Lilypie Second Birthday tickers
یک عاشقانه آرام

++بیست و چهارم خرداد ششمین سالگرد ازدواجمون بود که دقیقا همزمان شده بود با الکشن. دلم نمیخواست توی این روز یه خاطره بد برامون رقم بخوره. از صبح که از خواب بلند شدیم هی دعا دعا میکردم شیرینی این روز برامون ماندگار بشه. بیست و پنجم بالاخره  ر. و . ح . ا . ن. ی رییس جمهور شد. حس خیلی خیلی خوبی داشتم. حس کردم دعاهام جواب داد. میدونم که نباید انتظار معجزه داشت اما مطمئنم که خیلی چیزها عوض خواهد شد. مردم ایران اینقدر سختی کشیدند که مطمئنم اوضاع از اینی که هست بدتر نخواهد شد. ما چشم امیدمان به دولت ت د ب ی ر و ا م ی د هستش.

همسر نوشت: اگر ده بار دیگه هم زمان به عقب برگرده و بخوام انتخاب کنم، تنهاترین و بهترین انتخاب تویی مهربان همسر.ماچقلب خوشحالم که تو و نیکان رو در کنارم دارم. ممنونم که همیشه بهترین و محکمترین حامی من هستی. به جرات میتونم بگم هیچکس توی این دنیا شناختش از من، به اندازه تو عمیق نیست. تو نگاهم رو می شناسی، معنای لبخندنهامو میفهمی، سکوتم رو درک میکنی، نگرانی هام رو حس میکنی و تک تک دغدغه هامو میدونی.

به خاطر همه مهربانی هایت ممنونم و شش سالگیمون مبارککککک. بغلهوراقلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٦ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

 

اینم عکس دندونی گل پسر ما که توی پاکت گذاشتم و در کنار یه گیفت کوچولو دادم به مهمون ها. دست خاله رومی درد نکنه که زحمت کشید و این عکس رو داد به دوستش که طراحی کنه. ماچ

عاشق ایده طرحش شدم که از خودش بود. البته گرفتن این عکس هم پروژه ای بود برای خودش. به همراه همسری شاید 200 تا عکس گرفتیم که از بینش این یکی به دل هر دومون نشست. قلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٢ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

خوب این هم از پستی که قولش رو داده بودم. بازی هایی برای رده سنی 6 تا 9 ماه. از همون کتاب کاربردی Brain Games که خریده بودم ترجمه کردم:

1. خواندن و تکرار کردن: محققان معتقدند که قرار دادن بچه ها در محیطی پر از موسیقی رشته های عصبی مغز را فعال میکند.

یکی از آهنگ هایی که نی نی به آن علاقه مند است را برای اون بخوانید. مهم نیست که او معنای آن شعر را می فهمد یا نه در هر حال از این قضیه لذت می برد. اگر آهنگ کلمه ای دارد که می دانید نی نی معنای آن را میداند، آن را با صدای بلندتر بخوانید. به جای خواندن سعی کنید یک کلمه را با حالت های مختلف بیان کنید. مثلا با صدای بلند، با صدای نازک، با صدای پچ پچی. مهم نیست برای نی نی میخونید یا با او صحبت می کنید، ریتمی که دارید پنجره ای از فرصت ها را در مغز فرزند شما باز خواهد کرد.

2. نخود فرنگی و هویج: بچه ها از اینکه با دستان خود غذا را بخورند لذت می برند. در حقیقت این کار به بهبود مهارت های حرکتی او کمک میکند. وقتی بچه ها غذا را برداشته و به دهان میگذارند حس بسیار خوشایندی به آنها دست میدهد.

مقداری نخود فرنگی و هویج پخته شده را روی میز غذای نی نی بگذارید. بعد همراهشون این شعر رو بخونید:

نخود فرنگی و هویج، نخود فرنگی و هویج اینجان اینجان

بذارشون توی دهنت، بذارشون توی دهنت

یام یام یام

یام یام یام

دست نی نی رو ببرید به سمت نخودفرنگی و هویج ها و بعد کمک کنید آن را به دهان ببرید. احتمالا او اصرار میکند که تعدادی را در دهان شما بگذارد.

