Lilypie Second Birthday tickers
یک عاشقانه آرام

سلااااااااااااااااااام!

من خاله نیکان کوچولو هستم....

خبرای خوب خوب دارم...

جیگر طلای خاله‘ عسل بلای خاله بلاخره رخصت داد و چشم دنیا رو به جمالش منور کرد...

عسلی ما ساعت یک و چهل و پنج دقیقه بامداد روز 31 شهریور سال 91 با وزن 3150 و قد 48 سانت به روش طبیعی به دنیا اومد...

بزنین اون دست قشنگه رو به افتخار مامانی شجاع و مهربونش ...

گفتم بیام اینجا و شما دوستان مهربون و همراه رو هم تو این شادی شریک کنم...

حالا خود خواهری یه کم که رو به راه شد میآد و خاطرات این روز بزرگ و به یادموندنی رو مفصل براتون میگه...

فقط اینو بگم که حال هر سه شون (بله دیگه بابایی هم طفلی دیشب پا به پای این دو باهاشون همراهی کرده و به قولی درد کشیده) خوبه و به همه سلام میرسونن...

مراقب خودتون باشید..

 به محض اینکه عکسی از نیکان کوچولو به دستم برسه اینجا میذارم...

عکس حذف شد!!!

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۳۱ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ توسط لبخند نظرات ()

داریم میریم بیمارستان. هنوز درد ندارم. گل پسرو قراره با امپول فشار بیارن اگه نشد سزارین میشم. برامون دعا کنید. امیدوارم امشب نیکان گوگولی توی بغلم باشه.
نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۳٠ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

مامان مهربونم جمعه شب اومد پیشمون. الهی قربونش برم که فقط یه ساک برای من خوردنی و چیزای جور و واجور آورده بود. خواهری میگفت هر کدوم از اینها رو با یه عشقی برات گذاشته توی ساک و هر چی بهش میگفتیم بابا اینها رو نبر راضی نمیشد که چیزی رو بیرون بذاره. خلاصه که تا یک ساعت مشغول جا دادن محتویات ساک توی کابینت ها بودم. از موقعی هم که اومده نمیذاره من تکون بخورم. همش میگه تو بشین به من بگو چه کار داری من اون کار رو بکنم.

دیروز چکاب هفتگی پیش خانوم دکتر بودیم. بهم گفت نیکان همون بالا که بود هست و فک نکنم حالا حالاها قصد پایین اومدن داشته باشه. بعدش هم بهم گفت دیگه مامان اومد خیالم راحت شد از فردا بدو بدوهاتو شروع میکنی و سعی میکنی تا میشه تند تند راه بری تا به تسریع فرایند زایمان کمک کنی.مامان خانوم هم از وقتی اینو شنید دیگه مگه میذاره من بشینم. هی میگه پاشو بریم راه بریم. امروز هم قرار بود بریم امارات مال. به من میگه پاشو پیاده بریم تا امارات مال. منم گفتم بابا با ماشین ده دقیقه راهه. من که تلف میشم این همه راه رو پیاده برم که. توی مال هم اینقدر راه رفتیم دیگه از خستگی داشتم می افتادم. اما خوب بنده خدا با وجودی که خودش هم خسته شده بود پا به پای من می اومد.

مامان خیلی مدلش توی خونه نشستن نیست. همش در حال تکاپو هستش واسه همین یه کم نگرانم نکنه اینجا حوصله اش سر بره. واسه همین هی براش برنامه جور میکنم. امروز با هم رفتیم ماساژ گرفتیم و دیشب و امروز هم رفتیم ابن بطوطه و امارات مال.

اما اینو بگم که از موقعی که مامان اومده منم شبا با خیال راجت تری میخوابم. دیگه مطمئنم که همه چیز سر جاشه و نیکان هر موقع به دنیا بیاد دیگه همه چیز براش مهیاست. امروز هم بعد از نشون دادن خریدها به مامان بالاخره ساک خودم و نیکان رو به صورت کامل و نهایی چیدم. یه چک لیست هم درست کردم از کارهایی که قبل از رفتن به بیمارستان باید انجام داد که مبادا چیزی از قلم بیافته. کالسکه و کارسیت رو هم از توی کارتن در آوردیم و قراره که فردا وصلش کنیم. یه علامت  baby on board  هم برای ماشین گرفتیم  که دارم بال بال میزنم بچسبونمش پشت شیشه ماشین. اینقدر حس خوبیه که نگو.

امروز هم نشستم لالایی هایی که گرفته بودم رو خودم گوش دادم. به قول مژی جون آدم دلش میخواد های های بشینه گریه کنه باهاش. واسه همین همشونو دیلیت کردم و فقط شعرهای کودکانه و لالایی چرا رو نگه داشتم. دوست ندارم بچه مون از این لالایی های غمناک گوش بده اصلا.

دکتر این روزها همش بهم میگه ماشالا آستانه تحملت خیلی بالاست. میگه خیلی از خانوم ها توی ویزیت های آخر کلی سر و صدا راه می اندازن و جیغ جیغ میکنن اما ماشالا تو خیلی صبوری. خلاصه که دکترم حسابی داره لوسم میکنه و با این تعریف و تمجیدها می ترسم که خیلی دیگه جوگیر بشم و فکر کنم واقعا درد رو به معنای واقعی میتونم تحمل کنم.

نیکان گوگولی ما گل پسرم دیگه واقعا همه چیز برای ورودت آماده است. بهمون قول بده خیلی من و بابایی رو توی خماری نذاری و توی همین یکی دو هفته رخ ماهتو به ما نشون بدی که تو را ما چشم در راهیم بدجوررررررررررررقلبماچ

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٦ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

+ امروز توی وبلاگ مژی جون خوندم که کلی شعر کودکانه دانلود کرده. من البته 4 5 تا سی دی از شهر کتاب برای نیکان گرفته بودم اما دلم یه کم لالایی ایرانی هم میخواست. واسه همین با خوندن مطلبش انگیزه برام ایجاد شد که برم یه سرچی بکنم ببینم چی پیدا میکنه و الان نیکان کلی خوش به حال شده چون از این وب سایت کلی لالایی و شعر براش دانلود کردم. ممنونم مژی جونم واسه اینکه این جرقه رو توی ذهنم ایجاد کردی.

+ پریشب رفتیم آتلیه برای گرفتن عکس بارداری. همش استرس داشتم نکنه یهویی درد زایمان بگیرم این کار نیمه تمام بمونه. از اینکه اینکارو کردیم خیلی خوشحالم. خودم و همسری کلییییی انرژی گرفتیم و ذوق کردیم. عکس هایی که انداختیم رو هم خیلی دوستش داشتیم. حالا شاید امروز فایل های دیجیتالش رو تحویل بگیریم. کلی هیجان دارم.

+ اون ویدیوها هم که گفتم در مورد کاهش درد زایمان ازشون نت برداشتم اما خیلی طولانی بود. نوشتنش خودش یکی دو روز طول میکشه. واسه همین فعلا برای کسی که به یوتیوب دسترسی دارند لینکش رو میذارم. خیلی خیلی مفید بود. توضیحاتی که این خانوم میدن به خود من خیلی کمک کرد که ذهنم روشن تر بشه. اگر فرصتی شد و حس و حالی بود سعی میکنم یه خلاصه ای ازش بذارم. اینم لینک دانلود.

