Lilypie Second Birthday tickers
یک عاشقانه آرام

همه چیز از اونجا شروع شد که بعد از مدت ها 5 6 نفر از دوستان دوره لیسانس دور هم جمع شدیم و قرار بود دیداری تازه کنیم. میم آخر از همه به جمع دوستان اضافه شد و به محض ورود زل زل توی صورتم نگاه کرد و گفت واییییییی چرا تو اینقدر لاغر شدی، وای خط لبخندت چرا چروک شده، پیشونیتم که چروک داره، وای صورتت خیلی تو رفته؟ بسه دیگه چقدر رژیم میگیری!! حالا از من انکار که بابا من رژِیم نگرفتم خود به خود اینقدر لاغر شدم و از اون اصرار که نه تو اصلا هیچی نخوردی اینجوری شدی و از این حرفا. تمام مدت اون مهمونی زل زده بود به من و هی میگفت چقدر زشت شدی، چقدر لاغر شدی. بیا برو پیش خواهر من ب و ت ا ک س کن اونقدر این حرفا رو تکرار کرد که واقعا دلم میخواست از همه خداحافظی کنم و بیام بیرون. توی اون مهمونی اصلا به من خوش نگذشت، با قیافه ای درب و داغون رفتم خونه خواهری و موضوع رو بهش گفتم. خواهری گفت بابا اون میخواسته تبلیغ خواهرش رو بکنه که بری پیشش ب وت اک س کنی و ژل بزنی وگرنه صورت تو خیلی هم خوبه. فردا صبح میم بهم اس ام اس داد و ازم بابت همه حرف هایی که زده بود عذرخواهی کرد. اما موضوع این بود که حرفهاش به من تلنگری زده بود که یه مقدار عمیق تر به خودم توی آینه نگاه کنم. کم خوابی های دو سال اخیر زیر چشمم رو سیاه کرده بود، توجه کافی به پوستم نداشتم و به امان خدا رهاش کرده بودم. از فردای اون روز شروع کردم به سرچ کردن که برای داشتن پوستی با طراوت چه کارها میشه کرد. چیزهایی که میخوام توی این پست بگم حاصل سرچ هایی هست که کردم و سنی عزیزم هم کلی از تجربیات خودش برام گفت و بهم راهنمایی کرد.البته به نظر من هیچ موقع نسخه واحدی وجود نداره برای همه آدم ها، اما من تقریبا بعد از 2 ماه نتیجه کارهایی که کردم رو دیدم و دلم خواست با همه مامان هایی که از خودشون غافل شدند تجربه ام رو در میون بذارم.

1. اولین نکته توی مراقبت از پوست این هست که بدونید نوع پوستتون چی هست، خشک، نرمال یا چرب و بعد بر اساس اون تریتمنت های مناسب رو انتخاب کنید.

2. قبل از هر چیز بگم که داشتن پوست سالم و باطراوات فقط با مصرف کردن کرم های گران قیمت به دست نمی آید و اول از همه باید درون درست باشه تا ظاهر هم خوب و باطراوت باشه.

3. مشکلاتی که پوست من داشت عبارت بود از: خسته بودن پوست، کدر شدن پوست، سیاهی زیرچشم، لکه های روی گونه که از دوران بارداری به ارث رسیده بود ،چروک های روی پیشونی و تک و توکی جوش توی صورت

4. توی سرچ هایی که داشتم خیلی ها گفته بودند که صورتشون جوش داشته و با خوردن ترنجین و خاکشیر با هم هر روز به صورت ناشتا قبل از صبحانه نتایج خوبی گرفتند. من هم از تقریبا 2 ماه پیش این کار رو شروع کردم و هر روز قبل از صبحانه یک قاشق چایخوری ترنجین رو توی خاکشیر حل کردم و لاجرعه سرکشیدم.

5. یک بطری کوچولوی 300 میلی لیتری رو روی اپن گذاشتم و مداوم توش آب می ریختم. روی تخته آشپزخونه شروع کردم تیک زدن به اینکه روزی چند تا بطری آب میخورم. هدفم روزی 2 لیتر آب بود و هر جور شده خودم رو به این هدف میرسوندم. جالبه تنها بعد از یک هفته آب خوردن مداوم اثرانش رو به عینه توی پوستم می دیدم.جالبه که بدونید یه آدم نرمال روزانه حداقل نیاز به 8 لیوان آب داره و کمترش باعث دهیره شدن بدن میشه.

6. توی رژیم غذایی ام تا دلتون بخواد میوه و سبزیجات گنجوندم، سعی کردم هر روز یه مقداری مغز اعم از پسته، گردو و بادوم رو توی سبد غذایی ام بذارم.

7. روغن کنجد و روغن زیتون رو جایگزین روغن مایع و کره کردم.

8. شب ها حتی الامکان یک غذای سبک میخوردیم و سعی میکردم اون غذا هم یه چیزی تو مایه های سالاد باشه.

9. قرص های مکمل اعم از مولتی ویتامین و قرص آهن رو توی رژیم غذایی ام گنجوندم.

10. لااقل هفته ای سه بار از ماسک های صورت استفاده کردم.