(من از وقتی که صندلی غذا واسه نیکان گرفتیم بهش اجازه میدم این کارو بکنه. گاهی یه کمی از سوپ یا غذاشو میریزم روی میز جلوش که باهاش سرگرم باشه و گاهی هم مقداری بذاره توی دهنش. این باعث میشه گاهی که از سر لجبازی میخواد غذاشو تف کنه بیرون، حواسش به غذایی که جلوشو پرت بشه)

3. بازی با آینه: نگاه کردن در آینه خیلی برای کودک هیجان انگیزه و دورنمایی دیگر را از اینکه واقعا کیست به روی او باز میکند.

وقتی با کودک در آینه نگاه میکنید می تونید این کارها را انجام بدهید:

  • بخندید( من میخندم و دندون هام رو نشون میدم و اشاره میکنم که این دندونه)
  • قسمت های مختلفی از بدنتون رو تکون بدین( سعی میکنم بای بای کردن و دست دستی رو تمرین کنم)
  • چهره هایی با اصوات خنده دار درست کنید( من لپ هامو باد میکنم و بعد بادش رو خالی میکنم، صدای حیوانات رو در میارم و...)
  • با لب هاتون صدا در بیارید
  • صدای حیوانات رو در بیارید
  • کودک رو در حالیکه روی پاهاتون گذاشتید عقب و جلو ببرید. (من اجازه میدم که به آینه دست بزنه و گاهی نزدیک به آینه نگهش میدارم که اینکارو بکنه)

4. توپ کجاست؟ این بازی مهارت توجه و تمرکز کودک رو افزایش میده.

با کودک روی زمین بنشینید. یکی از اسباب بازی های مورد علاقه نی نی رو در دست بگیرید و در مورد اون صحبت کنید. حالا اسباب بازی رو قایم کنید مثلا اون رو پشتتون بگیرید. از کودک بپرسید اسباب بازی کجاست؟ حالا اسباب بازی رو بیارید بیرون و بگید دالییییی. حالا بازی رو ادامه بدین در حالیکه جای قایم کردن اسباب بازی رو عوض میکنید. ( من یه اسباب بازی که صدا میده رو قایم میکنم و با در آوردن صدای اون سعی میکنم توجهش رو جلب کنم. اغلب مواقع نیکان به سمت جایی که داره صدا میاد متمایل میشه)

5. دالی بازی با پاپیت: بچه ها عاشق بازی با پاپیت ها هستند.

یک پاپیت رو توی دستتون بکنید و اون رو پشتتون قایم کنید. بعد بیاریدش بیرون و دالی بازی کنید. دوباره اینکارو تکرار کنید و هر بار از جاهای مختلف اون رو بیرون بیارید. مثلا بالای سرتون، بالای سر کودک و بعد به صورت کودک نزدیکش کنید. حالا پاپیت رو بدین به دست نی نی ببینید آیا کاری که کردید رو تقلید میکنه یا نه. ( من با اون سری پاپیت هایی که از ایکیا خریده بودم کلی این بازی رو انجام میدیم. البته اون پاپیت ها انگشتی هستند. سعی میکنم با هر کدومشون صدای اون حیوون رو در بیارم و بعدش از گونه و دست نیکان بوس میگیرم. گاهی اوقات دقیقا بعدش تلاش میکنه پاپیت رو از من بگیره و باهاش بازی کنه)

6. دالی بازی با پارچه: هر نوعی از بازی دالی موشه برای بچه ها کلی هیجان انگیزه. یه تکه پارچه رو روی صورت خودتون بندازید و بعدش اون رو کنار بزنید و دالی موشه کنید. حالا اون پارچه رو روی سر کودک بذارید و ببنید آیا اون رو کنار میزنه یا نه. یادتون نره وقتی پارچه رو به کنار زد بگید دالییییییی.

7. صدا از همه طرف: با بهبود مهارت های شنوایی مهارت های صحبت کردن کودک هم افزایش می یابد.

