definitely may be

بادبادک باز رو بالاخره تموم کردم. کتاب غمگینی بود. یه جاهایی اصلا باورم نمیشد این اتفاقات برای شخصیت های اصلی داستان بیافته اما نوشتارش رو خیلی دوست داشتم آدم رو واقعا می برد به تک تک اون صحنه ها.

چند وقتی بود معتاد شده بودم به موبایل دست گرفتن و کنکاش کردن در اون با دست گرفتن این کتاب به خودم قول دادم دیگه خیلی وقت برای موبایل بازی نذارم و در همین راستا امروز یه کتاب دیگه رو دست گرفتم با عنوان "هنر اندیشیدن"، نوشته جان مکسول و ترجمه معین خانلری. به نظر میاد کتاب جالبی باشه این کتاب رو دکتر ع ی س ی ج  ل ا ل ی اون موقع هایی که می اومد شرکت بهمون معرفی کرده بود. من هم به عادت همیشه که کرم کتاب بودم و بدو بدو میخواستم کتاب رو بخرم دو روز بعدش رفتم خریدمش و حالا در کنکاش کتابخونه دیدم اااااااااا این کتاب رو هنوز نخوندم.

بعد از 5 سال زندگی مشترک هنوز هم عاشق اینم که یه موقع هایی قهر کنم و همسری بیاد منت کشی حتی اگه تقصیر من باشه. از این که توی قهر به حال خودم رها بشم متنفرم و همسری اینو خیلی خوب میدونه. امروز که خیلی الکی الکی قهر کردم باهاش به نیم ساعت نکشید اومد توی اتاق و جویای حالم شد منم که کافیه فقط یه کم بخنده زودی خنده ام میگیره و آشتی میکنم. خلاصه که کلی خندیدیم. بعدش هم خودش برگشته میگه دوست داشتی اومدم حالتو پرسیدم آره!!!!!

امشب هم یه فیلم دیدیم از اون فیلم هایی که من خیلی دوست دارم و کلی رمانتیک بود و توش یه دختر بچه ای بازی میکرد که خیلی باهوش بود عاشق این بچه های باهوشم. همش میگم خدایا خواستی به ما بچه بدی یکی از این مدلیاشو واسه ما سواکن بذار کنار قربونت. اسم فیلم بود definitely may be داستانشم این بود که یه دختری کنجکاو میشه بفهمه که پدر و مادرش چه جوری با هم آشنا شدند و باباهه هم مجبور میشه همه داستانهای عشقیش رو از اول تا آخر واسش لو بده. هنرپیشه مردش هم رایان رینولد بود که یکی دو تا فیلم دیگه ازش دیدم الان یادم نیست اسمش چی بود. به هر حال به دیدنش میارزه.

به توصیه دوست جون برای گرفتن ویز ویز های مو و نرمتر شدنش یه کرم هات اویل واتیکا گرفتم که یه بار استفاده اش کردم اما موهام کلی نرم شده و احساس میکنم ویزش خیلی خیلی کمتر شده. توی این وبلاگ یه توضیحاتی در موردش داده. حالا البته باید هفته ای یک بار استفاده کنم که اثرش رو بیشتر نشون بده انشاالله. همسر که میگه موهات کلی خوش حالت شده. الله اعلم:)))

/ 12 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عطیه

خوش به حالت که شوشو میآد منت کشی... شوشوی ما بعد از هر دعوایی یه ربع بعدش میآد انگار نه انگار. شروع میکنه به حرف زدن معمولی...ولی من دلم میخواد اول از دلم در بیاره بعدش حرف معمولی بزنه... هههههههههههههههی![رویا]

غزل مامان قصیده

من تو بادبادک باز یه جاهایی گریه کردم . کتاب قشنگی بود ولی من هنوز می ترسم که باز بخونمش و باز یه جاهاییش قلبم فشرده شه و بزنم زیر گریه عادت دارم کتاب هایی که دوست دارمو هر از گاهی بخونم و بخونم ...

محبوبه

اون وبلاگه فیلتر بود برای من اینی که گفتی ایران هم پیدا میشه؟

ممول

یعنی خوشم می یاد ادا اطوارمون هم عین همه .منم به حامی التیماتوم دادم تا جایی که می شه بعد قهر پا رو غرورش بذاره و بیاد منت کشی کنه . اتفاقا منم دقیقا عین تو کافیه یه خنده کوچولو بکنه یا مثلا به وری از گوشه چشم نگام کنم دیگه یادم می ره اصلا قهر بودم پقی می زنم زیر خنده[نیشخند]

روشنک

وبی که معرفی کردی جالب بود.فقط بگم کلی منو گذاشتی سرکار نشستم چند تا مطلب دیگش را هم خوندم[لبخند] من برعکس تو اصلا دوست ندارم قهر کنم.چون همسری از اینکه من حرف نزنم اعصابش خورد میشه و هیچ خبری هم عمرا از منت کشی نیست.تازه من باید برم بعدش منت کشی[رویا]

mOzhgan

سلام... وب خوبی داری .خوش حال میشم بهم سری بزنی!!!

سنی

مطمئن باش سوا کرده آخه یا هوشش به تو میره یا باباش دیگه قربونت برم.در هر دو حالتش بیسته نمرش.فقط من بمیرم اگه بزارم این عادت" جی پی اس" به دست گرفتنش عین تو بشه[نیشخند][قهقهه]

آسوده

وای من عاشق فیلم های رمانتیک هستم. حتما حتما این فیلم رو پیدا می کنم و می بینم. ما می خواهیم موهامون رو وزوزی کنیم شما می خواهید موهاتون رو مثل ما بکنید. ای کاش می شد موها رو مثل کلاه گیس در اورد و هی مدلش رو عوض کرد. این جوری دیگه صدمه هم نمی دید.

مهرو

ببخشید میشه بگی از کجا خریدی .... من برا مامانم میخوام بگیرم .... اگه میشه آدرسشو برام بذار... من دوبی ام ... اگه آدرس بدی میتونم برم بگیرم