Lilypie Second Birthday tickers
یک عاشقانه آرام

++ هر چقدر هم عاشق کوچولوی دوست داشتنی ات باشی، لحظه هایی هست که دلت میخواد یه نفر بود توی ساختمون که میتونستی فسقلی رو بهش بسپری و نیم ساعت چشماتو روی هم بذاری. گاهی اوقات ساعت 2.5 3 بعدازظهر که میشه دیگه واقعا رمقی برای بازی کردن با گل پسر که اصلا انگار معنای خستگی رو نمیفهمه ندارم. نتیجه میشه اینکه کلاهمون با هم میره تو هم و مث دیروز بعدازظهر وقتی همسر از همه جا بیخبر زنگ میزنه من دیگه در حال انفجارم و بهش میگم تا یه کاری دست خودم و شازده پسرت ندادم زود بدو بیا خونه. تازگی ها یاد گرفته هی میپرسه این چیه؟؟؟ و باید جواب هزار تا این چیه رو بدم. بعد اصرار هم داره که انگشت من رو روی جسم مورد نظر بذاره و بعد من بگم اون چیه. نتیجه اینکه همش در حال پریدن به اینور و اونور هستم. خلاصه که دیروز روزی بود برای خودش. به نظرم بچه داری یه جورایی دوره صبور بودن و استقامت و مدیریت خشم و استرس و ... هزار تا چیز دیگه هم برای آدم هست. این دسته گلی هستش که هفته پیش آب داده. البته که من و باباش کلیی خندیدیم این صحنه رو که دیدیم.(کیسه ورمیشل رو خالی کرده روی زمین!!)

++ به دلیل علاقه وافر گل پسر به تی کشیدن و جارو کردن. براش این ست رو خریدیم که از روزی که خریدیم دیگه همه جا رو تی کشیده و همش در حال تمیز کردن هستش. اسم تی رو هم گذاشته تمیز.

++ دیشب فیلم Disconnect  رو دیدیم. خیلی وقت بود یه همچین فیلم پرمعنایی ندیده بودیم. به نظرم توی دنیای امروز که همه ارتباطات تبدیل به ارتباطات مجازی شده و اعتیاد به شبکه های اجتماعی و موبایل و اینترنت بیداد میکنه، این فیلم میتونه یه تلنگری باشه برای همه ما. من خودم به شخصه خیلی موقع ها بیش از حد با موبایلم وقت میگذرونم. یکی از کارهایی که توی سال 2014 میخوام بکنم یه ذره کمتر کردن این تایمی هست که توی وب هستم و این ور و اونور پرسه میزنم. واقعا کلی وقت آدم رو میگیره و خیلی هم ارزش افزوده نداره. خلاصه که من دیدن این فیلم رو شدیدا توصیه میکنم.

 ++خیلی اهل آرایش کردن نیستم. یه مدت تصمیم گرفته بودم یه خرده یاد بگیرم. واسه همین کلی فیلم از یوتیوب دانلود کردم و یه سری نکات رو یاد گرفتم. اما همیشه دوست داشتم یه نفر به زبان خیلی ساده برام توضیح بده واقعا گام های آرایش اصولی چیه. دو شب پیش از یه وبلاگی که تازه باهاش آشنا شدم این وبلاگ رو پیدا کردم. اسمش هست چی نپوشیم؟ واقعا این دختر بی نظیره. یه عالم اطلاعات خیلی خوب رو با حوصله و جزییات کامل در اختیار همه قرار داده. بعضی موقع ها که به همچین وبلاگ هایی برمیخورم عمیقا تحسین میکنم نویسنده وبلاگ رو. من برای نوشتن همین پست ساده 2 ساعت وقت گذاشتم. حالا اگه آدم بخواد تخصصی در مورد یه موضوعی حرف بزنه مسلما خیلی بیشتر باید وقت بذاره. واقعا خوندن این وبلاگ رو از دست ندین. به یه عالم از سوال هایی که همیشه در ذهن من بود خیلی عالی پاسخ داد. نگارا جان واقعا ممنونم از این همه صبر و حوصله و اطلاعات مفید.

++ فوریه 2013 یه بسته خمیر که تقریبا شبیه خمیر رس بود گرفتم و باهاش پاهای نیکان رو قالب زدم و گذاشتم خشک بشه. چند وقت پیش دوباره یه بسته خریدم و دیشب دوباره قالب زدم. وقتی گذاشتمشون پیش قبلی باورم نمیشد فسقلی من اینقدر بزرگ شده. قلب

پ.ن 1: فک کن بشینی کلییییی توضیح بدی در مورد یه چیزی یهو صفحه بپره. وایییییییی الان من کبابم یعنی. دیگه هم حسش نیست دوباره بشینم همه اون چیزایی که نوشتم رو بنویسم. الان من این ریختی ام واقعاگریهکلافه

پ.ن 2: به نظرتون با یه بچه که عاشق خاک بازیه باید چکار کرد؟؟؟ گاهی اوقات واقعا نمیدونم که نیکان رو توی انجام دادن کارهایی که اینقدر دوست داره اما ممکنه سلامتش رو به خطر بندازه تا چه حد باید آزاد گذاشت؟ اگر کسی در این مورد تجربه ای داره ممنون میشم راهنمایی کنه.

پ.ن 3: فردا آخرین روز از سال 2013 هستش. سال 2013 دوست داشتنی خداحافظ. یه عالم اولین توی تو اتفاق افتاد و واسه همین هیچ وقت فراموشت نخواهم کرد. سال 2014 عزیز مطمئنم تو هم پر از روزهای خوب خواهی بود. منتظر اتفاقات خیلی خوب در سال تو هم هستیم.

اینم یه عکس از نیکان در آستانه سال نو میلادی:

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٩ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()


Design By : Pichak