+ من و نیکان خوبیم. آقای همسر هم خیلی خوبه. فقط گاهی اوقات از اینکه مجبوره توی این روزها منو توی خونه تنها بذاره یه کم نگران میشه. دوشنبه یهویی تصمیم گرفت نره سر کار و بمونه پیش من. خیلی روز خوبی بود کلی به هر دومون خوش گذشت. فیلم دیدیم کلی با هم گفتیم و خندیدیم. این کارهای یهویی همسری خیلی بهم انرژی میده. از اینکه به خانواده اینقدر اهمیت میده کلی دلم غنج میره. حس های پدرانه همسری این روزها کلی پررنگ تر شده. دیگه واقعا بی تاب دیدن نیکان هستش. با نیکان حرف میزنه. قربون صدقه اش میره و کلی کارهایی که اشک توی چشام میاره از خوشحالی.

+ گفته بودم که برادر جان عقد کردند با یه خانوم لاهیجانی. در همون راستا یه آهنگ گیلکی برام فرستاده که این روزها من و همسر n بار گوش میدیم و کلی کیف میکنم. اینم لینکش برای اینکه شما هم مشعوف بشید.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢۳ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

+ خوب پستهای تجربیات بارداری تقریبا تموم شد. امیدوارم که مورد استفاده همه مامان های آینده قرار بگیره. ممنونم از همه دوستانی که تجربیاتشون رو با من قسمت کردند و نکات خیلی آموزنده به چیزهایی که گفته بودم اضافه کردند. من که کلی استفاده کردم.

+ از همه دوستانی که برای اون مورد بند ناف برام خصوصی گذاشته بودند هم کلی ممنونم. مشکل هنوز به قوت خودش باقیه و واقعا اگه دوستی بتونه در این مورد بهم کمک کنه هیچ وقت لطفش رو فراموش نخواهم کرد.

+ دیروز وقت دکتر داشتم. خانوم دکتر مثل همیشه با روی باز و با کلی انرژی مثبت پذیرای من و همسری شد. مثل همیشه با صبوری جواب سوال هام رو داد. من عاشق هویج هستم. این روزها همش می ترسیدم خوردن هویج باعث زردی نی نی بشه اما خانوم دکتر گفت ربطی نداره و می تونی بخوری. فقط گفت آنتی بیوتیک توی ماه های آخر خیلی میتونه خطرناک باشه. دیگه نی نی رو چک کرد و گفت همه چیزش خوبه. بهم گفت بین 10 تا 15 روز دیگه باید منتظر نیکان گوگولی باشیم. گفت ممکنه اواخر هفته 38 یا اوایل هفته 39 درد زایمان بیاد سراغم. بهم گفت مطمئنم میتونی از پس زایمان طبیعی بر بیایی. امیدوارم واقعا اینطوری باشه و توی لحظات سخت خونسردیم رو از دست ندم و یهویی بیتاب نشم.

+ دوستی های مجازی که به دوستی های واقعی تبدیل میشن توی این شهر غریب برام معنی و مفهوم خاصی پیدا کرده. اینجا اونقدر دوست های خوب وبلاگی دارم که هیچ وقت حس تنهایی نمیکنم. هفته پیش مهمون عزیزی داشتم که واقعا از در کنارش بودن لذت بردم. سارا بعد از کلی مدت که قرار بود بیاد پیشم، مهمانم بود. با هم گل گفتیم و گل شنیدیم. از همه جا تعریف کردیم و اونقدر زمان زود گذشت که به خودم اومد دیدم ساعت 5 بعدازظهر شده و داره میره. کلی قربون صدقه اتاق نیکان و لباساش رفت و با یه شور و شعفی همه چیز رو نگاه میکرد که منم کلی ذوق زده شدم. خوشحالم که یه دوست دیگه از دنیای مجازی رو دیدم. اینم بگم که این دختر بدون جی پی اس از شارجه تا خونه ما اومده. چیزی که من هیچ وقت توی دبی جرات نمیکنم انجامش بدم. واقعا کارت خیلی درسته دوستم.

+ جمعه با همسر رفتیم دیزی خوری. یه جایی که تعریفش رو توی یکی دو هفته اخیر بسیار از دوستامون شنیدیم. اسم رستوران بود Ezi Dzi که خونده میشه ایزی دیزی. یه خانوم ایرانی که مدت زیادی توی کانادا زندگی کرده، اینجا رو راه انداخته و واقعا به جرات میتونم بگم بهترین دیزی عمرم رو توی این رستوران خوردم. اگه مطالب قبلی من رو خونده باشید میدونید که من عاشق خدمت رسانی مناسب به مشتری و customer service  خوب هستم. اینجا از این لحاظ نمره اش 100 بود واقعا. خانوم مدیر رستوران بسیار شیک و پیک و با شخصیت بود. از در که رفتیم تو یه خوشامد بسیار گرم به ما داد بعدش هم ما رو به سمت میز هدایت کرد. دیگه سرویس رو برامون آوردند اول با نون تافتون بسیار بی نظیر تنوری و گردو و سبزی و پنیر. هر چی میخوردیم سیر نمی شدیم. توی زمانی که دیزی ها داشت آماده میشد خانوم مدیر هی بهمون سر میزد و از حالمون جویا میشد. سعی میکرد خیلی صمیمانه ارتباط برقرار کنه. من که رسما عاشقششششششششششش شدم اینقدر ماه بود. دیزی رو هم که آوردن دیگه من حس میکردم پوست شکمم داره می ترکه اینقدر خوردم. نیکان چقدر دوست داشت این دیزی رو و هی واسه خودش عین ماهی از این ور به اون ور میرفت. خلاصه که روزی داشتیم بس به یاد ماندنی و من واقعا حس کردم باید دینم رو به این رستوران و خانوم مدیریت محترم که اسمش گلاره جون بود و همین طور آبگوشت لذیذی که خوردم ادا کنم. اینم شماره شون برای کسانی که توی دبی هستند و میخوان برن مثل ما لذت ببرند: 800394394. حالا چند تا عکس هم توی ادامه مطلب میذارم از دیزی که خوردیم.

+ توی پست بعدم اگر همت کنم میخوام یه مطلب از تکنیک های کاهش درد در حین زایمان بذارم. یه مجموعه 26 قسمتی بود که توی یوتیوب دیدم و واقعا فوق العاده بود. سعی میکنم یه خلاصه ای ازش بذارم.

+ کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم رو خوندم و خیلی دوستش داشتم. کلا خلاقیت نویسنده در خلق این اثر تحسین برانگیزه. همین طور کتاب خاله بازی رو خوندم که رزی عزیزم بهم داده و اون رو هم خیلی خیلی دوست میداشتم. الان دارم چهل نامه کوتاه به همسرم از نادر ابراهیمی رو برای بار n ام میخونم. :)))

+ جمعه شب جشن دندونی پسر یکی از دوستامون بودیم. خیلی خوب بود. کلی لذت بردم. از اینکه توی محیطی میرم که همه انرژی مثبتند و دنبال بهانه برای شاد بودن میگردند بسیار خوشحالم.

