Lilypie Second Birthday tickers
یک عاشقانه آرام

اینها رو به تو میگم آرزو که حال دلم رو میدونی این روزها. شاید هیچکس اندازه تو نمیفهمه توی دلم چه غوغاییه. وقتی خبر فوت مادر نازنینت رو فهمیدم، یهویی انگار یه چیزی توی دلم لرزید، دلم هری ریخت پایین و بی اختیار اشکهام سرازیر شد. اشک هایی که انگار خیال تموم شدن نداشتند. آرزو وقتی خبر فوت ناگهانی پدرم رو بهم دادند دوست داشتم کنارم بودی و های های توی بغلت گریه میکردم. لحظات خیلی سختی بود آرزو. من تا صبح جون دادم. تا صبح که بالاخره سوار هواپیما بشم و برم پیش خانواده ام.

پدر نازنینم روز 15 مهر برای همیشه از پیش ما رفت. حالا من مانده ام یه قاب عکس و یه دنیا خاطره. توی خونه ای که از دیشب تا حالا بیشتر از همیشه عمق تنهایی ام رو بهم یادآوری میکنه.

باورم نمیشه همین یک ماه پیش بود که پدرم سالم و سلامت توی تولد نیکان حضور داشت. خیلی زود بود واسه رفتن نازنین پدرم و تو چه خوب بودی، چه ساده و بی آلایش و چه محبوب خدا که اینقدر با آرامش و بدون درد رفتی. روحت شاد نازنینم. جای تو برای همیشه در گوشه ای از قلبم خالی است.

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٢٩ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط لبخند نظرات ()


Design By : Pichak