عکس های برفی. :))

منظره جلوی درب آپارتمان منزل پدر همسری:

ویو تپه های روبرو از پنجره اتاق پذیرایی:

کبوترهای گرسنه در جستجوی غذا:

آش در روز برفی:

اولین مواجهه نیکان با برف:

من بر فراز تپه ها:

/ 17 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شایسته

سلام عزیزم چقدر دلم واسه وبلاگت تنگ شده بود مدتها بود نیومده بودم چون چندین بار اومدم دیدم مطلب نذاشتی دیگه ناامید شدم خیلی با مطالبت انرژی میگیرم نمیدونم چرا فقط بدون دوست دارم و بهترینهارو برات آرزو دارم

محسن

زندگی زیباست چون تصویر ماست در مسیرش هرچه نازیباست از تقصیر ماست زیباست مرســــــــــــــی[لبخند][گل]

ستايش

قربون اين فرشته برم كه اينقدر ماه وايستاده بچه شايد تعجب كرده از برف چهره اش علامت سوال شده. مي گما عجب آشي بابا نوش جون. اين قوري ها رو منم خيلي دوست دارم يه دونه دارم البته از لاهيجان خريدم خيلي كوچولوتر از اين همراه با يه وارمر كوچولو مباركت باشه عزيزم.

غزل

وای چه سفره ای دلم بد جور آب افتاد[خوشمزه] ای قربون نیکان برم من که یه پر این همه به ذوقش میاره[قلب]

هدی

سلام گلم خوبی؟ نیکان چه بزرگ شده ماشاا...[ماچ] این تپه های کجاست؟ جون میده واسه برف بازی[نیشخند]

ریحانه

سلام من حدود ی هفته پیش به طور خیلی اتفاق که الان یادم نمیاد چطور بود با وبلاگ شما آشنا شدم. و باید بگم که برام مثل یک کتاب جذاب و پر کشش بود.بطوریکه همش منتظر فرصتی بودم که بیام و بقیه ش رو بخونم.و واقعا بیشتر از هر چیز از پر انرژی بودن شما کمال لذت رو بردم.الانم همشو خوندم و از اینکه زندگی خوب و خوش و همسر و فرزند خوبی دارید خوشحالم. در پناه حق باشید.

دریا

چه اشی جه قوره ای چه پسری چه برفی این همه عشق برشما مبارک

پريسيما

سلام.شما چه مامان فعالي هستيد.به ندرت ديدم از دست بچه و بچه داري شكايت كنيد يا غر بزيند.هميشه هم يه كار جديد انجام دادي [گل]

الهه

سلام عزیزم. ممنون بابت آدرس و تلفن. از الان چشم انتظار اردیبهشتم و دیدن گل روی خودت و گل پسر.چه اردیبهشتی بشه. من که همین طوری هم عاشق اردیبهشتم.[ماچ]

عطیه

آدم باورش نمیشه این بساط برف مال همین دو سه هفته پیش بوده! بس که این روزا هوا به شدت تغییر کرده و بوی بهار همه جا پیچیده... من دقت کردم. بچه ها کلا عاشق پرن. دیگه اگه وسیله بازی هم بشه که حسابی کیفور میشن... آفرین به تو مامانی خلاق. [ماچ]