Only 16 days to go:))

نان تنوری با کنجد اضافه

دیزی

دیزی در کاسه سنتی

منوی غذا

منوی کودک

نوشیدنی های سنتی ایرانی

چای تازه دم ایرانی به عنوان حسن ختام

/ 37 نظر / 116 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدی

سلام لبخندجون امیدوارم لحظه های خوبی رو قبل از مامان شدن با مامانیت داشته باشی[پلک] نیکان اومد وبلاگت و مارو یادت نره![ناراحت]

نیاز

آفرین به این مامان خوب . این را بدان که هیچ چیزی لذت بخش از لحظه زایش نیست . دردها بلافاصله با شنیدن صدای نوزاد و لمس پوست او بر سینه مادر برطرف میشه . هرکس بتواند طبیعی زایمان کنه و نکنه به خودش ظلم کرده چون چند ساعت درد را با چندین روز درد عوش کرده . برایت دعا می کنم که زایمانی راحت و خاطره انگیز داشته باشی .

بهاره

خیلی خیلی خوشحالم که مامانت میاد پشت و مطمئنن لذت بعد از زایمان با حضور مادر هزار برابر میشه . برات دنیا دنیا شادی آرزو میکنم و امیدوارم که زایمان خیلی راحتی داشته باشی و نیکان عزیز سلامت پا به این دنیا بزاره.

سميه

سلام عزيزم. خوبي؟ نياكان عزيزم خوبه؟ اذيتت نميكنه؟ مرسي بابت همه راهنماييها و در اختيار گذاشتن تجربياتت به ما. راستش من ديروز بي بي چك تو خونه امتحان كردم و مثبت بود. خيلي خوشحال و خيلي هم ترسيدم. عزيزم راجع به دكتري كه معرفي كردي (خانم دكتر سماعي) واقعا كارش رو ديدي؟ از كارش مطمئني؟ بيشتر زايمان طبيعي رو معرفي ميكنه يا سزارين؟ گفتي وقتهاي ويزيتش بعد از ظهر هست؟ به نظرت من جواب آزمايش خونم مثبت بود به خانواده خودم و همسري اعلام كنيم يا منتظر بشيم تا صداي قلبش رو هم بشنويم؟ برام دعا كن كه همه چي به خير و خوشي باشه. من فقط ديروز از خدا خواستم بچه سالم و صالح بهمون بده. البته من پسر ميخوام و همسري دختر . البته من سوالهاي ديگه اي هم داشتم كه الان تو ذهنم نيست. تو فرصت بعدي ميام ازت ميپرسم . مرسي گلم.

مینا-دفتر خاطرات

گلم امیدوارم با آرامش و به سلامتی بری زایمان کنی و برگردی. من هم تصمیم دارم اگر روزی لایق مادری شدم بچه ام طبیعی به دنیا بیاد.خیلی تصمیم خوبی گرفتی. ایشاله که خدا برات آسونش کنه. هوس دیزی کردم. چقدر انگار دلنشین همه چیز اون رستوران. نوش جان

آذر

سلام عزیزم آذرم خیلی وقته مطالب تو میخونم اما برات پیام نداد م راستی فامیلی همسر من نیکان هستش اسم پسرم هم محمد علی هستش میشه محمد علی نیکان من و شما توی 1 سال ازدو اج کردیم اما من زود بچه دار شدم محمدعلیم 5/4 یاله هستش 25 فروردین 87 ساعت 25/22 اومد دنیا طبیعیم زلیمان کردم دردش قابل تحمله و به نظر من از راهی که خدا مقرر کرده بچه باید دنیا بیاد اون نیروی که بچه بیاد صرف کنه و زور بزنه که بیاد مهمه هم برای خودش هم ریه هاش و هم برای مادر بعد از اینکه به دنیا اومد بگو که بلافاصله بزارنش روی شکمت که سریع اون ارتباط بینتون برقرار بشه و عمیقتر هم میشه من با اینکه کارمندم و از 7:30تا 4:30 محمدمو نمی بینم اما با این وجود بهم خییلی وابسطس نسبت به همکارام که سزارین کردن و منم به او خیلی حساسم نسبت به مادرهایی که سزارین کردن بدون هیچ دلیلی درد زایمان طبیعی هم برا خودت خوبه شکمت زود از بین میره و هم قابل تحمله حتما بچه ات را طبعی به دنیا بیار دوست دارم برات آرزو موفقیت می کنم

ممول

وای تو چقدر پست اینجا گداشتی پس من چرا هر وقت وبلاگت رو باز می کردم نمی دیدم ؟ ؟؟؟؟؟ عزیزم ایشالله این چند روز هم به سلامتی می گذره و گل پسرت به سلامتی تو بغلت شیر می خوره . دیدی چه زود گذشت ؟ یاد اون روزی افتادم که با هم دیزی خوردیم ؟ یادته من اون موقع 4 ماهم بود و تو هنوز نیکان گلی تو دلت نبود ؟ وای کلی دلم برای اون روز پر کشید .

رها-ستایش

نه دیگه من نمی تونم از اون دیزیها بخورم باید با سنی با هم دیزی گیاهی بپزیم بخوریم[نیشخند] روزهای خوشی برات ارزو می کنم دوست جون

غزل

لبخند جون انشاا به سلامتی نیکان جون به دنیا میاد و امیدوارم زایمان راحتی داشته باشی و همه چی برات خوب پیش بره و نی نی نازت رو بغلت بگیری:) عکس های این دیزی ها هم که دیگه دل من رو برد چون کلا ادم شکمویی هستم :)) نوش جانتان عزیزم:)