+ مامان جمعه همین هفته داره میاد پیشمون که برای یک ماه اینجا باشه. خیلی ذوق دارم. فکر کن یک ماه مادرت پیشت باشه و حمایتش رو داشته باشی. دوست دارم لااقل تا قبل از اینکه نی نی بیاد بتونم کاری کنم که بهش خوش بگذره و یه کم استراحت کنه. امیدوارم که نیکان گوگولی هوس زودتر اومدن به سرش نزنه و بشه که این اتفاق بیافته.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱٩ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

خوب می رسیم به بحث شیرین خرید برای نی نی و سیسمونی. به نظرم یکی از لذت بخش ترین قسمت های بارداری همین خرید برای نی نی هستش. من که تا قبل از حاملگی اصلا سمت فروشگاه های خرید برای بچه به غیر از مواردی که میخواستم برای خواهرزاده ها سوغاتی بگیرم نمی رفتم،اما در دوران بارداری دیگه کارم شده بود وارسی کردن لباس ها و وسایل بچه. البته قبل از شروع خرید سعی کردم از کسانی که به تازگی تجربه خرید برای بچه داشتند کمک بگیرم. اینکه چی رو از کجا بگیرم، چه لباس هایی لازمه، چه وسایلی باید بخرم و از این قبیل موارد. باز هم خواهری کلی بهم کمک کرد و از یه سری از دوستامون هم توی دبی تونستم کمک بگیرم. اولین کاری که کردم تهیه یه لیست از اقلامی بود که باید بخرم. برای اینکار هم طبق معمول تحقیقات میدانی رو شروع کردم. یه سری هم به فروم نی نی سایت برای خرید زدم و لیست هایی که بقیه گذاشته بودند رو سعی کردم یه نگاهی بندازم. بعدش اون لیست رو برای خواهری فرستادم و ازش درخواست کردم بهم بگه کدوم یکی از این موارد واقعا نیاز نی نی توی ماه های اول هست. بعضی چیزها به نظرم واقعا بی استفاده است و الکی هزینه روی دست پدر و مادر میذاره. خلاصه یه سری از آیتم ها در مشاوره ای که گرفتم حذف شد و شروع کردم به لیست کردن اقلام اساسی. اینم لیست چیزهایی که به نظر من واقعا واجب بود خریدش:


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱٦ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

دوست جونا سلام. امیدوارم که همتون خوب و خوش باشید. همونطور که گفتم ما داریم واسه فریز کردن خون بند ناف با موسسه رویان اقدام می کنیم. امروز کیت رو شوهرخواهری تحویل گرفت. و امیدوارم تا یکی دو روز دیگه به دستم برسه.

داستان این هستش که بعد از گرفتن خون بند ناف، نمونه باید ظرف مدت 24 ساعت به تهران برسه. میخواستم بدونم کسی حول و حوش دو هفته دیگه مسافر دبی نیست که بخواد مثلا توی اواخر شهریور برگرده که ما بتونیم نمونه رو بهش بدیم برامون ببره تهران؟؟ چون مسافر این نمونه رو به راحتی قبول نمیکنه ببره تهران. یعنی آدم ها اعتماد نمی کنن اینقدر که چیزهای عجیب غریب اتفاق می افته.

یا مثلا آشنایی توی هواپیمایی ماهان و یا ایرلاین های دیگه ندارید که بدونم آیا میشه بسته رو به کارکنان ایرلاین تحویل داد و بعد تهران تحویل فرد مربوطه بشه؟ البته رویان یه سرویس داره که یه نفر رو می فرسته فرودگاه برای گرفتن کیت و اون فرد توی سالن انتظار این بسته رو تحویل میگیره. اما الان کسی رو نداریم که بدیم محموله رو تا تهران با خودش ببره.

البته دیگه قرار بر این شد که خونه آخر همسر یه بلیط بگیره و ببره کیت رو تحویل بده و برگرده اما دلم میخواد توی اون روزهای اول همسری کنارمون باشه.

ممنون میشم اگر در این مورد کمکی می تونید بکنید بهم اطلاع بدید.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱٤ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

خوب به غیر از پست اول که واقعا دلم نمیخواد عمومی بشه، بقیه پست ها عمومی شد. واقعا در توان خودم نمی دیدم هر روز برای 20 30 نفر رمز بفرستم. نمی دونم چرا خیلی ها رمز رو نگرفته بودند در حالیکه من برای همه فرستاده بودم. خلاصه که قسمت دوم و سوم به دلیل اینکه حاوی یه سری نکات عمومی بود، رمزش رو برداشتم. امیدوارم این پست ها به درد خواننده هایی که گذری از این وبلاگ رد میشن هم بخوره.

چند تا نکته از پست قبل جا مونده بود که گفتم اول این پست بگم:

  • توی ماه های آخر اگر حس میکنید شکمتون سنگین تر شده و موقع راه رفتن خیلی حس خوبی ندارید، حتما حتما از گن بارداری استفاده کنید.
  • بعضی از خانوم ها به دلایلی بچه شون زودتر به دنیا میاد یعنی توی هفت ماهگی واسه همین وقتی 32 هفته رو رد کردید سعی کنید ساک بیمارستانتون رو ببندید که اگر خدای ناکرده زودتر از موعد مجبور شدید برید بیمارستان همه چیز حاضر و آماده باشه. در مورد اینکه چی توی ساک بذارید هم من این اطلاعات رو از کتاب pregnancy book  در آوردم:
  1. یک یا دو عدد پیراهن جلو دکمه دار که بسته به جنسیت نی نی رنگ و مدلش رو انتخاب کردید. توی دبی میگن که لباس بیمارستان چون جلوش بسته است خیلی برای شیردهی راحت نیست.
  2. سوتین شیردهی 2 عدد
  3. وسایل بهداشتی مثل مسواک و خمیردندان، شونه، لوازم آرایش، سشوار، یه حوله کوچیک
  4. هدفون، یک کتاب یا مجله، موزیک آرامش بخش
  5. لباس نی نی دو دست هم برای زیر هم برای رو. یکی برای داخل بیمارستان و یکی برای مرخص شدن (این لباس شامل کلاه و دستکش هم هست)
  6. ناخن گیر(این رو یکی از دوستان بهم گفت که بچه وقتی به دنیا میاد کلی ناخن داره و خودش رو چنگ میزنه. بهتره یه ناخن گیر همراهتون داشته باشید)
  7. پد سینه
  8. پوشک بچه و نوار بهداشتی و این چیزها توی بیمارستان داده میشه.
  9.  و بقیه چیزهایی که فکر میکنید لازمه که همراهتون داشته باشید توی بیمارستان

# انتخاب اسم نی نی

خوب حالا میریم سر انتخاب اسم نی نی. من از هفته 12 فهمیدم که جنسیت نی نی پسره. یعنی خانوم دکتر با قطعیت بهم گفت صد در صد بچه پسره. با این حال باز تا سونوی ان تی صبر کردم که دوباره اونجا هم معلوم شد که نی نی پسره. یعنی تقریبا از 4 ماهگی میشه فهمید که جنسیت نی نی چی هستش. تا قبل از اون در مورد اسم دختر با قطعیت می دونستیم که چی میخوایم بذاریم اسمش رو اما برای نی نی پسر هیچ گزینه ای توی ذهنمون نبود. واسه همینم دست به کار شدم و شروع کردم به زیر و رو کردن وبلاگ ها و وب سایت ها برای اسم. به نظرم انتخاب اسم یه مرحله خیلی مهمه بیشتر برای نی نی تون چون قراره تا آخر عمرش با اسمی که شما براش انتخاب کردید بمونه و زندگی کنه.

