جوگیر میشویم و بفرمایید شام شرکت میکنیم:))

دیشب خواهری زنگ زد و گفت که مژده بده بفرمایید شام داره میاد دبی. وایییییییی کلی ذوق کردم. اما بعدش گفتم بابا کلی دل شیر میخواد آدم توی این برنامه شرکت کنه. فکر کنم من جلوی دوربین از استرس لکنت بگیرم. اما با کمال پررویی بدو بدو رفتم و یه ایمیل فرستادم که خانوم ها آقایون بنده میخوام شرکت کنم توی مسابقه. امروز دیدم ایمیل زدند که اطلاعات کامل رو بفرستید مثل اینکه الکی الکی دارم میرم توی مسابقه ها. یه موقعی دیدید واسه خودم برنده هم شدم. دیشب کلی با همسر خندیدیم. بهش میگم ما که یه اتاق خواب بیشتر نداریم بعد اون سه نفر رو کجا میخوان ببرن هی ازشون سوال بپرسن. میگه درو می بندیم صدا بیرون نمیاد. اونم کلی جو گرفته بودش جدی گرفته بود شرکت کردن من توی مسابقه رو. خلاصه که کلی سوژه شده بود. نیشخندمژه

یه چیز بی ربط دیگه هم بگم و برم. بنده رسما عاشق و شیفته محصولات دتول شدم و رفت. الان یه مایع دستشویی از اینهایی که سنسور داره خریدم و همین الان دستامو شستم یه بویی میده که دارم از بوش مست میشم. خواستم بگم دتولللللللللل جان دوستت دارم که تو حقا از بین برنده همه جرم هایی.اینجا دبی آی لاو یو دتولللللللنیشخند

/ 37 نظر / 84 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان

وااااای چه عالی حتماً برنده ای ... ما همه با تو هستیم (2بار) ![پلک]

لبخند خانوم

سلام. تو وبلاگ مستانه جون دیدم یه نفر هم اسم منه اومدم به وبلاگش سر بزنم. دیدم یکی از شرکت کننده های بفرمایید شام دراومد[لبخند]چقدر عالی. بهرحال خیلی هیجان انگیزه. راسی من قبلنا با اسم واقعیم می نوشتم و اون وقتا قالب وبلاگم همین قالب شما بود که خیلی هم دوستش داشتم. ولی مدتیه این جای جدید با این اسم جدید می نویسم. بهرحال خوشحالم از آشناییت لبخند جون.

میلاد

روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند. مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟ فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پ

سماهیر

افرین امیدیدوارم برنده شی و ببینیمت قبش خبر بده که شمایید

الهام

اتفاقا وقتی گفت میان دوبی من ناخودگاه یاد شما افتادم . آخه همیشه از غذاهایی که درست می کنی تو وبت می ذاری و مطمئنم که به آشپزی علاقه داری . من با خودم گفتم حتما شرکت می کنی . امیدوارم که برنده هم باشی امروز می خواستم بیام و بهت بگم که شرکت کنی که دیدم خودت زودتر گفتی موفق باشی

جوجو

[قلب]سلام عزیزم اولین باره میام اینجا از وبه زهرا جون اومدم ان شاالله که قبول میشی و شرکت میکنی و برنده هم میشی خوشحال میشم بم سر بزنی[قلب]

سارا

حیف که از بیننده ها رای و نظر نمیخوان. وگرنه همه بهت نمره خوب میدادیم!

بیتا

حتمن شرکت کن! نامردی نکن و بگو که تو کدوم قسمتی[چشمک]

سارا

دوستم روز پخشش رو بگو ما هم ببینیم

لیدی جین

باور می کنی تا گفت بفرمایید شام داره می ره دبی گفتم حتما تو رو اون جا می بینم؟