کودک را در معرض صداهای مختلف قرار دهید. یه لیست از صداهایی که می تونید درست کنید به شرح زیر هستند:

  • مثل یک زنبور ویز ویز کنید.
  • لپ هاتون رو پر از باد کنید و بعدش خالی کنید.
  • سرفه کنید
  • عطسه کنید
  • با پوست چیپس و پفک صدا تولید کنید
  • خش خش کاغذ و روزنامه
  • صدای پاره کردن کاغذ
  • صدای کیسه پلاستیک

جالبه توی بالکن ما صبح پرنده ها چهچهه سر میدن و اینقدر این صدا دل انگیزه که آدم واقعا سرمست میشه. نیکان با دقت به صدای پرنده ها گوش میده و تازگی ها وقتی بهش میگم جوجو کجاست سریع برمیگرده به سمت بالکن.:))

8. بازی با خرده ریزه ها: مهارت های حرکتی کودک با این تمرین افزایش پیدا میکند.

یه اسباب بازی کوچک مثل جغجغه به کودک بدهید و او را تشویق کنید که آن را بیاندازد. حالا دوباره او را تشویق به گرفتن آن بکنید. به کودک یک باکس بدهید و تشویقش کنید که اسباب بازی ها را داخل باکس بیاندازد. خواهید دید که او عاشق در آوردن و گذاشتن اسباب بازی ها در داخل باکس خواهد شد. کودک را تشویق کنید که وسیله ای را به شما بدهد و دوباره آن را به او پس بدهید. توجه کنید آیا کودک می تواند همزمان دو وسیله را در دو دستش نگه دارد یا خیر.

9. لمس کردن پارچه های مختلف: پارچه های مختلف را در اختیار کودک قرار دهید. (پشمی ، پنبه ای، پلی استر و...)

اول بگذارید کودک پارچه را لمس کند بعد در مورد آن توضیح دهید. مثلا این پارچه پنبه ای است و خیلی نرم است. ممکن است که کودک همه توضیحات شما را متوجه نشود اما او بلند و آرام بودن صدای شما را با حس پارچه پیوند میدهد.

من یه سری کتاب از شهر کتاب گرفتم که توش حیوانات مختلف بود. مثلا گوسفند. بعد رو بدن گوسفند رو پشم چسبونده بودند که کودک بتونه جنس پشم رو لمس کنه. یا مثلا بدن ماهی رو به یه چیزی شبیه فلس پر کرده بودند که با لمسش بشه فهمید جنس بدن ماهی چیه. یا مثلا روی بدن خروس پر چسبونده بودند. نیکان که خیلی این کتاب رو دوست داره. مخصوصا وقتی به صفحه خروس می رسیم کلی ذوق میکنه.

10. یک، دو، سه: کودک شما از واکنش نشان دادن به صدا و لمس کردن شما لذت خواهد برد.

می توان با ساختن این شعر این بازی را تمرین کرد:

یک دو پای منو لمس کن

زرد، قرمز سر منو لمس کن

دیپتی دیپ، لب های منو لمس کن

سیب، هلو موهای منو لمس کن.

هر بار با خواندن این شعر دست کودک را روی آن عضوی از بدن خود که در شعر است قرار دهید. حالا بازی را بر عکس کنید و با خواندن شعر اعضای بدن کودک را لمس کنید.

11. فشار دادن اسباب بازی: با فشار دادن مهارت های حرکتی کودک بهبود می یابد.

با در اختیار قرار دادن اسباب بازی هایی که فشاری هستند و سوت میزنند می توان مهارت های حرکتی را تقویت کرد. برای بارهای اول می توانید به کودک برای انجام این کار کمک کنید. همراه با اینکار می توانید این شعر را بخوانید:

پنیر را فشار بده(اسم کودک) لطفا

پنیر را فشاره بده نیکان لطفا

نه زنبورها و نه درختان را

پنیر رو فشار بده نیکان لطفا(البته این شعر در اصل انگلیسی است و آوای آن وقتی انگلیسی بیان شود معنادار خواهد بود. وقتی که ترجمه میشه یه کم مسخره به نظر میاد:)))

12. دست تکان دادن و بای بای کردن: می توانید این کار را زمانی که از دیگران خداحافظی می کنید انجام دهید. بعد از چند بار تکرار این موضوع کودک متوجه خواهد شد که بای بای کردن برای موقعی است که فرد در حال بیرون رفتن و خداحافظی است.