حتما خیلی ها اینو می دونند. من برای انتخاب اولیه رفتم توی وب سایت فرهنگ نام و نام گزینی که مال ثبت احوال هستش. اسم دختر و پسر از هم جدا شده و معنی اش به علاوه فراوانی اش در این وب سایت آورده شده. ما برای انتخاب اسم چند تا معیار داشتیم. اول اینکه آوای اسم قشنگ باشه، اسمی باشه که خاص پسرهاست. مثلا بعضی از اسم ها مثل ماهان، متین، عرفان و ... هم برای پسر هستش هم دختر. ما دلمون میخواست این اسم فقط مال پسرها باشه. بعدشم آوای اینترنشنالشم خوب باشه. شاید نیکان توی یک کشور دیگه غیر از ایران بخواد بره مدرسه و درس بخونه. دلمون میخواست اسمش جوری باشه که بین المللی باشه و بشه توی ملیت های دیگه هم راحت تلفظش کرد. البته یه چیزی که جدیدا یه کم بهش شک کردیم طرز نوشتن اسم نیکان هست که بر سرش یه کم اختلاف هستش بین آدم های مختلف. خواهش میکنم در این مورد شما هم نظر بدید که نیکان رو به انگلیسی چطور میشه نوشت. هنوز به نتیجه قطعی در این مورد نرسیدیم.

معنی اسمش هم خیلی برامون مهم بود. اینکه معنی ای داشته باشه که خوشایند باشه. راحت تلفظ بشه و همه هی مجبور نشن بگن چی بود اسمش. دیگه اینکه نه خیلی بلند باشه و نه خیلی کوتاه. من کلا از اسم های چند بخشی خوشم نمیاد. کلی طول میکشه آدم بتونه صدا بزنه بچه رو باهاش. دیگه اینکه خیلی اسم سوسولی نباشه. یعنی همسر خیلی روی این بخشش گیر داشت. وقتی اسم نیکان رو انتخاب کردیم به من میگفت فکر کن این بچه حاجی بشه بعدش بهش میگن بازگشت حاج نیکان از مکه مکرمه رو گرامی میداریم. خلاصه که اوایلش یه کم روی این قضیه مشکوک بودیم که آیا این اسم در بزرگسالی هم به اندازه طفولیت نی نی زیباست یا نه. بعدش عید که اومدیم ایران نظرسنجی کردیم و همه کلی فیدبک مثبت دادند که خیلی اسم قشنگیه. دیگه مامان همسر هر جا میرفتیم عید دیدنی اینقدر ذوق داشت سریع اسم رو لو میداد و میگفت تازه اسمشم انتخاب کردند اسمش نیکانه!!!

نکته دیگه ای که خیلی بهش توجه کردیم این بود که خیلی اسم تکراری نباشه. دیدین یه دوره هایی یهویی مد میشه یه اسمی رو همه برای بچه هاشون انتخاب میکنند. ما کلی بررسی کردیم که اسم توی دوست و فامیل و دور و بری ها تکراری نباشه و خیلی هم از این اسم هایی که تازگی ها همه انتخاب می کنند نباشه.

خلاصه که پروسه ای بود برای خودش. ما اول 8 تا اسم رو انتخاب کردیم بعدش من و همسر جداگانه بهشون رتبه دادیم، بعدش با هم بحث کردیم که چرا این رتبه ها رو دادیم و از بین 8 تا اسم 3 تا رو انتخاب کردیم. بعد به مدت یک هفته شروع کردیم با این اسم ها نی نی رو صدا زدن. توی این صدا زدن ها نیکان خیلی به دل هر دومون نشست و در انتها هم تصویب شد. این خیلی مهمه که یه مدت اسم رو صدا بزنید ببینید اصلا حستون چیه نسبت بهش. مثلا من از اسم آوش هم خوشم می اومد اما الان دیگه اینقدر که از نیکان خوشم می آد از آوش خوشم نمیاد.

خلاصه که پدر و مادر در انتخاب اسم وظیفه خطیری به عهده دارند و نباید سرسری از این قضیه بگذرند. به نظرم انتخاب اسم یه قضیه شخصیه و کسی نباید در این فرایند دخالت کنه. من نمی دونم چطور بعضی از پدر بزرگ و مادر بزرگ ها به خودشون اجازه میدن توی این قضیه دخالت کنند و برای بچه اسم انتخاب کنند.

من و همسر خیلی دوست داشتیم زودتر اسم رو نهایی کنیم و نی نی رو به اون اسم صدا کنیم. تقریبا از 4 ماهگی، ما با نی نی با اسمی که براش انتخاب کرده بودیم حرف میزدیم و این خیلی حس خوشایندی بهمون میداد. به نظرم تاخیر انداختن در انتخاب اسم تا دقیقه نود خیلی خوب نیست و باید سعی کرد حداقل قبل از 7 ماهگی اسم نی نی انتخاب شده باشه. سعی کنید خیلی روی این قضیه که کی اسم رو نهایی کنه تمرکز نکنید با همسرتون روی این قضیه مذاکره کنید و سعی نکنید بهش القا کنید که حرف حرف شماست بالاخره پدر بچه هم حق اظهار نظر داره و باید با توافق طرفین اسم انتخاب بشه.

جالبه که بگم هفته پیش که رفته بودم برای چکاب پیش دکتر از اسم نی نی پرسید و من هم گفتم نیکان و بعدش گفت این سومین نیکان هستش که در چند ماهه اخیر به دست من به دنیا میادJ

خلاصه که این بود داستان انتخاب اسم برای نی نی. پست سیسمونی خودش یه پست بلند بالا هستش که ترجیح میدم اون رو توی یه پست جداگانه بگم و انرژی ام رو یهویی تخلیه نکنم برای نوشتنش. سعی میکنم تا آخر هفته اون پست رو هم بذارم.

