Lilypie Second Birthday tickers
یک عاشقانه آرام

حس خوبییییییییی دارم. نمیدونم چرا اما حس میکنم یه انرژی وصف ناشدنی داره دور و برم میگرده. واسه همین روزا واسه خودم کلی خوشم. دیگه حرص و جوش امتحان رو نمیخورم. چون می دونم آخرش هیچی عوض نمیشه. پس من تلاشم رو میکنم تا از همه دانشم برای جواب دادن به سوالات استفاده کنم. به قول معروف توکلت علی الله!!!بغل

خرداد با همه خاطرات شیرینش برام داره مث برق و باد میگذره. خرداد رو دوست دارم چون من و همسری با هم پیمان بستیم توی تاریخ ٢۴ خرداد. دو هفته دیگه ما چهار سال از زندگی مشترک رو پشت سر میذاریم و وارد سال پنجم میشیم. امروز یکی از خواننده های وبلاگ برام نوشته بود خاطرات من توی وبلاگ مث یه رمان میمونه قصه زندگی من برای پنج سال. وقتی فک میکنم می بینم دقیقا همینطوره. اون روزا که شروع به نوشتن کردم نمی دونستم آخرش به هم می رسیم یا نه. پر بودم از بیم و امید. روزهای اول ازدواج هنوز خیلی به روحیات هم آشنایی نداشتیم. الان که برمیگردم به عقب می بینم چقدر روزهای اول از هم می رنجیدیم. اما یکی دو سال که گذشت رنجش هامون از هم خیلی کمتر شد بهتر همدیگه رو درک کردیم و خدا رو شکر الان به همه تفاوت هامون می خندیم و ازش لذت می بریم.

همسری دیروز داشتم مشت و مالش میدادم می بینم شروع کرده ادای من رو در میاره. من که دیگه ریسه رفته بودم از خنده. میگه اولش خوب شروع میکنی بعدش شروع میکنی به خمیازه کشیدن. بعدش فقط یک نقطه از کمر رو ماساژ میدی. بعدشم شروع میکنی پاک سازی جوش ها و اصلا یادت میره داشتی ماساژ میدادی دو دقیقه بعدشم کنار من دراز کشیدی. خداییش بی نظیر بود ادا در آوردنش.

من عاشق این سریال س ا خ ت م ا ن پ ز ش ک ا ن شدم. این خانوم شیرزاد شاسکول بازی هاش منو کشته. کلی میخندم از دستش. خنده

بعدا نوشت: اینجا کلی کتاب صوتی فارسی می تونید دانلود کنید. برای من که خیلی خوبه. البته بعضی هاشون صداشون خیلی لوسه اما خوب از هیچی بهتره.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٠ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()


Design By : Pichak