13. بازی بالا انداختن: حرکت دادن و موزیک با یکدیگر باعث فعال شدن هر دو نیمکره مغز خواهد شد.

با یک موزیک که مورد علاقه کودک است سعی کنید او را بالا و پایین کنید. صدای خود را با بالا بردن او بالا و پایین ببرید. کودک شما عاشق این بازی خواهد شد. اغلب موارد با بالا بردن قهقهه خواهد زد.

14. بیا بالا برویم: با گذاشتن چند متکا و کوسن در کنار دست کودک او را تشویق به بالا رفتن بکنید. می توانید یکی از اسباب بازی های مورد علاقه او را روی متکا قرار دهید تا او را برای بالا رفتن تشویق کنید.

15. چشمک زدن: این بازی البته جز اون لیست نبود اما به نظرم برای بچه ها خیلی جذابه. من چشمک زدن رو با هر دو چشم دارم تمرین میکنم. البته نیکان هنوز نتونسته این رو تقلید کنه اما هر دفعه که چشمک میزنم کلی ذوق میکنه و میخنده.

معرفی اپ ها باشه برای یه پست جداگانه.

پست های روزهای انتظار گلپر عزیز رو این روزها از دست ندین که منو حسابی به یاد سال گذشته که داشتم این دوران رو سپری میکردم میندازه.

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٢ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

++ سه شنبه بعدازظهر بالاخره مامان اومد پیشمون. همسر از چند روز قبلش هی با ذوق و شوق میگفت مامانش داره میاد و کلی کیف میکرد. هر دومون خیلی خوشحال بودیم. خصوصا اینکه مامان برای جشن دندونی نیکان می اومد پیشمون. خلاصه جمعه جشن دندونی گل پسر رو با حضور تقریبا 20 نفر از دوستامون برگزار کردیم. واقعا بودن مامان در کنارم کمک بزرگی بود برام. هر چند غذا رو از بیرون سفارش دادیم اما خرده کاری های جشن کلی ازمون وقت گرفت. اما وقت جشن تموم شد هم خودم و هم همسر کلییییییی خوشحال بودیم که اینکارو کردیم. همه چیز تقریبا همونجوری که میخواستیم پیش رفت. غیر از اینکه نیکان شب قبلش از ساعت دو شب بیدار شد و نه خودش خوابید و نه گذاشت من بخوابم. این بود که دیگه من توی جشن از خستگی داشتم از حال میرفتم اما یکی دو ساعت که گذشت یه کم اوضاعم بهتر شد. پسری هم یه ساعتی خوابید و وقتی بلند شد خیلی حالش بهتر بود.

++ دو جلسه ای میشه که به همراه آرزو جان داریم میریم کلاس شنا. شنا کردن از قدیم الایام یکی از فوبیاهای من بود. دو بار توی ایران کلاس شنا رفتم اما هر بار ترس از آب باعث شد نتونم کلاس رو به پایان ببرم. اما این بار عزمم جزمه که اینکارو بکنم. اومدن آرزو هم یه انگیزه قویتر برای این کار شد. خلاصه که ما دو تا قراره تا آخر تابستون شنا کردن رو یاد بگیریم. ایده اش از دو سه هفته پیش اومد توی ذهنم. وقتی که داشتم به یه فایل صوتی برایان تریسی گوش میدادم و ایشون در مورد grandma moses  صحبت کرد. اینقدر برام سرگذشت این آدم جالب بود که رفتم و بیوگرافیش رو در آوردم.