اینم لینک فایل های پی دی اف که توی کلاس یوگا مربی مون بهمون داده بود. ممنون از پریسای عزیزم برای اینکه بهم یاد داد چطوری این فایل ها رو آپلود کنم.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱۳ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ توسط لبخند نظرات ()

# باید و نبایدهای کلی در دوران بارداری:

  1. خیلی ها فکر میکنند موقعی که حامله شدند روابط زناشویی باید تعطیل باشه. من خودم از اون خیلی ها مستثنی نبودم. اوایل آدم یه ترسی داره که نکنه به جنین آسیبی برسونه واسه همین اصلا حس خوبی از این قضیه بهش دست نمیده. اما دکتر با اطمینان گفت که مشکلی پیش نمیاد و میشه مثل قبل البته با کمی ملاحظه بیشتر این کار رو انجام داد. تنها در صورتی این قضیه ممانعت داره که بارداری نرمال نباشه و مادر در همون هفته های اولیه خونریزی یا لکه بینی داشته باشه. در این صورت میگن تا موقعی که مشکل برطرف نشده باید از این کار اجتناب کرد.
  2. ورزش کردن در طی دوران بارداری خیلی خوبه. البته ورزش هایی که درجه سختی بالایی دارند مثل صخره نوردی و کوه نوردی و ورزش هایی که توش بپر بپر داره اصلا توصیه نمیشه. بهترین ورزشها پیاده روی مداوم حداقل روزی نیم ساعت، شنا کردن ملایم (البته کسانی که شناگر حرفه ای هستند می تونند مثل قبل شنا کنند اما کسی که خیلی شنا بلد نیست بهتره زیادی دست و پا نزنه توی آب. همون راه رفتن توی آب خیلی خوبه و به مادر و جنین کلی آرامش میده)
  3. همونطور که توی پست های قبل گفتم من کلاس یوگا و پیلاتس بارداری می رفتم که خیلی خیلی حس خوبی بهم میداد. هم باعث میشد بدنم حرکت داشته باشه هم خیلی بهم آرامش میداد. نمی دونم توی ایران این کلاس ها مخصوص خانم های باردار هست یا نه اما اگه بود من به شدت توصیه اش میکنم. کلا هم به خاطر داشته باشید اگه تا قبل از بارداری خیلی ورزش نمی کردید یه دفعه وقتی حامله شدید جوگیر نشید و شروع کنید به انجام ورزشهایی که تا حالا انجامشون ندادید. از حمام آفتاب گرفتن توی این دوران بپرهیزید چون جنین گرمای زیادی براش ضرر داره.
  4. در طی سه ماهه دوم و سوم انجام بعضی از ورزش ها می تونه کمر دردهای شما رو خیلی خیلی کمتر بکنه. یکی از این حرکات، حرکت گربه هستش که انجامش به این صورت هست که چهار دست و پا روی زمین قرار میگیرید و در حرکت اول سرتون رو می دید پایین و تا حد ممکن کمرتون رو به سمت بالا انحنا می دید. بعدش در حرکت بعدی سرتون رو می دید بالا و عضله های شکم رو می دین به سمت داخل.
  5.  دومین تمرین علی الخصوص برای اونهایی که میخوان زایمان طبیعی کنند حرکات کگل یا pelvic floor exercise هستش. به این صورت که سعی می کنید عضلات واژن رو به 5 شماره منقبض و بعد در 5 شماره رها کنید. مثل وقتی که می خواهید ادرار کنید اما سعی می کنید جلوی ادرار کردن رو بگیرید. این ورزش در ماه های آخر که دچار بی اختیاری ادرار هم میشید خیلی می تونه بهتون کمک کنه.
  6. هر موقع در پاهاتون احساس خستگی کردید به یک صندلی تکیه بدید و سعی کنید پاهاتون رو روی یه صندلی دیگه جلوتون دراز کنید. این کار علی الخصوص برای کسانی که پشت میز نشین هستند و مدت های طولانی روی صندلی می نشینند توصیه میشه. در حین انجام این حرکت سعی کنید انگشتان پاتون رو به سمت جلو و عقب کشش بدید.

 

 8. موقعی که سوار ماشین شدید و خواستید کمربند ایمنی رو ببندید سعی کنید کمربند رو زیر شکمتون بندازین. این موضوع رو علی الخصوص در ماه های آخر بارداری خیلی باید بهش توجه کنید

9. آرامش مادر در طی دوران بارداری بسیار روی جنین تاثیرگذار هستش. حتی از همون روزهای ابتدا استرس و بیقراری میتونه تاثیر منفی روی جنین بذاره. واسه همین گوش دادن به موسیقی های آرامش بخش، مدیتیشن، داشتن نگرش مثبت همه و همه کلی باعث خوشحالی نی نی میشه

10. همسران گرامی در سه ماهه اول هنوز توی بهت پدر شدن هستند. به دلیل اینکه اغلب آقایون بصری هستند و توی سه ماهه اول نه شکم گنده شده و نه جنین حرکتی داره ممکنه که نتونن خیلی خوب با نی نی ارتباط برقرار کنند. من خیلی نگران آقای همسر بودم. حس میکردم با وجود اینکه از این قضیه خوشحاله اما خیلی احساساتش رو بروز نمیده .توی فیلم ها دیده بودم و کلی اینور و اونور خونده بودم که بابای بچه شکم مادر رو بوس بوس میکنه کلی با نی نی حرف میزنه و دائم در حال نوازش کردن شکم مادر هست اما همسری هیچ کدوم از اینها رو نداشت. من گاهی اوقات به زور دستش رو می گرفتم و میذاشتم روی شکمم اما می دونستم که این زور و اجباری هست که من میذارم. خدا خواهری رو عمر بده که کلی بهم کمک کرد و گفت این چیزا طبیعیه چون اون بنده خدا هیچ نشانه ای از نی نی نمی بینه و همین باعث میشه خیلی وجودش براش ملموس نباشه. از ماه 4 5 که کم کم شکمم شروع کرد به بزرگ شدن و نیکان حرکت هاش از روی شکم معلوم شد آقای همسر خیلی ارتباطش بهتر شد. هنوز هم خیلی خیلی احساساتی نیست اما گاهی اوقات اینقدر قشنگ ارتباط برقرار میکنه که آدم کلی احساساتی میشه.

خلاصه اینکه از گیر دادن به همسران گرامی و مجبور کردنشون به ارتباط برقرار کردن قبل از اینکه خودشون آماده بشن بپرهیزید. سعی کنید وقتی برای چکاب پیش دکتر میرید حتما با همسرتون برید. جلسه ای که برای شنیدن صدای قلب نی نی میرید حتما آقای همسر حضور داشته باشه. این موضوع به برقراری هر چه بهتر ارتباط با نی نی کمک میکنه. یکی از چیزهای دیگه ای که خواهری بهم یاد داد این بود که اون صفحه بارداری هفته به هفته رو اول هر هفته برای همسر ایمیل کنم. که اون هم در جریان پیشرفت های نی نی و اینکه الان وزنش چقدره و چه  چیزهای توش کامل شده قرار بگیره.

11. در اوایل بارداری به دلیل تغییرات هورمونی ممکنه خیلی زودرنج بشید. زود خسته بشید و خیلی حال و حوصله کسی رو نداشته باشید. اصلا نگران این موضوع نباشید که خیلی مقطعی هستش و با رفتن به سه ماهه دوم از شدتش کاسته میشه. گاهی اوقات دلتون میخواد بی هیچ دلیل خاصی های های گریه کنید. به خودتون این فرصتو بدید که تخلیه بشید. بعد از گریه کردن آرامشی وصف ناشدنی بهتون دست میده

12. اگر شاغل هستید و مجبورید صبح تا عصر در محل کار باشید سعی کنید که خیلی زیاد پشت میز نشینید. بعد از هر یک ساعت بلند بشید و یه دوری بزنید. این باعث میشه که انرژیتون خیلی زود تحلیل نره.

