انتظار

سخت است این همه انتظار. دلم بدجور گرفته به اندازه همه عالم. خدایا حواست به من هست آیا؟؟؟ ناراحت

/ 15 نظر / 113 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عطیه

خودتم میدونی که خدا همیشه و همه جا حواسش بهت بوده ... فقط کافیه برگردی و یه نگاهی به پشت سرت بندازی... من که هر وقت دلم میگیره و حس میکنم که چرا اتفاقا اون جوری که من دلم میخواد پیش نمیره به این جمله فکر میکنم: اندوه مردم از آن است که کارها پیش از وقت میطلبند! یادته که! مشکل اینجاست که ما فکر میکنیم اون وقت رو ما باید تعیین کنیم... اما خدا همیشه بهترین وقت رو برامون مشخص میکنه... پس عزیز دل! فقط صبور باش... که البته این هم خیلی سخته...[ماچ]

maryam

چرا ؟ جی شده خانم گل...نبینم ناراحت باشی و دلتنگ...امیدوارم با برگشتن همسری عزیز از این دلتنگی بیای بیرون دوست خوبم.

بیتا

بمیرم! نیومد همسری؟![ناراحت] وقتی برگرده عوضش دو برابر خوشحال میشی![بغل]

ارغوانی

صبر کن دوستم ، صبر راستی رمز نمی دی ، واسه مطلب بعدیت [خجالت]

دختردریا

هیچ وقت نا امید نشو خدا همیشه حواسش به من و تو هست یکمی بیشتر صبر کن فقط همین.[لبخند]

سنی

ای جون....ای دون.....الان دیدن من این پست یه جمله ای دردمنشانه رو:-)) مصی جان انتظار از هر نوعش سخته ولی در عوض همین انتظارهاست که ما رو برای تلاش بیشتر و خیلی چیزهای دیگه امیدوارتر میکنه فکر کن که اگه همه چیر بر وفق مراد باشه و تو هیچ آرزویی نداشته باشی که براش انتظار بکشی چقدر زندگی خسته کننده میشد نه؟ و به قول عطیه جان اون زمانه هنوز وقتش نرسیده هرچند ما میخواییم که الان وقتش باشه ولی مثل همیشه و مثل خیلی از اتفاقهای دیگه ای که تو زندگیت برات افتاده خودت میدونی خدا خودش بهترین زمان رو برای براورده شدن خواسته هات در نظر گرفته زمانی که تو نمیدونی کی هست و چرا ولی اون خیلی خوب میدونه پس فقط توکل کن....

منا

لبخند خانم منم از انتظار بیزارمو دارم تمرین میکنم [لبخند]

نگین

سلام من مدتهاست که مثل سریالهای دنباله دار معتاد وبلاگتم ولی قبلا اعترف کرده بودم که کمتر کامنت میزاشتم .الان که اومدم اینجا و اینطوری دیدم کلی [نگران] خلاصه نمی دونم برای اعتیاد ما یه کاری بکن موفق باشی لبخند خانم

محبوبه

چه شانسی آوردم من که کمی قبل از این تصمیم شما تونستم نوشته هاتون رو بخونم دلم برای نوشته هاتون تنگ می‌شه خوشحال می‌شم اگر رمزتون رو داشته باشم رازدارم من

راحله

این روزها منم مثل توام... گاهی به خدا شکایت می کنم و گاهی صبوری می کنم و تسلیمش میشم.... پس صبوری کنیم و بدونیم که برای این انتظار هم علتی هست....[قلب]