گرندما موزز از وقتی که یه دختر بچه بود عشق به نقاشی داشت اما خانواده اش بهش القا کرده بودند که باید زن یه کشاورز بشه و تا آخر عمرش کشاورزی کنه. به همین خاطر اون هم سعی کرد کشاورزی رو دنبال کنه. وقتی که 70 و اندی سال داشته به دلیل کهولت دکتر از کشاورزی کردن منعش میکنه و مجبور میشه توی خونه دخترش استراحت کنه. اینجا بوده که اون شور و علاقه دوران بچگی دوباره متبلور میشه و تصمیم میگیره نقاشی کردن رو شروع کنه. در عرض کمتر از یک سال موفق میشه کلی تابلوهای زیبا خلق کنه و یک سال بعد کارهاش توی یه نمایشگاه گذاشته میشه و همین میشه یه نقطه عطف. تابلوهای گرندما موزز شهرت جهانی پیدا میکنه و در عرض یکی دو سال چندین برابر پولی رو که توی سی سال کشاورزی جمع کرده بود به دست میاره. وقتی به سرگذشت گرندما موزز گوش دادم با خودم فک کردم من که اینقدر آب رو دوست دارم، نیکان که اینقدر عاشق آبه، خوب چرا من نرم دنبال غلبه بر این ترسم و شنا رو با عشق یاد نگیرم. همین شد که الان دو جلسه از کلاس شنا میگذره و من هر شنبه با کلی عشق میرم سر کلاس.

این هم عکس گرندما و چند تا از نقاشی هاش:

++ یه مطلب خوندم به اسم good timing توی مجله محلی اینجا که هر ماه منتشر میشه. ایده هاش مربوط میشه به خانوم هایی که خودشون کار میکنند و مدیریت زمان براشون اهمیت زیادی داره.البته تعداد ایده ها بیشتر از این بود اما من اونهایی رو که کاربردی تر بودند ترجمه کردم.

1. من تلاش میکنم در بازه های زمانی دو ساعتی با تمرکز کامل کار کنم بعد یک استراحت کوتاه به خودم میدهم و دوباره این کار را تکرار میکنم. تلاش میکنم کارهایی که از همه سخت تر است را جز اولین کارهایی که باید انجام بدهم بگذارم.

2. برای اینکه صبح ها در وقت صرفه جویی کنید از BB cream استفاده کنید. این کرم هم مرطوب کننده است هم پوشش دهنده و هم ضد آفتاب و دیگر نیازی به زدن چند کرم ندارید.

3. کمک گرفتن از یک نفر برای تمیز کردن خانه یکی دو بار در هفته باعث میشود که زمان برای انجام کارهای مهمتر داشته باشید. به راحتی از این نیروهای کمکی استفاده کنید بدون اینکه احساس گناه کنید.

4. در پایان یک روز کاری لیستی از کارهایی که باید روز بعد انجام شود یا پیگیری های لازم برای روز بعد را یادداشت کنید. این باعث میشود که روز بعد مجبور نباشید که به خاطر بیاورید کدام کار باید تمام شود و کدام کار باید شروع شود.

5. من طی هفته روزهای شلوغی را پشت سر میگذارم برای همین در روز تعطیل تلاش میکنم که استراحت کنم و از استرس به دور باشم. تلاش کنید آخر هفته کاری را انجام بدهید که از آن لذت می برید تا ذهن خود را از استرس و مشغله های کاری دور کنید.

6. یکی از چیزهای کاربردی در آشپزخانه من برچسب است. اگر از غذا چیزی باقیمانده باشد آن را در ظرفی میریزم و بر روی ظرف برچسبی با اسم غذا و تاریخ درست کردن آن میزنم. همین باعث میشود که وقتی در یخچال را باز میکنم در یک نگاه بفهمم که چه چیزی در یخچال دارم و هر کدام چقدر تازه هستند.