13. از نشستن پشت کامپیوتر به صورت مداوم بپرهیزید .سعی کنید تلفن همراهتون رو جایی دور از محلی که شب استراحت میکنید قرار بدید یا در صورت امکان در طی شب خاموشش کنید. بعضی ها عادت دارند تلفن همراه رو کنار تخت می گذارند اما این خیلی میتونه برای جنین خطرناک باشه.

14. تا موقعی که شکمتون بزرگ نشده اگر عادت دارید که روی شکم یا طاق باز بخوابید ایرادی نداره. هر جند خیلی خیلی بهتره که از اول خودتون رو به روی پهلو خوابیدن عادت بدید که توی ماه های آخر که سنگین میشین براتون کنار اومدن با این قضیه راحت تر باشه. در سه ماهه دوم و سوم بهتر است که بیشتر شب رو روی پهلوی چپ بخوابید. من هر وقت برمیگردم روی پهلوی راست لگدهایی نوش جان میکنم که خودم می فهمم دوباره باید برگردم سمت چپ. برای اینکه خواب راحت تری داشته باشید می تونید از این متکاهایی که فرم بدن رو میگیره و مخصوص دوران بارداری هستش تهیه کنید. mother care  این متکا رو داشت. البته من خودم نگرفتم چون با کوسن و متکا کنار خودم گذاشتن راحت تر بودم. یه کوسن بین دو تا پام میذاشتم و یه کوسن هم اینور و اونورم برای گذاشتن زیر شکم.

 

15. تا موقعی که جنسیت نی نی تعیین نشده جوگیر نباشید و دنبال خرید کردن برای نی نی نرید. سعی کنید بیشتر توی این مدت اطلاعات کسب کنید که چی رو از کجا میشه خرید یا میخواین اتاق نی نی رو چه جوری طراحی کنید. بهترین زمان برای خرید سه ماهه دوم هست که تقریبا با قطعیت می دونید نی نی چیه و خیلی هم سنگین نیستید و می تونید برید دنبال خرید.

16. از هم صحبتی با آدم هایی که منفی هستند و همش سعی دارند که بگن بچه دار شدن کلی دردسر داره و اول بیچارگیتون هست و دیگه خواب و خوراک ندارید بپرهیزید. قبول دارم که آدم وقتی بچه دار میشه محدودیت هاش بیشتر میشه و شاید تا چند وقتی خیلی هم سختی بکشه اما شما خودتون خواستید که بچه دار بشید و واسه همین همه سختی هاش رو پذیرفتید. شاید البته خیلی ها بگن تو هنوز بچه ات به دنیا نیومده اینو نمی فهمی اما من سعی میکنم به این قضیه به عنوان یه هدیه و موهبت الهی نگاه کنم و سعی کنم لحظه لحظه اش برام تجربه لذت بخشی باشه. باورتون نمیشه این روزها شاید به جرات بگم در طی شب دو ساعت بیشتر نمی خوابم اما از همین بیخوابی ها، از همین تکون خوردن ها از همین نفس تنگه ها کلی لذت می برم.

17. تکون های نی نی به صورت محسوس از 16 الی 18 هفتگی شروع میشه. البته من یه کمی زودتر این تکون ها رو حس کرده بودم و هر چی که نی نی بزرگتر میشه این تکون ها قوی تر و قوی تر میشه. بهتون توصیه میکنم حتما از این تکون ها فیلم بگیرید. بعدش که آدم دوباره نگاهش میکنه خیلی حس خوبی بهش دست میده. برای اینکه همسر هم بتونه خیلی خوب این تکون ها رو حس کنه سعی کنید پشت سر همسرتون بخوابید و شکمتون رو بچسبونید به کمر همسر. اگر این تماس پوست رو پوست باشه که لذتش برای آقای همسر چندین برابر میشه چون دقیقا همه حرکات رو حس میکنه. این نکته رو هم یکی از دوست جون ها توی دبی بهم یاد داد که واقعا خیلی جالب و بی نظیر بود.

18. توی پست های بارداریم گفتم که خیلی ها معتقدند گوش دادن به موسیقی کلاسیک می تونه روی هوش نی نی تاثیرگذار باشه. من یه اپ دانلود کردم که اسمش بود radio pregnancy  و توی اون کلی موسیقی کلاسیک از باخ و بتهوون و موزارت داشت. واقعا از گوش دادن بهشون لذت بردم. یه سری هم موسیقی آرامش بخش و ریلکسیشن دانلود کردم که باز توی پست های قبلی لینکش رو گذاشتم. سعی کنید حداقل شده روزی نیم ساعت توی یه محیط آروم بشینید و به این موسیقی ها گوش بدید و به خودتون و نی نی آرامش بدید.

19. از اوایل ماه پنجم شکم شما شروع به بزرگ شدن میکنه و دیگه کاملا مشخص میشه که باردار هستید. بهتر هستش که از اواخر 4 ماهگی برای جلوگیری از ایجاد شدن خط های سفید روی سینه و شکمتون شروع کنید از کرم های مخصوص استفاده کنید. این کرم ها برای به اصطلاح stretch mark  طراحی شده و باعث میشه شکم رطوبت خودش رو حفظ کنه و خط نیافته. دکتر من یه کرم بهم معرفی کرد که مارکش لیراک بود و خیلی گرون در می اومد. فک کن یه کرم که  در عرض یک ماه تموم میشه قیمتش بود تقریبا 80 هزار تومن و این یعنی تا آخر بارداری لااقل 4 یا 5 تا از این کرم ها نیاز دارید واسه همین اصلا به صرفه نیست. من یک بار این کرم رو گرفتم اما از ذفعه بعد کرم کاکائوی پالمر رو استفاده کردم و تا الان حتی یک خط هم روی شکمم نیافتاده. هم بوش خوبه هم اندازه اش خوبه و هم خیلی اقتصادی هستش من کرم کاکائوی پالمر رو تقریبا 20 هزار تومن می خرم و تا حالا سه تا رو تموم کردم. خیلی از عملکردش هم راضی بودم. خیلی ها هم از روغن های طبیعی مثل روغن زیتون استفاده میکنند که به نظرم نباید چیز بدی باشه. هر روز دو بار یک بار صبح و یک بار شب سعی میکنم از این کرم به شکم و سینه بمالم.

البته شنیدم که توی ایران خیلی از دکترها کرم Mustela رو پیشنهاد میکنند. من خودم استفاده نکردم اما تعریفش رو از خیلی ها شنیدم.

 

 

20. موقع حمام گرفتن سعی کنید خیلی از آب داغ استفاده نکنید. آب ولرم برای جنین بسیار آرامش بخشه. سعی کنید زیر دوش شکمتون رو ماساژ بدید و لذت دوش گرفتن رو به نی نی هم منتقل کنید. سونا و جکوزی به دلیل درجه حرارت بالاشون در دوران بارداری اصلا و ابدا توصیه نمیشه.

21. اگر همسرتون سیگاری هستش، حتما ازش بخواهید که بره یه جای دیگه سیگارش رو بکشه. در معرض دود سیگار بودن خودش میتونه برای جنین خطرناک باشه.

