Lilypie Second Birthday tickers
یک عاشقانه آرام

++امسال روز مادر واسم یه رنگ و بوی دیگه داره. یک عمر منتظر یه همچین روزی بودم که نی نی خودم کنارم باشه و حس مادر بودن رو تجربه کرده باشم. امسال اما قدر مادرم رو خیلی خیلی بیش از قبل میدونم. الان میدونم چقدر به پای هر کدوممون بیداری کشیده، چقدر توی مریضی هامون داغون شده و چقدر برای تربیت کردن تک تکمون انرژی و وقت گذاشته.

امسال وقتی مامان بیمارستان بستری شد احساس کردم چقدرررررررر زحمت کشیده و تمام سختی ها رو خودش تحمل کرده. مادرم رو می بینم که خیلی بیشتر از سنش نشون میده و چروک های روی صورتش نشون دهنده همه فداکاری ها و گذشت هاشه. مامان مهربونم میدونم که تا دنیا دنیاست نمی دونم زحماتت رو جبران کنم اما میخوام بدونی که قدرت رو میدونم و امیدوارم سایه ات همیشه بالای سر ما باشه. روزتتتتتتت مبارک مامان عزیزممممم.

راستی همسری طاقت نیاورد و کادوی روز مادر رو زودتر از موعد بهم داد. فقط خدا میدونه چقدر از گرفتن کادو سورپریز شدم. ممنونم مهربان همسر به خاطر همه محبت ها و مهربونی هات. قلب

++ همزمان با روز مادر دیروز اولین دندون گل پسری در 7 ماه و ده روزگی، یه گوشه از خودش بهمون نشون داد.تشویقهورا وایییییی که چقدر حس بی نظیریه وقتی دستت رو بذاری روی لثه پسری و یه چیز زبری بیاد زیر دستت. همش داره روش رو زبون میزنه گل پسرم و من هم هیییییی ذوقش رو میزنه. اگه بشه میخوام یه مهمونی دندونی براش بگیرم باید یه برنامه اولیه در بیارم ببینیم میشه اصلا کاریش کرد یا نه.

++ نیکان از موقعی که برگشتیم خیلی خیلی شیطون تر شده. خدا رو شکر خز خز گلوش تموم شد و تنفسشم خیلی بهتر شده. الان دیگه در کسری از ثانیه با سینه خیز رفتن طول و عرض اتاق رو طی میکنه و اینور و انور میره. عاشق مارک های توی لباسه که بکنه توی دهنش. واسه خودش بیست دقیقه هم باهاش سرگرم میشه. اگه بندی چیزی ببینه سریع میره به طرفش و هی با بند بازی میکنه. شورت هاش که بند دارند کلی باهاشون سرگرم میشه. همچنان عاشق موسیقیه اما دیگه رسما نمی تونم براش کتاب بخونم چون همه کتاب رو پاره پاره میکنه واسه همین باید بگیرم بالای سرش کتاب رو که فقط ببینه. آخرشم اینقدر جیغ میزنه که قید کتاب خوندن رو میزنم. عاشق بازی دالی موشه است و ما این بازی رو در ورژن های مختلف انجام میدیم.

رابطه اش با باباییش عالیه و شبا که بابایی از سر کار برمیگرده یکی دو ساعتی پدر و پسر با هم مشغولند. من هم کلی خوش به حالم میشه و میرم سر کارهای خودم. عاشق این مشارکت همسری توی کارهای نیکان هستم. صبح ها یه موقع هایی از ساعت 6 بیدار میشه، نیکان رو عوض میکنه دست و روشو میشوره و میذاره توی کالسکه با هم میرن پیاده روی تا من بتونم یه کمی بخوابم.

گل پسری فرنی رو با اشتهایی وصف ناشدنی میخوره. سوپ مرغ رو خیلی دوست داره اما اصلا از سوپ ماهیچه خوشش نمیاد. من هم خیلی اصراری ندارم به زور بهش بدم. سیب رو میذاریم دم دهنش تا دندوناشو قلقلک بده.