7. هر روز اتصال اینترنت خود را برای دو ساعت قطع کنید. از اینکه در این دو ساعت چه کارهای مفیدی می توانید انجام دهید بدون اینکه با FB یا ایمیل حواستان پرت شود، شگفت زده خواهید شد.(من واقعا این یکی رو شدیدا میخوام سعی کنم انجام بدم)

++ اگر وقت کنم حتما اون پست بازی ها و اپ ها که قولش رو چند وقت پیش داده بودم خواهم گذاشت. نیکان هنوز با مامان صمیمی نشده و بیشتر از نیم ساعت تنها باهاش نمیمونه. حالا من هی خودمو قایم میکنم تا با مامان بیشتر تنها باشه. نیشخندمژه

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٠ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

++ایده اش از موقعی که رفتیم ایران مطرح شد موقعی که همسر رو به مامانم کرد و گفت چقدر خوب میشد اگر یه ماه دیگه می اومدید پیش ما. فردای اون روز مامان بهمون اوکی رو داد که آخرای خرداد میاد پیشمون اما یکی دو هفته بعدش وقتی اعلام شد که اسمشون برای مکه در اومده یه کم دو دل شد و میگفت دیگه الان نمیشه راحت یه ماه بیام پیشتون. نگران

وقتی برگشتیم یکی دو باری به مامان گفتم اومدنش چی میشه و شنیدم که گفت بابات گناه داره اینجا تنها می مونه و نمیشه زندگی رو ول کرد و اومد!!! خوابتا اینکه هفته پیش به مامان گفتم میخوام واسه نیکان جشن دندونی بگیرم. گفتم چقدر خوب بود اگه توی مراسمش میتونستی بیایی. به مامان گفتم اینجا دست تنها میخوام دندونی بگیرم. اصلا باورم نمیشد که آخر مکالمه بشنوم که مامان جان برام ویزا رو در بیار 20 روز میام پیشتون. تعجبیعنی اونقدر ذوق زده شده بودم که لکنت گرفته بودم. بعدشم پر رو شدم و گفتم نمیشه 20 روز بشه یه ماه؟؟؟از خود راضی

اینجوری بود که مامانم راضی شد یه ماه بیاد پیشمون و من و همسر رو غرق در شادی کرد. هوراتشویققلبالبته از حق نگذریم خواهری توی این اتفاق خیلی نقش داشت. قلببهم گفت اگر واقعا دوست داری مامان باید بهش بیشتر از اینها اصرار کنی و همین انگیزه ای شد برای سمج شدن من. خیلی نیاز داشتم مامان بیاد پیشمون. توی چند هفته اخیر خیلی بی انرژی و کند شده بودم. اوهاحساس میکردم ذهنم اینقدر مشغوله که جایی برای خودم توش نیست. از روزی که برنامه اومدن مامان اوکی شده همین جور اتفاقات خوب داره میافته و هی خبرای خوب خوب میشنوم. توی دو روز اخیر دو تا از بهترین اتفاقاتی که میشد بیافته افتاد. اولیش یک اتفاق خیلی خوبه که اگه اوکی شد حتما میام در موردش میگم.چشمک دومیشم یه خبر خوب بود از جانب داداش کوچیکه که بالاخره اگه خدا بخواد کارشو داره عوض میکنه و میره سر کاری که خیلی دوست داشت داشته باشه. احساس میکنم مادرم نیومده با خودش داره خیر و برکت برامون میاره.بغل خلاصهههههههه که این روزها روی ابرهام حس و حال خوشم وصف ناشدنیه.

++ نیکان گوگولی ما این روزها حسابی خوردنی شده. از کاراش اگه بخوام بگم میشه قصه هزار و یک شب. این موبایل به دست منه و همش در حال فیلم گرفتن از شیرین کاری هاشم. عاشق اینه که غذا رو بدی دست خودش و اون هم پخش و پلا کنه اینور و اونور. بیشتر با غذا بازی میکنه تا بخواد بخورتش. اما من بهش خیلی سخت نمیگیرم و میگم بذار برای خودش کیف کنه با غذا. همش میخواد از من قاشق رو بگیره و بکنه توی دهنش. خواب شب هاش خیلی بهتر شده. سعی کردم از توی تخت برش ندارم وقتی گریه کرد. در عوض پشتش رو براش میمالم و با این کار در عرض یکی دو دقیقه دوباره به خواب میره تا حالا که پروژه موفقیت آمیز بوده حالا تا ببینیم چی میشه.