22. توی سه ماهه دوم به دلیل اینکه مادر به شرایط پایدارتری میرسه وضعیت خیلی بهتری داره. توی این دوره در صورتی که یه بارداری نرمال داشته باشید مسافرت رفتن اشکالی نداره. سعی کنید از این دوره برای رفتن به مسافرت بیشترین استفاده رو بکنید که شاید بعد از تولد بچه به این زودی ها وقتی برای این کار پیدا نکنید. من خودم توی دوره حاملگی یک بار در سه ماه و نیمگی و یه بار دیگه در تقریبا 7 ماهگی به ایران سفر کردم که واقعا هر دو سفر هم کلی برام لذت بخش بود. فقط به یاد داشته باشید که اگر توی سه ماهه سوم سفر میکنید تا قبل از 32 هفتگی باشه و حتما از دکترتون یه نامه برای اجازه پرواز داشته باشید که اگر توی هواپیما بهتون گیر دادند اون مدرک رو نشون بدید.

23. در اوایل بارداری ممکن هستش که س ی ن ه ها حساس بشند. بعضی اوقات خارش و سوزش در ماه های اول طبیعی هستش. دکتر برای من یه کرم که شبیه وازلین بود تجویز کرد که اغلب برای اوایل بارداری و روزهای اول شیردهی هستش وقتی که این ناحیه خیلی دردناک و ترک دار و حساس میشه. همین طور واسه اینکه از تماس با لباس ممانعت بشه بهتر هستش که در صورت خارش و درد از پد شیردهی استفاده بشه.

24. رنگ کردن موها در ماه های اول بارداری توصیه نمیشه اما از ماه 7 به بعد برای رنگ کردن موها ایرادی وجود نداره ولی حتی المقدور از صاف کردن و کراتین کردن تا پایان بارداری بپرهیزید. من خودم چون موی سفید زیاد داشتم به توصیه خواهری در ماه های اول از حنای هندی استفاده میکردم که سه رنگ قهوه ای، مشکی و شرابی داشت. من از رنگ شرابی استفاده میکردم. البته دوام حنا خیلی زیاد نیست ولی میتونه برای یه مدت کوتاه توی پوشاندن موهای سفید بهتون کمک کنه.

25. یبوست در دوره بارداری خیلی برای بعضی از خانم ها معمول هستش. برای کمتر کردنش می تونید هر روز روی سالاد روغن زیتون بریزید و انجیر خشک رو توی رژیم غذایی تون بگنجونید.

# ایجاد شور و شوق آگاهانه:

این متن رو من از کتاب تولدهای جادویی اینجا آوردم چون خیلی دوستش دارم. برای اطلاعات بیشتر می تونید کتاب رو بخرید و از بقیه مطالب لذت ببرید:

* در طول روز چند بار دستان خود را بر روی شکمتان قرار دهید و عشق را توسط افکارتان به کودک منتقل کنید.

* هر روز تجربه های خود را یادداشت کنید.

* در اوایل بارداری گیاه یا درختی را به نشانه رشد کودکتان بکارید و پس از به دنیا آمدن او از هر دو مراقبت کنید.

* برای کودکتان داستان ها و اشعار کودکانه بخوتنید و هر روز به موسیقی آرامش بخش گوش فرا دهید.

* پیش از دوش یا حمام خود را با روغن ماساژ دهید.

* وعده های غذایی را طوری انتخاب کنید که سرشار از عطر و رنگ باشند.

* حداقل یک وعده غذایی خود را در سکوت و توام با آگاهی میل کنید.

* با مراحل زایمان آشنا شوید. دانستن مسیر احتمال رسیدن به مقصد را افزایش می دهد.

#آزمایشاتی که در دوران بارداری باید انجام شوند

حواستون به آزمایشاتی که باید به صورت دوره ای انجام بدین باشه. اگر با برنامه ریزی بچه دار شدید که حتما یه آزمایش هورمونی کامل قبل از بارداری دادید که توی اون آزمایش همه کمبودهای بدنتون مشخص میشه. اگه هم که بی برنامه ریزی بوده هر چه سریعتر باید آزمایشات رو انجام بدین. هفته هفتم یا هشتم یه سونوی کامل انجام میدین برای اینکه صدای قلب نی نی رو بشنوید و اندازه اش و کیسه آبش چک بشه.

بین هفته 12 تا 14 باید سونوی ان تی رو انجام بدین که یه تست خون هستش و یه سونوی بسیار کامل برای تشخیص اولیه سندرم داون. یه سری فاکتورها برای این قضیه چک میشه و در صورت مشکوک بودن براتون یه سری آزمایشات و تست های بعدی نوشته میشه.در 21 هفتگی برای اطمینان بیشتر آزمایشات مورفولوژی میتونه تا 90 درصد سندرم داون رو شناسایی کنه. البته در مورد من دکتر گفت که احتمال 1 به 6000 هستش و دیگه تست مورفولوژی رو توصیه نکرد.

بعدش توی هفته تقریبا 24 یه سری آزمایش خون و ادرار انجام دادم برای تیرویید و عفونت ادراری. هفته 27 هم تست گلوکز رو انجام دادم.

توی هفت ماهگی اگر نی نی خیلی ریزه میزه و ضعیف باشه سونوی داپلر رو انجام میدن که کامل بتونن همه اندام ها رو چک کنند. در مورد من دکتر گفت لازم نیست این تست رو انجام بدم.

اگر بخواهید زایمان طبیعی داشته باشید توی 35 هفتگی باید یه نمونه از ترشحات دهانه رحم بدید که چک بشه موردی برای زایمان طبیعی ندارید.

در صورتی که بخواهید خون بند ناف نی نی رو فریز کنید هم یک ماه قبل از زایمان باید یه سری آزمایش انجام بدین. در مورد مراحل عقد قرارداد هم می تونید به وب سایت بانک بند ناف رویان به این آدرس مراجعه کنید. هزینه عقد قرارداد در حال حاضر یک میلیون و صد هزار تومن هستش و برای نگهداری هم سالیانه باید صد و پنج هزار تومن بپردازید.

البته کلیه این نکات رو دکترتون اگر باتجربه و خوب باشه به موقع بهتون گوشزد خواهد کرد.

