دل و دماغ ندارم:((

دلم میخواست نیکان که خوابید بیام یه پست بذارم پر از حرف و انرژی مثبت اما با خوندن وبلاگ ساچلی دلم هری ریخت پایین. اینقدر ناراحت شدم که اصلا دیگه نمی تونم بنویسم. خیلی وقت نیست که وبلاگ ساچلی رو میخونم اما با خوندن همون چند تا پست فهمیدم که چقدر همسرش و دخترش رو دوست داره. خداوند همسر مهربونت رو بیامرزه ساچلی عزیز. میدونم این روزها خیلی روزهای سختی برات هستند، چیزی ندارم بگم جز اینکه برات یه دنیا صبر از خدا آرزو میکنم.

/ 7 نظر / 19 بازدید
مهرداد

سلام قضیه ساچلی رو خوندم خیلی ناراحت کننده س خدا بیامرزدش من یادم رفت ادرس وبِ جدیدمو بزارم http://foogh.blogfa.com/ راسی نیکان جان خوبه؟

رزیتا

مصی جان ، منم همینطور ، یه غمی تو قلبم پیچیده ، خدا بهش صبر و آرامش بده ...........

عطیه

وای خواهری منم دلم داغونه. همه ش تو فکرشم. با خودم میگم الان تو دلش چه بلوایی یه. طفلی دختر نازش... طفلی خودش...

مینا- دفتر خاطرات

منم خیلی ناراحتم واسه اش... خدا بیامرزه شوهرشونو. فندوقت چطوره؟

مامان سیلوانا

حرفی نمی تونم بزنم ، جز اینکه براش طلب صبر و آرامش کنم . حال منم گرفته شد . شدیدا" براش غصه خوردم . [ناراحت]

زهره

ایییییییییییییییییی لبخند جون. چرا افسرده شدی. اگه ساچلی دوستته براش ارزوی صبر و استقامت زیاد میکنیم. خدا بیامرزه همسرش رو. و خدا برای هیچ کس این غم بزرگ رو نیاره[گریه] خیلی سخته

peni

salam ,mikhastam bedoonam shoma ke dubai bardar boodid class yoga va pilatest bardari koja mirafrtin ,man ham dubai hastam va alan 5 mahame ,mamnoon misham rahnamyeem konid