++ من این حسو یه موقع هایی داشتم که آیا اونقدر که لازمه برای نیکان وقت گذاشتم و تونستم خوب پرورشش بدم یا نه؟ یعنی یه موقع هایی اصلا این حس و این علامت سوال اذیتم میکرد. چند وقت پیش از کتابفروشی یه کتاب خریدم از دکتر اسپاک. واقعا یه مرجع بسیار عالی برای سوال های بی انتهای منه. هر جا که یه کم تردید داشته باشم میرم سر وقت این کتاب. چند روز پیش داشتم یه قسمت راجع به بازی های کودک میخوندم نوشته بود بعضی از مادر و پدرها علی الخصوص برای بچه اول خیلی وقت میذارن و فک میکنن همش باید بچه رو آموزش بدن. گفته بود گاهی لازمه بچه به حال خودش رها بشه و در عین حال که والدین نزدیکش هستند اون هم برای خودش با اسباب بازی هاش مشغول باشه. البته گفته بود خوبه که یه وقتی به بچه اختصاص داده بشه هر روز اما اگر زیاد کنار بچه باشی و بخوای باهاش بازی کنی وقتی بزرگ تر شد دیگه تنهایی نمیتونه هیچ بازی ای رو انجام بده. از موقعی که این مطلب رو خوندم هم خیلی آروم تر شدم و هم خیلی منطقی تر توی بازی کردن با نیکان.

++ توی تعطیلات عید نشد که وبلاگ رو آپ کنم اما برای درست کردن غذای کمکی کلی توی نت سرچ کردم. نتیجه اش آشنایی با وبلاگ دلبند بود. شروع کردم به خوندن آرشیوش و واقعا خیلی از پستهاش به نظرم آموزنده و مفید بود. البته الان فکر کنم سوشیانس 6 ساله باشه اما من بسیار بسیار از خوندن وبلاگش لذت بردم. این مطلب در مورد فایل غذای کمکی هم بی نظیر بود. البته من گزینشی از توش غذا انتخاب میکنم به نظرم باید با مشورت پزشک یه سری غذاها رو انتخاب کرد.

++ در تحقیقات اولیه برای جشن دندونی رسیدم به این وبلاگ که کلی عکس و ایده برای جشن دندونی توش داشت. البته به نظرم بعضی ها خیلی افراط کرده بودند اما به طور کلی مرجع خوبیه برای گرفتن ایده.

++کادوی خواهری و همسرش برای تولد نیکان یه گردبند خوشگل بود که واقعا خیلی دوستش دارم. چند روز پیش بالاخره فرصت شد برم توی پیج گالری ای که ازش خرید کردند و کاراشون رو ببینم. خیلییییییی خوشم اومد از کارهاشون حالا میخوام دستبند این گردنبند رو هم سفارش بدم تا با هم ست بشن. دیدن کارهاشون خالی از لطف نیست. من البته عکس ها رو توی پیج اف بی دیدم اما سایت هم دارن. اینم آدرس سایتشون. اسم گالری هم بود گالری ک ی ا. اینم عکس گردبند من:

++ راستی واسه نیکان گوگولی از شهر کتاب یه سی دی خرید به اسم "ل ط ف ت م ب ک" برای آموزش ریتم و دستگاه های موسیقی ایرانی. البته براش یه کم زوده اما برای بچه هایی که به موسیقی علاقه مند هستند کار جالبیه. کاریه از موسسه ماهور. اینم لینکش برای اطلاعات بیشتر.

++ دیگه اینکه کلییییییییی حرف نزده دیگه دارم که چون پسری بیدار شد میذارمش واسه پست بعد:)))))

پ.ن: روشنک عزیزم من برای خوندن نوشته هات هر چی رمزهای قبلی رو میزنم نمی تونم وارد بشم. میشه اگر رمزت عوض شده بهم بدی دوباره. چند بار برات پیغام گذاشتم اما جوابی نگرفتم!!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٠ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()


Design By : Pichak