شکنجه:((

شکنجه فقط این نیست که یکی رو کتک بزنند و اذیتش کنند. شکنجه واسه من اینه که ساعت دو نیم نیمه شب یخ صدای خر وپف از تو اتاق خواب بشنوم و یکی دقیقا زیر گوش خودم دو حالیکه پسرکم با چشمانی شاد و شنگول بازیش گرفته و سرم رو از فرط خواب نمی تونم نگه دارم و در حسرت اینم یکی بهم بگه یه ربع این بچه رو بده به من یه کم بخواب

/ 23 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان علیرضا

سلام .قشنگ میفهمم چی میگی، البته همسر من با بیدار شدن نی نی بلند میشه از خواب ولی مگه میشه به اون بگم بیدار بمونه و خودم بخوابم[سوال]

مریم

azizam migzare...tahamol kon madar yani in....

بانوی بهار

میفهمم عزیزم..چون خودم این تجربه رو داشتم و باز باید این پروسه برام تکرار بشه..[قلب]

مهسا

سلام به يه مامان خوب و به روز و به نظر من شجاع.من تازه اينجارو پيدا كردم و البته در آستانه مامان شدگي هستم واسه همينم دنبال مامانايي هستم كه بتونم از تجربياتشون استفاده كنم.من آرشيوتو از زمان بارداري تا حالا خوندم و يادداشت كردم.ولي خاطرات بارداري 1 و2 رمزي بود.ميشه رمزشو بدونم.راستي اونقد وقت و حوصله داري كه به سوالاتم جواب بدي؟ ايميلمو برات ميذارم تا رمزو بهم بدي.مرسي و تبريك

محمد جهرمی

سلام درک می کنم ما هم بیشتر مواقع بیدار هستیم [گل]

تلاش

جانا سخن از زیات ما می گویییی!!! آی گفتی.. [عجله]

بانوی بهار

من برای این پست یک کامنت گذاشته بودم پس کووووو؟[ناراحت] فکر کنم پرشین قورتش داده..

هدی

لبخند عزیز چندوقتی بود فرصت وبلاگ گردی نداشتم امروز اومدم و وبلاگ قشنگتو دیدم خدا نیکان رو برات نگهداره همه میگن که بیخوابیهای اوایل مادرشدن خیلی سخته امیدوارم نی نی کمتر شبها بیخوابت کنه و آقای همسر هم خدمات شبانش 1کوجولو بیشتر بشه[چشمک] شاد باشی [قلب]

مامان محمد فاضل

یه دوری زدم تا به اینجا رسیدم یه احساس مشابه منو در برگرفتم اگر چه دیر شده ولی دوست داشتم تا بهت بگم که خیلی درکت کردم[ماچ]