. فکر کنم خیلی قیافه ام داره مامانی میشه. خلاصه که کلی از این موضوع تعجب کردم.

++ یه عالم اپ آیفون دانلود کردم که کلی مفیده و کلی ازشون دارم چیز یاد می گیرم. یکی از اپهایی که مورد علاقه ام هست my pregnancy که مال baby center هستش. جالبه تمام سوال هایی که یه موقع هایی به ذهنم میاد رو توش جواب داده. کلی هم توش فیلم داره در مورد هفته های مختلف و مراحل رشد جنین. یه اپ دیگه هم که خیلی دوسش دارم اسمش هست pregnancy radio که توش یه عالم آهنگ ملایم داره و من هر روز حداقل یک ساعت بهش گوش میدم.

++ یکی از توهمات این روزهای من اینه که حس میکنم دستم رو که میذارم روی شکمم صدای قلب جینگولم رو می شنوم. نمی دونم این حس درسته یا نه. البته خواهری میگه این نبضته. اما همسری هم دستشو گذاشت میگفت مثل صدای قلب می مونه. خلاصه که ما بی جنبه هایی هستیم بیا و ببین. هر روز برای خودمون یه چیز جدید کشف می کنیم. کلی هم با همسری سر این موضوعات می خندیم و حسابی فان داریم دیگه.

++ طی یک اقدام انقلابی برای عید رفتنی شدیم به ایران. اولش خیلی مایل به رفتن نبودیم اما یهویی دو تایی شور حسینی گرفتمون و در همین راستا پریروز بلیط هامون رو هم گرفتیم که از 29 اسفند به مدت دو هفته در خدمت خانواده باشیم. فکر کنم امسال یه عید کاملا متفاوت رو داشته باشیم.

++ اصغر فرهادی عزیز هم که جایزه اسکار رو برد. اینقدر خوشحال بودم که اصلا حال خودمو نمی فهمیدم. نمیدونم چه حسی بود اما این حس رو خیلی دوست داشتم. البته همسری دیروز یه خبر داد که خیلی ناراحت شدم. میگفت لباس ل ی ل ا ح ا ت م ی به عنوان بدترین لباس انتخاب شده. فکر کردم خیلی بی انصاف هستند که با دونستن تمام محدودیت ها این رای رو دادند. اما هنوز هم سرمست این افتخار آفرینی فرهادی عزیز هستم.

++ این روزها دارم به این فکر میکنم که آدم های مختلفی که در زندگیم وارد شدند و دیدمشون چه تاثیری در زندگیم داشتند و من از هر کدوم چی یاد گرفتم. ایده اش رو از یه وبلاگ که یه پست با همین عنوان گذاشته بود گرفتم. الان یه ماه هست دارم تلاش میکنم این لیست رو کامل کنم اما هنوز موفق نشدم تمومش کنم. به نظرم خیلی کار جالبی هستش. به زودی یه پست در این مورد خواهم گذاشت و همین طور یه پست مخصوص اهداف سال 90 و دستاوردهای من. دلم میخواد حالا که داره سال تموم میشه یه ارزیابی از میزان رضایتم از خودم و کارهایی که انجام دادم داشته باشم.

راستی بچه ها من شدیدا به یاریتون برای انتخاب اسم نی نی نیازمندم. راستش من و همسری واسه نی نی دختر اسم انتخاب کرده از قبل داشتیم اما برای پسر هنوز نه. ما دنبال اسم هایی هستیم که خیلی طولانی نباشند، ایرانی باشند، خوش آوا باشند و یه جورایی اینترنشنال هم باشند. یعنی توی تلفظ به انگلیسی یهویی یه جور دیگه تلفظ نشند. میدونم یه کم زوده واسه اسم، اما اگه دوست داشتین نظر بدین خوشحال میشم اسمهای پیشنهادیتون رو داشته باشم.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()


Design By : Pichak