Lilypie Second Birthday tickers
یک عاشقانه آرام

از نظر من همیشه هر اتفاقی معنا و مفهوم خاص خودش رو داره. خوب ماجرای کار کردن من هم برای خودش داستانی داشت شنیدنی. از روز اول که رفتم توی این محیط کار حس کردم اصلا انرژی خوبی بهم نمیده. حس میکردم توی اون شرکت همه چیز بی حساب و کتاب هستش. خیلی نمیخوام راجع بهش توضیح بدم اما دقیقا بعد از یک هفته رفتن به اون شرکت اصلا حس خوشی نداشتم و این بود که دیدم بهتره قبل از اینکه دپرس بشم بگم نمیخوام بیام دیگه. خلاصه اینجوری شد که بنده با یک هفته رفتن سر کار از ادامه کار منصرف شدم. اما براتون بگم با وجودی که اصلا تجربه خوبی نبود اون کار اما الان کلی افکار جدید به ذهنم خطور کرده. حس میکنم از کلیشه بیرون اومدم و ذهنم تونست فراتر از اون چیزی که توش غرق شده بودم رو ببینه. حس خیلی خیلی خوبی دارم. به جای اینکه ناراحت باشم کلی خوشحالم. و جالب اینکه بگم دارم یه کار دوست داشتنی میکنم. بله دقیقا همون روز که تصمیم گرفتم بیام بیرون از شرکت کلی با خودم فکر کردم که یعنی من به غیر از این فیلد کاری دیگه چه کار دیگه ای می تونم بکنم. دیدم خوب می تونم فارسی درس بدم. سریع توی یکی از این سایت های مرتبط یه آگهی گذاشتم و هنوز ساعت 8 شب نشده بودم که دو تا ایمیل دریافت کردم که دو نفر خواسته بودند بهشون فارسی درس بدم. یکیشون یه خانوم بود و چون همسرش ایرانی بود دلش میخواست که فارسی یاد بگیره. من الان سه روز در هفته دارم به این خانم درس میدم و هر دومون بسی از این کلاس لذت می بریم. همه اینها رو گفتم که بگم گاهی اوقات لازمه که آدم دست از یه سری کلیشه ها برداره تا بتونه یه کمی اونورتر رو هم ببینه. البته نمیگم این کار خیلی عالیه و همون چیزیه که توی ذهن من بود اما این کار لااقل تا موقعی که کار مورد علاقه ام رو پیدا کنم بسیار حس خوبی بهم میده.

خلاصه که این روزها تبدیل شدم به بمب روحیه و حسابی دارم لذتشو می برم. گاهی هم با همسر میشینیم کلی ایده های جدید به ذهنمون میرسه. کلا حالم خیلی خوبه دیگه.

خوب چون دیدم خیلی از دوستان از این کتاب های گویا خوششون اومده، یه مطلب مرتبط توی سایت یک پزشک دیدم که به نظرم بد نیست شما هم یه نگاهی بهش بندازید. شاید به دردتون خورد. اینم لینکش.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱۱ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()


Design By : Pichak