انواع و اقسام غذاهای شیرین رو دوست داره. خدا نکنه ما بستنی بخوریم اینقدر دست و پا میزنه تا بهش یه ذره بدیم.از خود راضی البته میدونم نباید بهش بستنی داد اما در حد یه کم مزه کردن بهش میدیم فعلا. وقتی گرسنه اش باشه با زبان بدنش بهمون میفهمونه که الان گرسنه است گاهی هم میاد به من آویزون میشه که یعنی شیر میخوام. یه زرافه خوشگل روی دیوار اتاقشه بهش میگم نیکان زرافه کو با یه حالت شیطنتی نگاه میکنه به دیوار که یعنی اینجاست.ماچمژه خلاصه که این روزها پسر کوچولوی خوردنی ما حسابی شیطون شده و گاهی هم خراب کاری هایی میکنه که بیا و ببین. دیروز کول دیسکی که توی سینمای خانواده بود رو وقتی داشت به زور میکشید بیرون حسابی کجش کرد!!!!نیشخند

راستی هفته پیش برای اولین بار بردیمش استخر و اونقدر ذوق زده شده بود که نگو. بعد از یک ساعت توی استخر بودن به زور رضایت داد که بیاد بیرون. جالب اینجا بود که با پاهاش دقیقا پا میزد و میرفت جلو. البته قبل از بردنش به استخر سعی کردم یک روز در میون ببرمش حمام تا توی وانش بازی کنه فکر میکنم همین باعث شد با آب کاملا دوست باشه.

++ این روزها ما با این چای و این چای زندگی میکنیم.مژه من که عاشق اون چای مخلوط زنجبیل شدم. اول از همه به خاطر اینکه چای توی این پارچه های حریره و دوم به خاطر عطر و بو و طعمش. واقعا از اینکه فقط دو تا دونه بیشتر نمونده بود کلی غصه داشتم که با اومدن مامانم و زحمت خواهری قراره صاحب چندین بسته دیگه ازش بشم. ما از ش ه ر و ن د آ ر ژ ا ن ت ی ن خریدیمش. مژه

++ هفته پیش بود که هنوز اومدن مامان اوکی نشده بود، به مامان گفتم نیکان دندون دومش رو هم داره در میاره بهم گفت حتما باید براش آش دندونی بپزه. اینجوری شد که فرداش دست به کار شده بود و به سبک خودش آش برای دندون نیکان پخته بود البته شبیه دندونی نبود همون آش رشته خودمون بود اما خواهری میگفت با کلی عشق بساط آش رو راه انداخته بود. خواهری از لحظه لحظه پخته شدن آش برام عکس می فرستاد با عنوان گزارش لحظه به لحظه. آخرش هم با نقاشی این دو تا وروجک حسابی سورپرایز شدم. یعنی پشتش پر از عشق بود و من و همسری رو غرق در شادی کرد.

نقاشی دینا از موضوع دندونی

نقاشی سپهر از موضوع دندونی

ادامه مطلب هم چند عکس از قند عسل گذاشتم. :)))

بعدا نوشت: LinkedIn و قابلیت هایش چند روزی است که مرا حسابی سر کار گذاشته. مدل کسب و کارش کلی شگفت زده ام کرده. هر فرصتی که پیدا میکنم میروم سر وقتش و سعی میکنم بیشتر کشفش کنم. کلا این روزها حسابی ذهنم رو درگیر خودش کرده:))))


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٩ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ توسط لبخند نظرات ()

پسرکم دیروز وارد نه ماهگی شد. به همین زودی به همین خوشمزگی شاهد رشد و بزرگ شدنش هستیم. این روزها قند عسل کلی شیرین کاری میکنه و لبخند بر لب من و همسری میاره. از دو سه روز پیش دندون دومش هم سرش زده بیرون و دیگه حسابی مثل موش شده با این دو تا دندونش. خواستم اینو ثبتش کنم اینجا. یه عالم حرف نگفته دارم که منتظر فرصتم برای اینکه بیام در موردش حرف بزنم.

راستی این هم لینک شرکت در نظرسنجی وبلاگی.:)))

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/۱ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ توسط لبخند نظرات ()


Design By : Pichak