11. حواستون باشه که بهتره میزان شستن صورت با صابون یا ژل شستشو حداقل باشه. من شب ها اول زیر چشمم رو با محلول مخصوص زیر چشم پاک میکنم، بعد همه صورتم رو با شیرپاکن پاک میکنمف بعدش با کلینینگ تونر همه صورتم رو پاک میکنم. البته قبل از این صورتم رو با آب میشورم. در انتها کرم زیر چشم و کرم شبم رو میزنم. کرم های شب بیشتر خاصیت آبرسانی و تقویت پوست دارند و از چروک شدن پوست تا حد امکان پیشگیری میکنند. کرم های روز بیشتر حالت ضد آفتاب و مرطوب کننده دارند.

12. به صورت خیلی تصادفی یه بروشور جلوی در خونه خواهری دیدم که در مورد سبوس برنج توش نوشته بود. بروشور رو برداشتم و خوندم و واقعا اون نوشته ها من رو جذب کرد. روز بعدش زنگ زدم به شرکتشون و یه بسته پودر سبوس برنج برای خودم و دو بسته برای خانواده همسر سفارش دادم. الان دو روزی هست خوردنش رو شروع کردم. هم نرم هستش هم خوشمزه و خوش عطر. من که از خوردنش خیلی حس خوبی دارم. سبوس برنج سرشار از ویتامین ب هستش، منبع غنی فیبر هست و از ریزش مو جلوگیری میکنه. تازه به لاغر شدن هم کمک میکنه. جالب اینجاست که همزمان با خرید این محصول از جیره کتاب یه کتاب دریافت کردم به نام اعجاز خوراکی ها که کلی توش از سبوس برنج خوب نوشته بود. خلاصه که این سبوس رو می تونید توی همه غذاها استفاده کنید و از مزه اش لذت ببرید.

12. جادوی اینترنت رو توی تحقیقاتتون دست کم نگیرید. الان با تنها چند ساعت پرسه زدن توی فروم ها میشه کلی اطلاعات به دست آورد. البته که نباید به همشون اعتماد کرد اما آدم میتونه ایده کلی بگیره.

سعی میکنم توی پست بعد اسم محصولاتی که استفاده میکنم رو اگر شد با شکلشون اینجا بذارم. پس به امید آن روز

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۳٠ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()

دو سال پیش در چنین روز خدا موهبت مادر شدن رو به من عطا کرد. تک تک روزهای بارداری برای من سرشار از عشق و محبت بود. با تمام وجودم از اون دوران لذت بردم و یکی از زیباترین تجربه های زندگیم رو پشت سر گذاشتم. و حالا به همین سرعت پسرکم دو ساله شد. دو سالی که توش پر بود از اولین ها، قهقهه های مستانه گل پسری و کارهای شیرین و بامزه اش. نیکان من دو ساله شد در حالیکه این روزها چندین برابر خوشمزه و شیرین شده.

جشن تولدش رو توی ایران برگزار کردیم. هر چند میشد تولدش رو توی دبی با حضور دوستان بگیریم اما من دلم حمایت خانواده ام رو میخواست و حضور پر رنگشون توی جشن تولد پسرکم رو. بی اغراق میتونم بگم از یک ماه و نیم قبل از تولدش برنامه ریزی ها شروع شد. اینکه کجا حشن رو بگیریم، مهمون ها کی باشن، کیکش چی باشه و هزار یک خرده کاری دیگه. روز 28 شهریور 3 روز مونده به تولد واقعی نیکان جشنش رو در منزل مادر همسر گرفتیم و الحق اگر همکاری ها و کمک های هر دو خانواده نبود فقط خستگی این جشن به تنم می موند.

دوست عزیزم مریم زحمت کیک نیکان رو کشید و واقعا هم کار بی نظیری تحویلمون داد که وقتی کیک رو دیدم چشمام از خوشحالی برق زد. قبلا گفته بودم که من ادم همین شادی های کوچکم. وقتی برای پسرکم ریسه تولدت مبارک درست کردم یه نصفه روز قند توی دلم آب میشد. وقتی روی تیشرتش عکس پوکویو رو چاپ کردم دل تو دلم نبود که عکس رو برای همسر بفرستم تا اون هم ذوق کنه. وقتی دو تا تی شرت با عکس خندان نیکان برای خودم و همسر چاپ زدم هر دومون تا یکی دو روز مست و ملنگ عکس پسری روی تی شرت بودیم. خلاصه که تولد امسال پسرکم هم واقعا به یاد ماندنی شد و کلی بهمون خوش گذشت.

اونقدر حرف نگفته برای زدن دارم که واقعا نمی دونم باید از کدوماش بگم. این روزها سرم به شدت شلوغه و حتی وقت برای انجام کارهای روزمره هم کم میارم. این پست رو امشب به اصرار همسر گذاشتم که بهم گفت: برای دل خودت بنویس، برای اینکه اینها یادگاری بشه برای خودت و پسرمون، اصلا به این فکر نکن که کی کامنت میذاره و یا نمیذاره. هر چند من همیشه مشتاق رابطه دو طرفه بودم اما دیدم راست میگه خیلی وقته اینجا سوت و کور مونده و هیچی ننوشتم. احتمالا به زودی با پست های پر و پیمون باز خواهم گشت، پس تا اون موقع stay with me

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۳٠ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()


Design By : Pichak