چهار سالگی

بالاخره ٢۴ خرداد رسید و ما چهارسالگی رو پشت سر گذاشتیم و رفت توی پنج سال. پنج سال اینقدر زود گذشت که احساس میکنم همین دیروز بود که توی لباس عروسی کنار همسری می رفتم توی سالن. خداوندا ازت ممنونم که همیشه پشت و پناهمون بودی و خونه عشقمون رو همیشه رونق بخشیدی. همسر مهربونم از اینکه کنارم هستی و از اینکه کنارت هستم همیشه به خودم می بالم. دوستت دارم خیلی زیاد.

هدیه سالگرد ازدواج همسری یه ماساژ ویژه بود که قراره امشب با یکی از دوست جوناش برن بزنن به تن و بدن.:))))

خیلی خیلی سرم شلوغه دارم بار و بندیلم رو می بندم و حسابی کارهای دقیقه نودی دارم که باید انجام بشه.:)))

/ 34 نظر / 95 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

سلام بانو آمدید ایران؟ خوبید؟ خبری نیست از شما؟

محبوبه

خوبی بانو؟ کجایی؟ چه خبر؟ دارید میاید ایران؟ نگران شدیم نیستید

آسوده

تبریک می گم عزیزم. امیدوارم همیشه همین طور عاشق هم باشید. آره زمان خیلی سریع می گذره . انگار همین دیروز بود عروسی کردیم.

برای تو

5 ساله شدنتون مبارک الهی که همیشه شاد و سلامت باشین

سارا

سلام عزیزم تبریک می گم بهت امیدوارم که همیشه شاد باشی

نسیم

عزیزم چرا نیستی ؟؟؟؟؟؟؟؟[ناراحت]

بهاره

سلام فمر کنم رفتین ایران اصلا ازتون خبری نیست هرجا که هستین خوش باشین

zahra

سلام مبارک باشه. امیدوارم همیشه خوشبخت باشید.

سزا

یه لحظه حس کردم درباره تولد حرف می زنی... گرچه دسته کمی از تولد نداره...

بهار

اولین وبلاگی که بهش سر میزنم که اینقدر فعال بوده از سال 85 خیلی از پستاتون رمز میخواست نتونستم وارد بشم واقعا خسته نباشی

Whoops, looks like something went wrong.