جملات قصار از نوع نیکانی

++ توی ماشین داریم با رامک حرف میزنیم. بهش میگم تندر 90 ماشین خوبیه اما کیمیا شده. با چشمای گردش بهم نگاه میکنه میگه مامانی کیمیا اسمش رو عوض کرده(کیمیا اسم دختر پسرخالمه) بعد براش توضیح میدم معنیش چیه. درست یک ماه بعد همه سر سفره نشستیم و برمیگرده به کیمیا که کنارش نشسته میگه: میدونی مامانی اسمتو عوض کرده؟؟ اسمت شده تندر 90. قلبخندهبغلقهقهه

++ داره باهام حرف میزنه میگه: مامانی من خودم نشنویدم که سپهر به دینا چی گفت( یعنی که شنیدم)

++ میخواد بگه فلان چیز میشه یا نمیشه. میگه مامانی یا میشه یا نمیشه!!!

++ عاشق شکلات المانه. وقتی از سهمیه اش بیشتر میخوره و میدونه که دیگه بهش نمیدم. میاد میگه مثلا یه دونه بده بدم به سپهر. بعد من بهش میدم و توی دستش نگه میداره. میگم خوب بده به سپهر بعدش میگه مامانی نصف نصف. نصف مال من نصف مال سپهر. باشهههههههه؟؟خنده

++ وقتی خواهری میاد خونه مامان اینا و میخواد بره گریه سر میده که: واییییی خدایا حالا من چکار کنم. خدایا دلم نمیخواد آدما کم بشن. دوس دارم زیاد باشیم!!!نگران

++عاشق آب بازیه و دلش میخواد دو تا ظرف بهش بدیم هی آبا رو پر و خالی کنه و این وسط نصفش میریزه روی میز و اینور و اونور و بالاخره ظرفای آب خالی میشن. بعدش میاد جلو کله اش رو کج میکنه و عین گربه نگاهم میکنه و میگه مامانی این آخریشه. قول قول قلل یعنی که دوباره ظرفم رو پر آب کن برامقهقهه

++ روزی صد بار من نقشم عوض میشه الان رالف راننده ام، دو دقیقه بعد میشم تدی، بعدش میشم پلی پلیس و بعدش بیلی بناقلب

++ تازگیا هی میاد دستم رو میگیره میگه تو هم باهام بیا هر جا که میرم. امروز وقتی بهش میگم خودت برو تو آشپزخونه چرا من بیام میگه: آخه دزده میاد منو می بره!!! موندم اینو کدوم یکی از بچه ها توی ذهنش کرده. !!!کلافه

++ گلاب به روتون وقتی میره کار بزرگه رو انجام بده و مجبوره زور بزنه توی همون توالت گیر میده انجیر یا برگه برام بیار تا پی پی ام شل بشه!!!!زبان

++ آهنگ غمگین که میاد سریع اعتراض میکنه میگه این آهنگه ناراحتیه آهنگ خوشخالی برام بذار. این روزها مدام داره توی خونه امشو شو شه لیپاک لیری لونه رو میخونه. کلافه

پ.ن 1: نیکان گلی دیروز 32 ماهه شد و واقعا نمیفهمم چرا اینقدر زمان زود میگذره و من تنها ذره ای از اون رو میتونم ثبت کنم با فیلم و عکسام. قلبماچ

پ.ن 2: بچه ها یه خانوم جوون با سه تا بچه تازه بیوه شده و با کارگری داره خرج بچه هاش رو میده، برای پول پیش خونه اش به شدت پول لازمه. اگر دوست داشتین کمک کنید ی خبر بهم بدین. بنده خدا خیلی خیلی گیره پوله.

/ 19 نظر / 551 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نبات

سلام عزیزم اولین باری بود که از وبلاگ دیگه ای به نوشته هات رسیدم و خیلی از پست هات رو خوندم ... و البته استفاده کردم ... برای خودت و پسر و همسرت آرزوی سلامت و خوشبختی مدام دارم

راز

لبخند جان چقدر وبلاگت خوبه،آدم لذت میبره از خوندن مطالبت.http://ye-asheghaneye-aram.persianblog.ir/1391/6/من قصد بارداری دارم دارم مطالبتو میخونمو و کیف میکنم.انشاءا... هر جا که هستی سالم و شاد باشین.پسر نازنینتو ببوس

فاطمه

> سلام ممنون از لینکه عزیزم وقت گذاشتید وجواب دادید -باشه-ولیاگه نسختون > بدید ممنون میشم کمک بزرگی کردید .با ی دکتر هم نسخه تونو مشورت میدم

فاطمه

> سلام ممنون از لینکه عزیزم وقت گذاشتید وجواب دادید -باشه-ولیاگه نسختون > بدید ممنون میشم کمک بزرگی کردید .با ی دکتر هم نسخه تونو مشورت میدم

فاطمه

[خجالت]

safar-dar-meh

سلام من تازه به طور اتفاقی با وبلاگ تون آشنا شدم مطلب تون درباره بازی های بچه های شش ماهه خیلی برام جالب بود و منو به اینجا کشوند. حیف که دیگه من

safar-dar-meh

سلام من تازه به طور اتفاقی با وبلاگ تون آشنا شدم مطلب تون درباره بازی های بچه های شش ماهه خیلی برام جالب بود و منو به اینجا کشوند. حیف که دیگه من

safar-dar-meh

سلام من تازه به طور اتفاقی با وبلاگ تون آشنا شدم مطلب تون درباره بازی های بچه های شش ماهه خیلی برام جالب بود و منو به اینجا کشوند. حیف که دیگه من

safar-dar-meh

اشتباه تایپی از بس عجله دارم تا پسر کوچولوم خوابه بنویسم... حیف که دیگه نمی نویسید