بالاخره آمدی عزیز دل:)))))

حسی عجیب داشتم. خیلی عجیب و در عین حال دوست داشتنی. دردها مثل همیشه نبود. نشانه ها مثل همیشه نبود و من با تمام وجودم ایمان داشتم که این بار اشتباه نکرده ام. بی قرار بودم. لحظه ها برایم طولانی تر شده بود. یک روز مانده به روز موعود دیگر تاب و توان صبر کردن رو از دست دادم. دیگه توان دیدن تنها یه خط پررنگ رو نداشتم. واسه همین زدم به سیم آخر و رفتم برای آزمایش. دکتر هندی بود. وقتی براش گفتم از نشانه هام بهم خندید. تعجب کرده بود از این همه تعجیل. اما چه می دانست از دنیای پرتلاطم درونم. ازش خواستم اگه میشه جواب رو امروز بهم بده. گفت برو خونه تا نیم ساعت دیگه بهت زنگ میزنم تلفنی بهت میگم.

خودم رو به آشپزی مشغول کردم شاید متوجه گذر زمان نشم. موبایلم زنگ زد. خودش بود. قلبم میزد بی وقفه و تند. حس میکردم الانه که از دهنم بزنه بیرون. بهم گفت: تبریک میگم، مثبتهههههه. و من تمام بغض های فرو خورده ام رو ریختم بیرون. می لرزیدم. های های زار میزدم. و اون گیج شده بود. باز هم شاید نفهمید در درونم چه غوغایی برپاست.

در آغوش همسری شاید یک ساعت بی وقفه گریه کردم. حس میکردم این اشکا عین سیل جاری شدن و حالا حالاها بند نخواهد اومد. همسرم خوشحال بود. اشک شادی رو توی چشماش دیدم.دستام توی دستش بود و خوشحالی توی نگاهش موج میزد.

من تو رو حس کرده بودم از یک هفته قبل تر. وقتی به همسر گفتم. خندید و بهم امید داد که امیدواره حسم درست باشه. و من احساس مادرانه ام میگفت که این ماه تو رو دارم. خوشحال بودم حسی داشتم که اصلا برام قابل توصیف نیست. اون شب نخوابیدم. تا خود صبح بیدار بودم. از داشتن این موهبت نمی دونستم باید چه جوری خدا رو شکر کنم.

الان که نشستم اینجا و دارم از تو کوچولوی دوست داشتنی مینوسم با چشمهای خودم دیدمت. دیروز خانوم دکتر تو رو واضح دید و کلی امید داد که همه چیز رو به راهه. سنت 6 هفته و یک روزه و قراره که تا دو هفته دیگه صدای قلبت رو هم بشنویم.

میدونم یه سفر دوست داشتنی با هم خواهیم داشت و می دونم از این دوران بی اندازه لذت خواهیم برد. امیدوارم در پناه الطاف بیدریغ خدای خوب و مهربان، سالم و سلامت به دنیا بیایی و عاشقانه آرام ما رو صد برابر باصفاتر کنی. 

/ 99 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک روح زیبا

مصی عزیززززززززم -حالا که دیگران گفتن منم جلو خودمو نمیگیرم[ماچ]

روشنک

مصی جونم بیا از نی نی بنویس...دوست دارم تجربیاتتو تو این زمینه بشنوم...من شدیدا قبولت دارم[لبخند]

بهار

به خدا خیلی خوشحال شدم تبریک مامانییییییییییییییییییییییییی[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

ممول

آهای مادر خانم تنبل خانم این عزیز دل بیا بنویس برامون ببینیم در چه حالی ؟ همه چی مرتبه ؟ خوبی ؟ ویار شروع شده ؟ انرژی بدنت در چه حاله ؟ بابا دق نده ما رو خسیس . تو نمی دونی این عزیز دل صدها برابر بیشتر از اونچه فکرشو بکنی برای ما عزیزه پس بیا و ما رو حسرت به دل نذار و بنویس ازش برامون تنبل خانووووووووووم [ماچ]

سارا

خیلی مبارکه. اشکمو در آوردی.[ماچ]

آتش

تبريك، درك زيباترين حس خداوندي، يعني مادري، شايسته تبريك بسيار است.

فرنگیس

سلام عزیز من تو رو لینکیدم اما تو .............[ناراحت]

مهرداد

تبریک می گم مدتی بود نخوندمت خوشحال شدم دارین نی نی دار میشین

الهام

سلام مامان خانوم مبارکت باشه نینی دار شدنتون خیلی خیلی خیلی خوشحالم که یه مامان به مامانای دیگه اضافه شد بهترینها رو واسه هر سه تاتون میخوام.[ماچ][گل][گل][گل] اگه دوست داشتی به وب پسمل منم سر بزن خوشحال میشم. اینم آدرس وب eshghemaman.blogfa

elnaz

masie por az ehsasam ashkamo darovordi ghorboonet beram[قل]aztahe delam az khoda barat arezooye behtarinharo daram va biiiiiiiiiiiiiiiiiiiandaze baratoon khoshhalam va vaaaaaaaaaaaaaaghean khodaroshokr e [قلب][ماچ]