# کتاب ها و لینک هایی که در طی بارداری به آنها مراجعه کردم

  1. یه اپ گرفتم به نام my pregnancy  از baby center. بهترین منبع من برای این دوران بود. اگه روی موبایل نمی تونید داشته باشید این اپ رو می تونید به وب سایت  baby center مراجعه کنید. اطلاعات این سایت فوق العاده جامع و کلیدی هستش. البته اگر حال و حوصله خوندن مقالات زبان اصلی رو دارید. در غیر این صورت لینک بارداری هفته به هفته توی نی نی سایت و مقالاتی که خود وب سایت داره رو می تونید بخونید.
  2. کتاب دیگه ای که ترجمه فارسی بود و من خیلی خیلی دوستش داشتم کتاب" حاملگی راهنمای جامع هفته به هفته" دکتر لورا ویلی و ترجمه مهندس امیر بهنام بود. من این کتاب رو از انتشارات نسل نواندیش گرفتم. قیمتش هم 8700 تومان بود.
  3. کتاب "تولدهای جادویی" دیپاک چوپرا ترجمه نگین ناطق هم خیلی خیلی کتاب خوبی بود که کلی تکنیک های ریلکسیشن توش آورده و یه سری ورزش هایی که میشه انجام داد. این کتاب مال انتشارات بدیهه هستش.
  4. کتاب "در انتظار کودکی هستم" ترجمه ساعد زمان. البته کتاب من نسخه قدیمی بود که از خواهری گرفتم اما فکر میکنم نسخه جدیدش در بازار باشه.
  5. یه کتاب هم جدیدا یکی از دوستان بهم داده که بی نظیر بود. کتاب زبان اصلی مال NHS اسمش هست “The pregnancy book” عکس روی جلدش رو توی پست های قبل گذاشتم.
  6. لینک فایل های آدیو دکتر هلاکویی رو هم که قبلا گذاشته بودم. سری فلسفه تعلیم و تربیت کودک که سری اولش یه مقدمه ای هست بر بچه دار شدن. اینم آدرس وبلاگی که میشه ازش دانلود کرد این سری رو.
  7. این مجموعه رو هم جدیدا پیدا کردم از برایان تریسی با عنوان How to raise happy, self- confident children  یه کم قیمتش گرونه( ام پی تریش هست 77 دلار) واسه همین هنوز شک دارم که بخرمش یا نه. اما فکر میکنم گنجینه فوق العاده ای باشه.
  8. یه سری دوره سه جلدی هم برای تربیت کودک گرفتم که اسمش هست " به بچه ها گفتن از بچه ها شنیدن" خودم تازه جلد یک رو شروع کردم اما ترجمه خیلی خیلی خوبی داره و کتاب بسیار غنی ای هستش نویسنده اش آدل فابر و الین مازلیش هست و ترجمه فاطمه عباسی فر.
  9. یه کتاب هم قبل تر ها خریده بودم اسمش هست " بازی ها و سرگرمی های کودکان پیش دبستانی از تولد تا 2.5 سالگی" یعنی رسما من عاشق این کتاب هستم. حتما حتما خریدش رو توصیه میکنم. نویسنده کتاب جی روبین و سوزان مردیت هستند و مترجم زهرا یعقوبی  از انتشارات خجسته.

10. وبلاگ کودکان برتر حتی قبل از بارداری یکی از وبلاگ های مورد علاقه من بود. اینم لینک وبلاگ.

11. یه سری فایل پی دی اف هم هست که توی کلاس یوگا بهمون دادند اما بلد نیستم چه جوری باید اینجا بذارم. اگه کسی می دونست بهم بگه اونا رو هم میذارم اینجا.

توی پست بعد سعی میکنم در مورد انتخاب اسم نی نی و خرید سیسمونی و یه سری جزییات دیگه صحبت کنم. امیدوارم این مطالب تا الان براتون مفید بوده باشه و تونسته باشه یه بخشی از سوالاتتون رو جواب بده.

 پ.ن: این هم از پست قبلی جا مونده بود که اینجا میگم. سعی کنید در ماه های آخر از خوردن گرمیجات بپرهیزد. تا حد امکان سعی کنید خنکی بخورید. چیزهایی مثل عرق کاسنی، هندونه، خاکشیر میتونه احتمال ابتلای بچه به زردی رو کاهش بده. البته این هم بیشتر در طب سنتی هستش دقیقا نمی دونم چقدر تاثیر داره اما محض احتیاط من شروع کردم به خوردن این چیزها.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱٢ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ توسط لبخند نظرات ()

دوستان گلم قسمت دوم چون یه کم حجیم بود به سختی آپلود شد. برای خوندن پست وقتی رمز رو وارد کردید باید یه کم منتظر بمونید. سیستم یه کم کند عمل میکنه اما بالاخره باز میشه.

بعدا نوشت 2: بچه ها لطفا اسپم هاتون رو چک کنید. من رمز رو برای همه کسانی که آدرس ایمیل گذاشته بودند فرستادند فقط چون برای 120 نفر یکجا فرستادم ممکنه رفته باشه توی اسپم. خواهشا یک بار اسپم رو چک کنید و اگر واقعا نیومده بود براتون برام پیغام بذارید تا دوباره بفرستم. کچلللللللللللللل شدم به خدا

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱۱ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ توسط لبخند نظرات ()

واقعا این روزها روی صندلی نشستن خیلی سخت شده. تا یه کم قوز میکنم نیکان شروع میکنه به ضربه زدن. دوست ندارم توی شکمم اذیت باشه. واسه همین یعضی از ایمیل ها رو در حالی که روی کاناپه دراز کشیدم فرستادم. این پست هم نصفش یه دستی و در حالیکه به پهلو روی کاناپه لم داده بودم نوشته شده. چون قول داده بودم خیلی دلم میخواست تجربیات بارداری رو کامل بنویسم. از طرفی دوست داشتم این مطالب برای پسرم یه جا ثبت بشه که بعدا بفهمه چقدر مادر و پدرش در انتظارش بودند و چه هدیه بهشتی ای برای ما بود.

همین که می بینم کلی از دوستان اومدند و کامنت گذاشتند که مطالبم براشون مفید بوده برای من بسه. امیدوارم همه کسانی که چشم انتظار مادر شدن هستند هر چه زودتر به آرزوشون برسن


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱٠ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٧ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

همیشه دوست داشتم چیزهایی رو که بلدم با دیگران به اشتراک بگذارم. از ابتدای بارداریم بارها عزمم رو جزم کردم که بیام و از نکات و تجربیاتی که به نظرم به درد بقیه میخورد بنویسم. اما هر بار یک چیزی منو متوقف کرد.حس میکردم خیلی از چیزهایی که تجربه کردم خصوصیه و دلم نمیخواد توی فضای مجازی به صورت عمومی برای همه نمایش داده بشه.

خوب خیلی از دوستان خصوصی و عمومی ازم خواستند که از تجربیات بارداریم بنویسم. واسه همین تصمیم گرفتم توی دو سه تا پست رمزی این تجربیات رو با شما در میون بذارم. هر چند خیلی از چیزهایی که میخوام بگم شاید برای خیلی ها تکراری و پیش پا افتاده باشه اما به نظرم ارزش یک بار خوندن رو داره. از الان تا هفته دیگه همه دوستانم که میخوان رمز این چند تا پست رو داشته باشند یه آدرس ایمیل برام بذارند. بعد از یک هفته رمز رو برای همه می فرستم و سعی میکنم پست ها رو بذارم. البته امیدوارم شرایط جسمانیم اجازه بده که بالاخره بشینم پشت پی سی و بنویسم.

دوستتون دارم خیلی زیاد.

بعدا نوشت: دوستان خوبم هر کس که رمز رو میخواد حتما تا قبل از چهارشنبه برام کامنت بذاره و خواهش میکنم یه آدرس ایمیل هم بدید. برام خیلی سخته بیام توی تک تک وبلاگ ها رمز رو بدم. خیلی ممنونم.

بعدانوشت 2: دوستان گلم اولین پست رمزی رو فردا خواهم گذشت. باز هم خواهش میکنم هر کی رمز رو میخواد تا فردا برام کامنت بگذاره که ایمیل کنم. واقعا دونه دونه ایمیل فرستادن یا گذاشتن رمز توی وبلاگ ها برام سخته.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()


Design By : Pichak